به گزارش سایت خبری پُرسون، افسردگی یکی از شایعترین اختلالات روانی در جهان است که نهتنها خلقوخو، بلکه عملکرد شغلی، روابط اجتماعی و کیفیت کلی زندگی افراد را تحت تأثیر قرار میدهد. این اختلال میتواند با احساس غم مداوم، کاهش انرژی، بیانگیزگی، اختلال خواب و کاهش تمرکز همراه باشد. بر اساس گزارشهای جهانی، افسردگی یکی از مهمترین علل ناتوانی در سطح جهان به شمار میرود و بار سنگینی را بر دوش نظامهای سلامت و خانوادهها میگذارد. هرچند بسیاری از مبتلایان با داروهای ضدافسردگی یا رواندرمانی بهبود مییابند، اما این مسیر درمانی برای همه یکسان و موفق نیست.
بخشی از بیماران، حتی پس از طی دورههای کامل دارودرمانی یا شرکت در رواندرمانیهای معتبر، بهبود قابل توجهی را تجربه نمیکنند. به این وضعیت «افسردگی مقاوم به درمان» گفته میشود؛ حالتی که معمولاً پس از بیپاسخ ماندن دستکم دو روش درمانی استاندارد مطرح میشود. این نوع افسردگی با رنج روانی طولانیمدت، افزایش خطر خودکشی، افت شدید عملکرد شغلی و فشار اقتصادی و عاطفی بر خانواده همراه است. پیچیدگی این وضعیت باعث شده است که پژوهشگران بهدنبال درک بهتر سازوکارهای زیستی، روانی و اجتماعی آن و یافتن درمانهای مؤثرتر و سریعتر باشند.
در همین راستا، مریم طالبی، استادیار گروه روانشناسی دانشگاه راه دانش بابل، بههمراه دو همکار دانشگاهی خود، پژوهشی را در زمینه بررسی یک روش نوین تحریک مغزی برای کمک به بیماران مبتلا به افسردگی مقاوم انجام دادهاند. این مطالعه با تمرکز بر تغییر روند افسردگی و سنجش کارایی نوعی تحریک مغناطیسی شتابیافته طراحی شده است؛ روشی که تلاش میکند با اثرگذاری مستقیم بر نواحی درگیر مغز، علائم افسردگی را کاهش دهد و مسیر درمان را برای این بیماران هموارتر کند.
در این پژوهش، ۶۰ زن ۱۸ تا ۵۵ ساله مبتلا به افسردگی مقاوم به درمان از میان مراجعهکنندگان یک مرکز درمانی روانپزشکی در شهر ساری مشارکت داشتند. در طول پنج روز متوالی، بیماران روزانه چهار جلسه ۲۰ دقیقهای تحریک مغناطیسی دریافت کردند که بین هر جلسه، ۳۰ دقیقه فاصله وجود داشت. شدت افسردگی شرکتکنندگان با استفاده از پرسشنامههای معتبر و رایج قبل و بعد از مداخله سنجیده شد تا تغییرات احتمالی بهصورت عینی بررسی شود.
یافتههای پژوهش فوق که در فصلنامه «مطالعات روانشناختی» وابسته به دانشگاه الزهرا منتشر شدهاند، نشان دادند که این روش تحریک مغناطیسی شتابیافته توانسته است بهطور قابل توجهی شدت علائم افسردگی را کاهش دهد. این نتیجه بیانگر آن است که اصل مداخله و شیوه اجرای آن، نقش مهمتری نسبت به تفاوتهای فنی تجهیزات دارد.
پژوهشگران تأکید کردهاند که این روش درمانی، علاوه بر اثربخشی، از نظر زمانی فشرده، برای بیماران قابل تحمل و از سوی آنها پذیرفتنی بوده است. کاهش علائم در مدت زمانی کوتاه، میتواند برای بیمارانی که سالها با افسردگی مقاوم دستوپنجه نرم کردهاند، امیدبخش باشد و انگیزه ادامه درمان را افزایش دهد.
از منظر علمی، اهمیت این یافتهها در آن است که تحریک مغناطیسی شتابیافته میتواند نواحی خاصی از مغز را که در تنظیم خلق نقش دارند، دوباره فعال کند. این نواحی در افراد مبتلا به افسردگی معمولاً فعالیت کمتری دارند و همین مسئله به تداوم علائم منجر میشود. تحریک هدفمند این بخشها میتواند به بازتنظیم شبکههای عصبی و بهبود ارتباط میان بخشهای مختلف مغز کمک کند.
از نظر بالینی نیز این نتایج پیام روشنی دارد: درمان افسردگی مقاوم لزوماً به ابزار پیچیدهتر یا متفاوت نیاز ندارد، بلکه طراحی دقیق پروتکل درمانی و توجه به ویژگیهای فردی بیمار نقش کلیدی ایفا میکند. البته پژوهشگران یادآور شدهاند که این مطالعه بر اثرات کوتاهمدت تمرکز داشته و بررسی پایداری نتایج در بلندمدت، نیازمند تحقیقات آینده با نمونههای بزرگتر است.
منبع: ایسنا