به گزارش سایت خبری پُرسون، روزنامه اعتماد نوشت: متاسفانه یکی از نادرستترین مواجههها با این تحلیلها، متهم کردن تحلیلگر به «سیاهنمایی» یا«التهابآفرینی» است؛ رویکردی که نه تنها مانع بیان ارزیابیهای دقیقمیشود، بلکه جامعه را از شنیدن هشدارهای لازم محروم و راه را برایغافلگیریهای بزرگتر هموار میکند.
با این مقدمه، باید صراحتا درباره احتمال بروز اعتراضهای اجتماعی درنیمه دوم سال هشداری جدی داد. آرزو میکنیم این سطور به عنوانهشداری محقق نشده باقی بماند، اما تمسخر یک پیشبینی محقق نشده،به مراتب مطلوبتر از تماشای رخدادهای تلخی است که میشد با تدبیرپیشگیریشان کرد.
اگر بخواهیم مهمترین منشا نارضایتی عمومی را برجسته کنیم، بیتردید«بحران معیشت» در صدر است. طبق گزارشهای اخیر، هزینههای «سبدمعیشت» با درآمد اکثریت جامعه شکافی عمیق یافته است. وقتی درآمدیک خانواده تنها برای ۱۰ روز از ماه کفایت میکند، مساله صرفا کاهشقدرت خرید نیست، بلکه فرسایش کرامت انسانی و سست شدن پیوندفرد با نظم اجتماعی است. در چنین شرایطی، تورم دیگر یک شاخصاقتصادی نیست، بلکه «تجربهای زیسته» است که سفرههای مردم را بهمیدان اعتراض تبدیل میکند.
با این حال، نارضایتی اجتماعی تنها از جیب خالی زاده نمیشود، بلکه ازاحساس بیشنیده ماندن و بیاعتنایی نهادی نیز تغذیه میکند. اعترافصریح استاندار خراسان درباره حوادث دی ماه ۱۴۰۴ مبنی بر اینکه «مابیتقصیر نیستیم و حاضر نیستیم بپذیریم که اشتباه کردیم»، یک سندمهم جامعهشناختی است.
این واقعیت که در اوج بحران، جوانانی در خیابان به جای تخریب، در حالخوشحالی بودند، نشان میدهد که کاش خوشحالی و حق زیست شادمانهاین نسل، پیشتر به رسمیت شناخته میشد. جامعهای که برای عزا فضامیسازد و برای جشن و سرزندگی میدان نمیگذارد، به تدریج دچار فقرعاطفی و انسداد اجتماعی میشود؛ لذا بخشی از بحران کنونی، ریشه درشکاف ارتباطی میان نسل جوان و ساخت قدرت دارد.
اگرچه تبلیغات دشمن میتواند از شکافها بهرهبرداری کند، اما زمینهاصلی این بحرانها در خطاهای داخلی، سوءتدبیر و ناتوانی در اقناع وگفتوگو نهفته است. جامعهای که حاضر نیست خطای خود را بپذیرد،ناخواسته بستر بهرهبرداری مخالفانش را فراهم میکند. با تجربیات تلخکسب شده، در ارزیابی امکان وقوع اعتراضهای آتی، باید متغیرهایینظیر نحوه حکمرانی، کیفیت پاسخگویی نهادها و سطح اعتماد عمومی راهمزمان دید. بر این اساس، چند راهکار اساسی میتواند احتمالتنشهای احتمالی نیمه دوم سال جاری را کاهش دهد:
پاسخ فوری به بحران معیشت: مداخله هدفمند برای حمایت از دهکهایپایین و کنترل قیمت کالاهای اساسی. یارانههای معیشتی و حمایت ازسبد کالا باید افزایش یابد تا شکاف عمیق میان هزینههای واقعی زندگی ودرآمد اکثریت جامعه کاهش پیدا کند.
افزایش متناسب و منظم حقوق: در شرایط بحرانی کنونی، افزایش حقوقکارکنان دولت و کارگران نباید سالی یکبار، بلکه باید دستکم متناسب باشدت تورم و در بازههای کوتاهتر انجام شود.
شفافیت و صداقت: پنهانکاری، بیاعتمادی را عمیقتر میکند. مسوولانباید با مردم صادقانه درباره مشکلات سخن بگویند.
ترمیم اعتماد اجتماعی: اعتماد با «اصلاح رفتارها» و «شنیدن صدایمنتقدان» ترمیم میشود، نه با تبلیغات.
پرهیز از امنیتیسازی: مسائل اقتصادی و اجتماعی را نمیتوان با عینکامنیتی حل کرد. تقلیل این مطالبات به «تهدید امنیتی»، صورتمساله راپاک میکند.
آشتی ملی و دیپلماسی: کاهش فشارهای خارجی و گشودن کانالهایارتباطی با منتقدان، ظرفیت مدیریت بحران داخلی را بالا میبرد.
سخن گفتن از احتمال اعتراض، سیاهنمایی نیست، بلکه تلاشی برایجلوگیری از هزینههای بزرگتر است. سکوت در برابر انباشت نارضایتی،نوعی چشمپوشی از واقعیت است، نه بیطرفی. هنوز دیر نشده است؛ اگرارادهای برای شنیدن و اصلاح وجود داشته باشد، میتوان بسیاری ازبسترهای بحران را در نطفه تضعیف کرد. تحقق نیافتن این پیشبینی،تنها در صورتی مایه خرسندی است که نتیجه تدبیر و اصلاح باشد نه صرفاتعویق مسالهای که همچنان در اعماق جامعه زنده است.
منبع: اعتماد