بر اساس دادههای ردیابی کشتی شرکتهای LSEG و کپلر، دو کشتی حامل الپیجی با پرچم هند از خلیج فارس خارج شدهاند و یک کشتی دیگر همچنان در غرب تنگه هرمز قرار دارد.
افزایش چشمگیر قیمت سوخت، هزینه تولید و حملونقل را به شدت افزایش داده و تورم را تشدید کرده است. در چنین شرایطی، استفاده از اهرمهای فشار اقتصادی، از جمله کنترل تنگه هرمز، به عنوان ابزاری حیاتی برای بازدارندگی در برابر تجاوز و غیرقابل تحمل کردن ادامه درگیری برای دشمن مطرح است. هرگونه امتیازدهی اقتصادی به دشمن، او را قادر به بازیابی منابع و تکرار حملات آینده میکند.
روزنامه یدیعوت آحارانوت اذعان کرد که رئیسجمهور آمریکا عملاً اقرار کرده که قادر به باز کردن تنگه هرمز و خروج ذخایر اورانیوم غنیشده از ایران نیست. این روزنامه گزارش داد که لافزنیها درباره شکست حزبالله و ایران به ناامیدی ختم خواهد شد و حزبالله هرگز خلع سلاح نخواهد شد، حتی اگر وزیر جنگ اسرائیل سخنرانیهای خود را به شدت افزایش دهد. این در حالی است که پیشتر شبکه ۱۲ تلویزیون رژیم صهیونیستی نیز به نقل از منابع ارتش اعتراف کرده بود که حزبالله قادر است به مدت ۵ ماه، روزانه ۲۰۰ عملیات علیه مواضع دشمن انجام دهد.
طبق گزارش آنکتاد (UNCTAD)، تردد کشتیها در تنگه هرمز با کاهش چشمگیر ۹۶ درصدی به تنها ۴ فروند در روز رسیده که عملاً به معنای توقف حملونقل دریایی از این مسیر حیاتی است. این وضعیت منجر به کاهش ۹۲ درصدی واردات غلات به منطقه خلیج فارس شده و برنامه جهانی غذا (WFP) هشدار داده است که در صورت ادامه جنگ تا تابستان ۲۰۲۶، ۴۵ میلیون نفر دیگر به جمعیت گرسنگان جهان اضافه خواهند شد.
فواد ایزدی، کارشناس مسائل آمریکا، در واکنش به مصاحبه اخیر وزیر خارجه کشورمان با شبکه الجزیره، بر این نکته تأکید کرد که تنگه هرمز جزو آبهای بینالمللی نیست، بلکه در آبهای سرزمینی ایران و عمان قرار دارد. وی با استناد به کنوانسیون حقوق دریاها، توضیح داد که عرض تنگه هرمز ۲۱ مایل دریایی است و بر اساس قوانین، ۱۲ مایل اول آبهای سرزمینی کشورها محسوب میشود. ایزدی یادآور شد که ایران، به دلیل عدم تصویب کنوانسیون حقوق دریاها در قوه مقننه، این حق را دارد که در آبهای تحت نظارت خود عوارض عبور دریافت کند، همانند ترکیه که از تنگههای بینالمللی اطراف خود عوارض دریافت میکند.
یاروسلاو تروفیموف، خبرنگار ارشد وال استریت ژورنال، در تحلیلی نوشت که در صورت باقی ماندن تنگه هرمز تحت کنترل ایران پس از جنگ، کشورهای اروپایی، ژاپن و کره جنوبی برای تأمین منافع انرژی خود ناگزیر به پذیرش پیروزی ایران و تعامل با تهران خواهند بود، چرا که هیچ کشوری حاضر نیست برای بازگشایی این تنگه، هزینههای سنگین یک جنگ دیگر را بپردازد.
رسانه آمریکایی سیانان گزارش داد که تنگه هرمز به قدرتمندترین سلاح جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است و این کشور در تلاش است تا از آن به عنوان منبع درآمدی میلیارد دلاری و همچنین اهرمی برای فشار بر اقتصاد جهانی استفاده کند.
معاون اول رئیسجمهوری با اشاره به توانمندی نیروهای مسلح ایران گفت متجاوزان در میدان نبرد شکست خوردهاند و اکنون برای گفتوگو درباره تنگه هرمز درخواست مذاکره دارند، اما باید دید تا چه حد آمادگی ارائه امتیازهای لازم را دارند.
در حالی که انسداد تنگه هرمز توسط ایران، اقتصاد جهانی را به زانو درآورده است، بازخوانی پروندههای قدیمی نشان میدهد که بحران فعلی انرژی، نه یک اتفاق ناگهانی، بلکه حاصل ۴۰ سال «اشتباه محاسباتی عمدی» توسط ایالات متحده آمریکا بوده است.
یک کارشناس دیپلماسی انرژی مدعی شد که درگیریهای اخیر، ساختار سنتی بازار انرژی را دستخوش تحول کرده و ایران با تکیه بر موقعیت ژئوپولیتیک خود در تنگه هرمز به بازیگری اثرگذارتر در معادلات انرژی جهان تبدیل شده است؛ او این شرایط را فرصتی برای افزایش نفوذ اقتصادی و بازطراحی نقش ایران در نظم جدید انرژی توصیف کرد.
علیرضا سلیمی، عضو هیئت رئیسه مجلس، از طرح ۱۰ مادهای برای قانونی کردن دریافت عوارض از کشتیهای عبوری از تنگه هرمز خبر داد. این طرح با هدف حفظ ایمنی، حفاظت از محیط زیست، ارائه خدمات راهنمایی و تشکیل صندوق مشترک توسعه منطقهای تدوین شده است. سلیمی تاکید کرد که با اجرای این طرح، تنگه هرمز دیگر به حالت سابق باز نخواهد گشت و نتایج شگرفی در اقتصاد کشور مشاهده خواهد شد. وی همچنین توضیح داد که منظور از این طرح، تعیین مرزها نیست، بلکه دریافت سلسله عوارضی برای عبور از تنگه است.
گزارشها نشان میدهند که عبور یکسوم تجارت جهانی اوره، کود حیاتی کشاورزی، از تنگه هرمز، این گلوگاه استراتژیک را به "پاشنه آشیل امنیت غذایی" جهان تبدیل کرده است. افزایش ۵۰ درصدی قیمت اوره و اختلال در زنجیره تأمین گاز طبیعی، نگرانیها از تورم جهانی مواد غذایی و بیثباتی ملی را افزایش داده است. وابستگی شدید محصولاتی چون گندم و برنج به مشتقات گاز طبیعی و مسیرهای ترانزیتی انرژی، اوره را از یک کالای کشاورزی به ابزاری برای قدرت سیاسی بدل کرده است. کشورهایی مانند هند و استرالیا که به شدت به واردات کود و انرژی از این مسیر وابستهاند، با افزایش شدید هزینهها مواجه شدهاند و این وضعیت میتواند منجر به کاهش تولید، محدودیت صادرات مواد غذایی توسط دولتها و تکرار تجربه سریلانکا شود. بحران اوره نه تنها چالش بخش کشاورزی، بلکه یک بحران امنیت ملی محسوب میشود که پیوند ناگسستنی قیمت کالاها با قیمت گاز و پایداری تنگههای راهبردی را بیش از پیش نمایان ساخته است.