مریم صفدری، فارغ‌التحصیل جامعه‌شناسی نوشت:

آسیب‌شناسی اجتماعی از تهمینه میلانی تا نرگس آبیار؛ از "نیمه پنهان"تا "سووشون" و "بامداد خمار"

مروری بر آثار تهمینه میلانی و نرگس آبیار نشان می‌دهد که سینما و سریال می‌توانند در کنار روایت عشق و خانواده، به بازتاب آسیب‌های اجتماعی، مسائل سیاسی و تحولات تاریخی نیز بپردازند؛ از "نیمه پنهان" و "دو زن" تا "سووشون" و "بامداد خمار".
تصویر آسیب‌شناسی اجتماعی از تهمینه میلانی تا نرگس آبیار؛ از "نیمه پنهان"تا "سووشون" و "بامداد خمار"

به گزارش سایت خبری پُرسون، مریم صفدری، فارغ‌التحصیل جامعه‌شناسی، در یادداشت به بررسی بازنمایی آسیب‌های اجتماعی، مسائل سیاسی و مناسبات خانواده در آثار تهمینه میلانی و نرگس آبیار پرداخته است. او با تمرکز بر "نیمه پنهان"، "دو زن"، "سووشون" و "بامداد خمار"، پیوند میان سینما، ادبیات و تحولات اجتماعی را بررسی می‌کند.

مریم صفدری نوشت:

در میان بانوان فیلمساز ایرانی، مدام استعدادهایی ظهور می‌کنند که نه فقط بر اساس آموزه‌های قبلی خود از هنر و ادبیات پیش می‌روند، بلکه قادرند سطحی تازه از آسیب‌شناسی اجتماعی را به منصه ظهور بگذارند.

تهمینه میلانی از جمله فیلمسازان ایرانی بود که بعد از دستیاری امثال مسعود کیمیایی و ناصر تقوایی وارد فیلمسازی حرفه‌ای شد و از همان ابتدا هم دغدغه‌مند بود و فیلم‌هایی نظیر "افسانه آه" و "دیگه چه خبر" را ساخت که در عین داستان‌گویی، طرح مسئله هم می‌کردند. میلانی در دهه ۷۰ و با فیلم "نیمه پنهان" نه‌تنها به ژانر تاریخی ـ سیاسی ورود کرد، بلکه تلاش کرد بخشی از زیست تاریخی ـ اجتماعی خود را در قالب یک فیلم سرگرم‌کننده و کنش‌مند ارائه کند. این فیلم گرچه در زمان خودش توقیف شد، ولی بعدها بارها دیده شد و همچنان سندی تصویری از یک دوران است.

نرگس آبیار از نسل فیلمسازانی است که بعد از تهمینه میلانی آمد و با ادبیات وارد هنر شد و با قصه‌نویسی شروع کرد و بعدتر وارد سینما و شبکه خانگی شد. آبیار هم در سریال "سووشون" و هم در سریال "بامداد خمار"، در کنار حرف زدن از عشق و خانواده و احساسی تصویر کردن زندگی، به‌شدت نگاه سیاسی ـ اجتماعی خود را در آنالیز جامعه داشته است.

آبیار در "سووشون" به صراحت نهیبی می‌زند بر استعماری که همواره خواسته ایرانیان را برده خود بخواهد و در "بامداد خمار" ساختار دیکتاتوری قاجار را صراحتاً نقد کرده و دیکتاتوری خشن را عاملی بر از بین رفتن عشق و شکل‌گیری نوعی ساختار منافقانه می‌داند.

همان‌طور که تهمینه میلانی در فیلم "نیمه پنهان" و تا حدودی فیلم "دو زن"، سعی می‌کرد زنان را در بطن اتفاقات سیاسی قرار دهد، ولی در جمع‌بندی اهمیت خانواده و قرارگیری مرد و زن کنار هم را ارزشمند می‌خواند، حالا نرگس آبیار در "سووشون" و "بامداد خمار" باز هم، هرچند دیکتاتوری مردانه را می‌نوازد، ولی زن کنش‌مند را زنی اولاً بااستعداد معرفی می‌کند و دوم زنی بااحساس و عطوفت که موجب می‌شود حتی با آن‌ها که به او بد کرده‌اند، جز با مدارا رفتار نکند و همین زنان هستند که گرانی‌گاه خانواده‌اند.

سریال‌های "سووشون" و "بامداد خمار" که یکی را پلتفرم نماوا و دیگری را شیدا ارائه داده، قطعاً بخشی از موفقیت خود را مرهون اقتباس از منابع مشهور ادبی می‌دانند؛ با این حال، زیست شخصی نرگس آبیار و توسعه هر دو داستان در خدمت جامعه ایران امروز است که سریال‌ها را دیدنی کرده و از این حیث هم نماوا و هم شیدا میراثی نیک از خود برای آیندگان به جا گذاشته‌اند.

منبع: تریتانیوز

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

1458712

مطالب مرتبط

سازمان آگهی های پُرسون