به گزارش سایت خبری پُرسون، رسول سعیدیزاده نویسنده و پژوهشگر در یادداشتی به تبیین مفهوم واقعی تابآوری اقتصادی و تفاوت آن با تحمل فشارهای معیشتی از سوی مردم پرداخته است.
او با تأکید بر ضرورت مهار تورم، تقویت تولید، اصلاح نظام مالیاتی و تنوعبخشی به تجارت خارجی، معتقد است تابآوری اقتصادی زمانی محقق میشود که ضمن مقاومت در برابر بحرانها، قدرت خرید و کیفیت زندگی مردم نیز حفظ شود.
رسول سعیدی زاده نوشت:
اقتصاد مقاومتی سالهاست در ادبیات اقتصادی کشور تکرار میشود؛ اما این مفهوم چه زمانی از سطح شعار و سیاستهای کلی عبور میکند و در زندگی روزمره مردم قابل لمس میشود؟ پاسخ به این پرسش، نیازمند تعریف دقیق تابآوری اقتصادی است.
تابآوری یعنی توان یک اقتصاد برای تحمل شوک، سازگاری با شرایط جدید و بازگشت به مسیر رشد، بدون آنکه هزینه اصلی بحران به دوش خانوارها و تولیدکنندگان منتقل شود. تحریم، جهش نرخ ارز، کاهش درآمدهای نفتی، بحران انرژی و اختلال در تجارت خارجی، آزمون تابآوری هستند. بنابراین، اقتصادی که فقط در برابر بحران زنده بماند، الزاماً اقتصادی تابآور نیست؛ تابآوری زمانی معنا پیدا میکند که اقتصاد بتواند تولید، اشتغال و قدرت خرید مردم را نیز حفظ و تقویت کند.
تابآوری اقتصاد کلان را میتوان با رشد تولید و صادرات سنجید؛ اما تابآوری خانوار با قدرت خرید، امنیت شغلی، هزینه مسکن، درمان و دسترسی به کالاهای ضروری سنجیده میشود. اگر اقتصاد در برابر شوکها مقاومت کند اما مردم برای حفظ سطح زندگی خود ناچار به حذف آموزش، درمان، تفریح یا حتی بخشی از مصرف ضروری شوند، نمیتوان از موفقیت کامل تابآوری سخن گفت.
راه های مختلفی برای تبدیل اقتصاد مقاوم از شعار به برنامه وجود دارد:
نخست، مهار تورم و ایجاد ثبات در سیاستهای پولی، مالی و ارزی است. تورم مزمن، نوعی مالیات پنهان بر درآمد و دارایی مردم است و هر سیاست حمایتی را نیز بهتدریج خنثی میکند. حذف کسری بودجه مزمن، کنترل رشد نقدینگی و پرهیز از شوکهای سیاستی، پیششرط هر برنامه تابآور است.
دوم، تقویت تولید رقابتپذیر و زنجیره تأمین کالاهای اساسی است. خودکفایی به معنای بستن مرزها نیست؛ بلکه باید با افزایش بهرهوری، فناوری و تنوع منابع تأمین همراه باشد. حمایت از تولید نیز نباید به توزیع رانت منجر شود. حمایت واقعی باید مشروط به کیفیت، بهرهوری، قیمت رقابتی و اشتغال پایدار باشد.
سوم، کاهش وابستگی بودجه به درآمدهای ناپایدار و اصلاح نظام مالیاتی است. تأمین هزینههای دولت از طریق فشار بیشتر بر بخش رسمی اقتصاد، راهحل تابآورانه نیست. مبارزه با فرار مالیاتی، گسترش پایههای مالیاتی عادلانه و کنترل هزینههای دولت باید همزمان دنبال شود.
چهارم، تنوعبخشی به تجارت خارجی و توانمندسازی بخش خصوصی است. اقتصاد مقاوم، اقتصادی نیست که خود را از جهان جدا کند؛ بلکه اقتصادی است که روابط تجاری متنوع، مسیرهای تأمین متعدد و بنگاههای چابک داشته باشد تا یک شوک خارجی کل اقتصاد را گرفتار نکند.
حفظ قدرت خرید اقشار آسیبپذیر باید به یکی از شاخصهای اصلی سیاستگذاری تبدیل شود. یارانه و کالابرگ، اگر هدفمند و شفاف باشند، میتوانند در دورههای بحرانی نقش حمایتی داشته باشند؛ اما جایگزین مهار تورم و اصلاح ساختار اقتصاد نیستند.
اقتصاد مقاومتی زمانی از شعار فاصله میگیرد که مردم آثار آن را در ثبات قیمتها، امنیت شغلی، قدرت خرید و آینده قابل پیشبینی ببینند. تابآوری واقعی نه به معنای عادت دادن جامعه به تحمل بحران، بلکه به معنای کاهش آسیبپذیری مردم در برابر بحران است.
اقتصاد مقاوم اگر نتواند میان شاخصهای کلان و سفره خانوار پیوند برقرار کند، در بهترین حالت، اقتصادی است که فقط دوام آورده است؛ اما اقتصاد مقاوم واقعی، اقتصادی است که در برابر تکانهها میایستد و در نهایت، کیفیت زندگی مردم را نیز بهبود میبخشد.
منبع: پُرسون