تورم سالهاست یکی از مسائل اصلی اقتصاد ایران است؛ مسئلهای که فقط قیمت کالاها و خدمات را بالا نمیبرد، بلکه قدرت خرید خانوارها، تصمیمهای سرمایهگذاری، رفتار تولیدکنندگان و حتی اعتماد مردم به آینده اقتصاد را تحتتأثیر قرار میدهد.
مصرف سرانه گوشت قرمز از حدود 14 کیلوگرم در اواسط دهه 1380 به حدود 5 کیلوگرم در سالهای اخیر رسیده است. خانوارهای ایرانی برای جبران کاهش دسترسی به گوشت قرمز، به مصرف گوشت مرغ روی آوردهاند.
افزایش شدید قیمتها در ماههای اخیر باعث شده واژه ابرتورم در شبکههای اجتماعی مورد توجه قرار گیرد. برخی صفحات اقتصادی حتی از ورود ایران به ابرتورم یا ابرتورم قریبالوقوع سخن میگویند. اما بررسی آمار رسمی و تعریف علمی ابرتورم نشان میدهد اقتصاد ایران با وجود تورم بسیار بالابا شرایط ابرتورمی فاصله زیادی دارد.
مرتضی نجفی قدسی با هشدار نسبت به تبعات طرح عرضه بنزین آزاد با نرخ ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان، تأکید کرد که افزایش شدید قیمت بنزین نهتنها مشکلی از دولت حل نمیکند، بلکه میتواند با ایجاد موج جدید تورمی و فشار بر معیشت مردم، زمینهساز تشنج و نارضایتی اجتماعی شود.
با رفتن بیش از ۴۰ درصد از جمعیت کشور به زیر خط فقر، کشور به فقر فراگیر دچار شده و با کنترل قیمت کالاهای اساسی میتوان تا حدی جلوی این روند فقرگستر را گرفت.
گزارش جدید مرکز آمار از تغییرات شاخص قیمت مصرفکننده خانوارهای کشور(نرخ تورم) نشان میدهد کسری شدید منابع بودجه دولت بر معیشت روزمره مردم و به ویژه اقشارکم درآمد سایه انداخته است.
پاسخ محسن راجی اسدآبادی استاد دانشگاه به وزیر اسبق؛
هرگاه اقتصاد به میدان رقابتهای سیاسی تبدیل شود، نخستین قربانی آن حقیقت است. ادعای مطلقی مانند "سهم جنگ در تورم صفر است" نه با مبانی علم اقتصاد سازگار است و نه با واقعیتهای اقتصاد ایران؛ اقتصادی که همزمان از مشکلات ساختاری و شوکهای بیرونی تأثیر میپذیرد.
گزارش تورم خرداد ۱۴۰۵ تنها یک مجموعه عدد و رقم نیست؛ روایتی از جهش بیسابقه قیمتها، کوچکتر شدن سفره خانوارها و ورود اقتصاد ایران به مرحلهای است که میتوان آن را «هشدار قرمز معیشتی» توصیف کرد.
گزارش اخیر بانک مرکزی و مرکز آمار ایران از وضعیت شاخص قیمت مصرفکننده در اردیبهشت امسال نشان داد که پیشبینی قبلی کارشناسان برای ظهور اَبَرتورم در اقتصاد ملی محقق شده است و اینک در ابتدای مسیر تشدید این وضعیت بحرانی هستیم.
طبق شواهد آماری و تحلیل برخی کارشناسان، موج گرانی های اخیر، پیش از شروع تنش های نظامی و با تغیر سیاست ارزی در زمستان سال گذشته آغاز شد و جنگ آتشی بود که به انبار باروت تصمیمات اقتصادی رسید.
در شرایطی که اقتصاد با فشارهای ناشی از تحریم، بیثباتی و الزامات یک اقتصاد جنگی مواجه است، تعیین نرخ سود بانکی به یکی از حساسترین تصمیمهای سیاستگذاری تبدیل میشود. در چنین فضایی، سیاستگذار باید میان مهار تورم، حفظ ثبات پولی و جلوگیری از آسیب به تولید تعادل برقرار کند؛ تعادلی که نه با سرکوب شدید نرخ سود و نه با آزادسازی کامل آن حاصل میشود.
تورم یکی از مهمترین چالشهای اقتصادی هر کشور است، اما وقتی کشور در شرایط بحران، جنگ و محاصره اقتصادی قرار دارد، مهار آن به مراتب پیچیدهتر و دشوارتر میشود.