قیمتگذاری گرداب هائل است، هنگامی که درون آن بیفتیم با هر دست و پا زدنی، بیشتر سقوط کرده و فرو میرویم. این اتفاق از سال ۱۳۵۴ تاکنون یعنی حدود نیم قرن در ایران همزاد با تورم وجود دارد.
حداقل این را می توانیم بگوییم سیاست هایی که در حوزه مسکن داشتیم در طول دهه های اخیر- مربوط به این دوره هم نیست- نتوانسته دغدغه مردم نسبت به تامین یکی از نیازهای اساسی شان مثل مســکن را برطرف کند و این ناکارآمدی دولت ها در حوزه مسکن فشــار را فقط بر مردم اضافه کرده است.
شاید مقامات دولتی معتقد باشند که ما کارهای خود را میکنیم و کاری به سخن دیگران نداریم و رضایت خداوند ما را کفایت میکند. فارغ از اینکه افراد چگونه میتوانند از رضایت خداوند نسبت به اعمال خود اطمینان یابند، باید گفت که در هر حال رضایت بندگان خدا قرینهای بر احتمال رضایت خداست و در دنیای امروز پاسخ دادن به پرسشهای افکار عمومی آزمونی برای موفقیت احتمالی در پاسخگویی در آن دنیاست.
معینالدین سعیدی نماینده چابهار میگوید: به جای اینکه دولت چالش را مرتفع کند، آمارسازی میکند؛ این یعنی جوری آمار میدهند که بسیاری از ناظران بیطرف مشکوک شوند که آیا واقعاً آقایان دولت و رئیس جمهور در کشور دیگری زندگی میکنند! آیا این آمار مربوط به شرایط اقتصادی ما است یا از جای دیگری این آمار را میسازند؟
نکته تاسفبار از حیث اخلاقی در سخنان اخیر رییسی این است که کاهش تاریخی نورخ تورم در سال ۹۴ و نیز تک رقمی شدن بیسابقه آن در سال های ۹۵ و ۹۶ را با انگ رکود بیارزش و خوار جلوه میدهد.
اگر کلهای پولی و انتظارات کنترل شود و تورم در بازهای معقول جا خوش کند، تکانههای ارزی به شکل قابل توجهی محدود میشود و اگر هم رخ دهد، دیگر مانند یک شوک طرف عرضه عمل میکند و نیازی به مداخله از سوی سیاستگذار ندارد.
مردم خستهاند از اصل دانستن حجاب و فرع شمردن تورم و گرانی که کمر آنها را شکسته است؛ مردم بیزار از دیده نشدن آثار شوم سالها تحریم بر پیکره و روح جامعه و بیتفاوتی در برابر مهاجرت نخبگان و ورود جمعیتهای کثیر غیر ایرانی به شهرهای وطن هستند، مردم از شنیده نشدن انتقاد و اعتراض و از سرگردانی نسل جوان بیزارند.
مرکز آمار ایران از کاهش محسوس نرخ تورم نقطه به نقطه در خرداد امسال رونمایی و اعلام کرد نرخ تورم نقطه به نقطه از ۵۴.۶درصد در اردیبهشت امسال به ۴۲.۶درصد در خردادماه سالجاری رسیده به این معنا که فشار تورم بر سفره مردم ۱۲درصد کمتر شده است.
درخرداد ماه 1402 شاخص قیمت مصرف کننده خانوارهای کشوربه عدد ١٨٩,٣ رسیده است که نسبت به ماه قبل، 2 درصد افزایش، نسبت به ماه مشابه سال قبل، ٤٢.٦ درصد افزایش و در دوازده ماهه منتهی به ماه جاری نسبت به دوره مشابه سال قبل، ٤٨.٥ درصد افزایش داشته است.
در چنین شرایطی مشخص نیست که مدیران اقتصادی چگونه به خود جرأت میدهند از روند کاهشی تورم سخن به میان آورده و چگونه میتوانند امید را به جامعه تزریق کنند؟!
حمایتهای همه جانبه رهبری از دولت سیزدهم این تصور را در افکار عمومی به وجود آورده که این دولت به توصیههای رهبری بدون کم و کاست عمل خواهد کرد و هیچیک از رهنمودهای ایشان را نادیده نخواهد گرفت.
دو بار در کشور تورم تکرقمی را تجربه کردیم؛ یکی در دهه ۶۰ در دو سال ۶۴ و ۶۹ و دیگری در دهه ۹۰ از سه ماهه آخر ۹۴ تا سه ماهه اول ۹۷. بعد از انقلاب سابقه نداشت که دو سال و نیم تورم تکرقمی شده باشد... ما در ۴ سال با تعامل سازنده پایینترین رقم در شاخص فلاکت را به دست آوردیم.
همه آنها که دستی بر آتش سیاست و اقتصاد دارند، میدانند که سیاستگذاری اقتصادی برای عبور از وضع موجود، شرط لازم است؛ اما شرط کافی نیست. شرط کافی برای پایان دادن به این وضعیت، «اراده سیاسی» است.
افزایش نرخ ارز بهواسطۀ افزایش تقاضای پول که در نهایت منجر به افزایش عرضۀ پول خواهد شد، عامل اصلی افزایش تورم است و این چرخه بهصورت درونزا دائماً در حال تشدید خود است.
در سالهای اخیر و به ویژه در یک سال اخیر و حتی ماههای اخیر نشانههای سرگشتگی در رابطه نرخ ارز و تورم با وجود شبه یقین درباره رابطه این دو، به خوبی هویدا بوده است. این سرگشتگی اگر صرفا پیامدش ناقص بودن دانش ما باشد، مساله با اهمیتی نیست. مشکل آنجا است که این سرگشتگی میتواند تصمیمگیری ما را در مسیری سوق دهد که این درد گران تورم و کاهش ارزش پول ملی را همچنان تداوم بخشد.