به گزارش سایت خبری پُرسون، رسول سعیدی زاده نویسنده و پژوهشگر در یادداشت به چگونگی بازگشت جامعه به زندگی عادی پس از بحران و الزامات عبور از تبعات اقتصادی و اجتماعی آن پرداخته است.
وی با تأکید بر بازسازی اعتماد عمومی، شفافیت، ثبات اقتصادی و تقویت سرمایه اجتماعی، ضرورت ترسیم افقی روشن برای آینده را مورد توجه قرار داده است.
رسول سعیدی زاده نوشت:
بحران، بهویژه بحرانی که ردپای آن در جغرافیای نظامی و سیاسی یک کشور باقی میماند، معمولاً با ورود پرسروصدا و خروجی مبهم شناخته میشود. جامعه برای آغاز جنگ و بحران آمادگی چندانی ندارد و گاه برای پایان آن نیز برنامه روشنی در اختیار ندارد. اکنون، در روزهای پس از بحران جنگ ایران و آمریکا، یکی از مهمترین پرسشهای جامعه این است که چگونه میتوان به زندگی عادی بازگشت؟
این پرسش به زندگی روزمره دهها میلیون ایرانی مربوط میشود. تداوم فشارهای اقتصادی، تورم، کاهش قدرت خرید و سایه ناپایداری ژئوپلیتیک، سالهاست که بسیاری از مردم کشور را در وضعیتی از انتظار و اضطراب نگه داشته است. در چنین شرایطی، نخستین نیاز جامعه، بازسازی اعتماد است؛ اعتمادی که در هر بحران، پیش از بسیاری از شاخصهای اقتصادی آسیب میبیند.
مردم فقط از کوچک شدن سفرههای خود نگران نیستند؛ نگرانی عمیقتر، ناتوانی در پیشبینی فردای خویش است. خانوادهای که نمیداند ماه آینده هزینههایش چگونه تأمین خواهد شد، کارآفرینی که چشمانداز روشنی برای سرمایهگذاری ندارد و جوانی که آینده شغلی خود را مبهم میبیند، بیش از یک بحران اقتصادی را تجربه میکند؛ مردم با بحران اعتماد به آینده خود روبهرو هستند.
از این رو، بازگشت به زندگی عادی مردم نباید به معنای تلاش برای احیای دقیق شرایط پیش از بحران تلقی شود. بحرانها ساختار اقتصادی و اجتماعی را تغییر میدهند و تجربه آن، جامعه را نیز دگرگون میکند. آنچه باید ساخته شود، یک زندگی عادی جدید برای مردم است؛ وضعیتی که در آن اقتصاد، مدیریت عمومی و روابط اجتماعی در برابر شوک بعدی تابآوری بیشتری داشته باشد.
در این مسیر، شفافیت نه یک شعار، بلکه یک ضرورت است. مردم باید بدانند درآمد و منابع عمومی کشور چگونه هزینه میشود، برنامه دولت برای کنترل تورم و حمایت از تولید چیست و هزینههای بازسازی کشور و ساختار اقتصادی آن چگونه تأمین خواهد شد. دعوت مردم به آرامش، زمانی اثرگذار است که همراه با ارائه اطلاعات روشن، پذیرش مشکلات و توضیح صادقانه دولت درباره مسیر پیشرو باشد. اعتماد مردم با دستور اداری ایجاد نمیشود، بلکه با رفتار قابل پیشبینی و پاسخگویی ساخته میشود.
در کنار اقتصاد، نباید از فرسایش سرمایه اجتماعی و اخلاق روزمره غافل شد. فشارهای طولانیمدت اقتصادی میتواند صبر، همدلی و اعتماد میان مردم را کاهش دهد. بنابراین، بازگشت به زندگی عادی، فقط با کاهش قیمت ارز یا بهبود شاخصهای اقتصادی سنجیده نمیشود. جامعه زمانی به آرامش نزدیک میشود که مردم دوباره احساس کنند کار، تلاش، برنامهریزی و امید، ارزش و نتیجه دارد.
فراموش نکنیم که زندگی پس از بحرانهای نظامی و اقتصادی، پروژهای کوتاهمدت نیست. راهکارهای مقطعی ممکن است برای مدتی از شدت فشارها بکاهند، اما ترمیم واقعی به برنامهریزی، صبر، اصلاحات اقتصادی و همدلی عموم مردم نیاز دارد. دولت، نهادهای مدنی، فعالان اقتصادی، رسانهها و حتی خود مردم، هر یک در این مسیر مسئولیتی دارند.
بازگشت به زندگی عادی مردم، مقصدی نیست که یکشبه به آن برسیم؛ مسیری است که باید آن را قدمبهقدم ساخت. اگر قرار است از بحران عبور کنیم، هدف نباید صرفاً بازگشت به گذشته باشد؛ باید آیندهای ساخته شود که در آن انسان، امنیت، فرهنگ، عدالت و امید، در کنار شاخصهای اقتصادی، معیارهای اصلی زندگی عادی باشند. افق پس از بحران زمانی روشن خواهد شد که اعتماد دوباره به جامعه بازگردد؛ و این کار، بیش از هر چیز، به صداقت در گفتار و مسئولیتپذیری در عمل دولتمردان نیاز دارد.
منبع: پُرسون