به گزارش سایت خبری پُرسون، دکتر عباس کاظمی مدیر گروه مطالعات فرهنگی پژوهشگاه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم در گفتار پیشرو بر اساس پژوهشهای جامعهشناسانه برخی از این واقعیتها را روایت کرده است. او معتقد است نسل زد، نسلی بسیار آرزومند است که علاوه بر اینکه امیدوار است به لحاظ فردی زندگی بهتری برای خود خواهد ساخت، بلکه وقتی در آیندهای نزدیک، این نسل وارد عرصههای اجتماعی و سیاسی شود امیدجمعی آینده ایران را هم خواهد ساخت. مکتوب حاضر متن ویرایش و تلخیص شده «ایران» از سخنرانی دکتر کاظمی با عنوان «پدیده نسل زد؛ از کلیشه تا واقعیت» است که در برنامه «تدکس اصفهان» ارائه شده است.
روزنامه ایران نوشت: سال ۱۳۹۳ مادربزرگ ۹۶ سالهای داشتم که وقتی میدید هر کدام از ما روی مبل نشستهایم و سر در گوشیهایمان فرو بردهایم؛ میپرسید «اون تو چه خبره که اینطوری در گوشیهایتان فرو رفتهاید؟» این سؤال مهمی است که ما هنوز هم در مواجهه با نسل جدید از آنان میپرسیم؛ بنابراین این سؤال ثابت همه نسلها در مواجهه با نسلهای بعد از خود است؛ اگرچه جوابها تغییر کرده، چون محتوای درون گوشیها متفاوت شده است.
این سؤال در مواجهه با نسل زد هم موضوعیت یافته و برای ما سؤال است که در گوشیهایشان چه میکنند، چرا اینقدر با آن وقت میگذرانند، چرا این نسل تا این اندازه با ما متفاوت است؟ و راحتترین پاسخ به این دست از پرسشها، همان کلیشههای همیشگی است؛ کلیشههایی که مردم عادی میسازند تا به پرسشهای مشکل، پاسخی ساده دهند؛ و در این بین، کار جامعهشناسی و جامعهشناس این است که این کلیشهها را اصلاح کند؛ کلیشهها، هم حاوی عناصر درستاند و هم غلط، به همین دلیل هم به راحتی در جامعه جا باز میکنند. برخی کلیشههایی که درباره نسل زد وجود دارد، چنین است؛ چندان تعهد اجتماعی ندارند و جامعه برایشان دغدغه نیست، فردگرا و منفعتطلب هستند، غرق در شبکههای اجتماعیاند، احترام به والدین چندان برایشان موضوعیت ندارد و...، اما با استناد به برخی تحقیقات جامعهشناسان بین کلیشههایی که ما از نسل زد داریم تا واقعیتهای این نسل، فاصله بسیاری وجود دارد؛ فاصلههایی که غرق ابهاماند.
کلیشه سازی اشتباه
«نسل زد» نسلی است که دو ویژگی مهم دارد؛ یکی اینکه همیشه به شبکههای اجتماعی متصل است و دیگر اینکه زندگیاش با فاکتور سرعت گره خورده است. در حالی که برای نسل دهه ۵۰ سرعت معنا نداشت؛ «دایلآپ» پیشرفتهترین تکنولوژی بود که نسل ما داشت و راضی هم بود، حتی اگر دو دقیقه هم منتظر میماند تا به شبکه اینترنت متصل شود. اما نسل زد، نسل کلیک و نسل سرعت است از همین رو از نظر ما «نسل عجول» خطاب میشود.
اما دو تحقیق علمی را در اینجا روایت میکنم که نشان میدهد کلیشههایی که از نسل زد وجود دارد، اشتباه است. اولین پژوهش، به تحقیقات دانشگاه استنفورد در سال ۲۰۲۱ مربوط میشود که در جامعه انگلیس و آمریکا روی ۲ هزار نمونه انجام شده است و به نتایج عجیبی رسیدهاند که در کتاب «هنر زیستن در عصر دیجیتال؛ نسل زد توضیح میدهد» منتشر شده است؛ از جمله اینکه نسل زد بسیار ارتباط جو، مسئولیتپذیر و عملگراست، همچنین به لحاظ ارزشهای اجتماعی بسیار منعطف است. اغلب در خانوادههایی بزرگ شدهاند که بسیار متساهل بودهاند، بنابراین نگرش بازتری دارند.
اما پژوهش دیگری هم در سال ۱۳۹۳ در ایران توسط مرکز ایسپا انجام شده که آن هم نتایج جذاب و شگفتانگیزی راجع به نسل زد دارد؛ از جمله اینکه این نسل دیگریخواه، ارتباط جو، برابریطلب و صلح جو است، جامعهگریز نیست، تفاوتها را میپذیرد و با کلیشهها مخالف است و به جای ساختارهای عمودی از ساختارهای افقی طرفداری میکند.
نکته قابل تأملی که در این تحقیق عنوان میشود، این است که شعار نسل زد «خانواده خوب، زندگی خوب و شغل خوب» است. این تحقیق به این امر هم اذعان میکند که نسل زد، یک نسل یکپارچه و یکدست نیست، اما ما در علوماجتماعی سعی میکنیم با انجام تیپولوژی، افراد را بهرغم تفاوتهایشان، دستهبندی کنیم و بنابراین، در این تحقیق، سه دسته از جوانان متمایز شدهاند؛ یک گروه نسل زد موفقیتخواه که ارزشهای فردی، زندگی بهتر و موفقیت شخصی را دنبال میکند. این گروه، بسیار به مهاجرت میاندیشند چرا که شرایط زیستن در اینجا را دشوار میبینند.
اما این همه داستان نسل زد نیست. یک تیپ دیگری از نسل زد داریم که خانوادهگرا و رابطهخواه است و خانواده و شبکه دوستان برایش بسیار مهم هستند و تیپ سوم از نسل زد کسانی هستند که جامعهگرا و دیگریخواه معرفی شدهاند که ارزشهای اجتماعی برایشان بسیار اهمیت دارد، همچنین محیط زیست و مسائل سیاسی و اجتماعی برای شان بسیار برجسته است و حاضرند بمانند و بسازند؛ این دسته حتی اگر مهاجرت کنند باز به کشور برمیگردند تا کشور و جامعهشان را بسازند.
در مجموع این تحقیقها نشان میدهد که کلیشههایی که راجع به نسل زد داشتهایم و داریم چندان درست نیست و باید در بسیاری از آنها بازنگری کنیم.
اگر باز به نسل ما یعنی نسل دهه ۵۰ بازگردیم، میبینیم که هیولای زندگی ما «واکمن» بود؛ واکمن فردگرایی را در نسل ما توسعه داد و ما را از زمین و مکان جدا کرد و اجازه داد از خانه و مدرسه خارج شویم و در خیابان حرکت کنیم و اینچنین مکانمان دیگر ثابت و مشخص نبود. بعدها «هدفون» این امکان را به ما داد که در تنهایی به موسیقی گوش کنیم؛ ولی تماشای تلویزیون برای نسل ما یک کنش جمعی بود، اما واکمن تنها چیزی بود که داشتیم و کسی نمیدانست در درون آن چه خبر است و برای دیگران سؤال بود که این نسل چه میکند، به کجا میرود، این جهان موسیقایی چطور جهانش را معنا میکند و در مورد ما فکر میکردند که چقدر نسل متفاوت و ترسناکی هستیم و این سؤال در ذهنشان میچرخید که «اون تو چه خبر است؟» پس میبینیم که این، پرسشی تکراری در مورد همه نسلهاست و برای نسلهای بعد هم وجود خواهد داشت؛ بنابراین اگر به این روند توجه کنیم به راحتی میتوانیم با کلیشههایی که درباره نسل جدید وجود دارد، کنار بیاییم.
بــــرش
اتفاقی که کلیشهها را برهم زد
اگر پیش از این، نسل زد را نسل بدون آرمان، خودمحور و «نسل استوری» و «نسل لحظات کوچک» میشناختند که در مراکز خرید و کافیشاپ و شبکههای اجتماعی وقت میگذراند و حاضر نیست برای جامعه و آرمانهایش هزینه دهد؛ اما پژوهشهای صورت گرفته نشان داد که این نسل هم میتواند به لحاظ اجتماعی، هم رادیکال باشد و هم آرمانخواه، البته نه آرمانهای بزرگ بلکه به دنبال آرمانهای کوچکی است که زندگیاش را در این دنیا بسازد؛ نسلی که به نوعی بلوغ و دگردیسی رسیده است و به تدریج میخواهد به عرصه اجتماعی و سیاسی وارد و عرصه اشتغال و قدرت را عهدهدار شود و همه چالشهایی که نسلهای دهه ۵۰ و ۶۰ متحمل شدهاند را جبران کند. تحقیقات نشان میدهد که نسل زد در ایران لبریز از امید فردی است و بسیار امید دارد که بتواند زندگی فردی خود را متحول کند، هرچند که هنوز امید جمعی برایش ساخته نشده است. اما بر این باورم که اگر قرار است «امید جمعی» در ایران ساخته شود، این نسل آن را خواهد ساخت.
منبع: فرارو