به گزارش سایت خبری پُرسون، نیما رساپور، فعال رسانهای و پژوهشگر مسائل اقتصادی، در یادداشتی بر ضرورت تبدیل سرمایه اجتماعی شکلگرفته در دوران مقاومت به سرمایهای برای توسعه اقتصادی تأکید کرده است و با برجسته کردن نقش نسل زد، معتقد است آینده اقتصاد ایران در دوران پساجنگ به میزان اعتماد، مشارکت و فرصتآفرینی برای نسل جوان در فرآیند توسعه و نوآوری وابسته است.
نیما رساپور نوشت:
جنگها تنها زیرساختها را تخریب نمیکنند؛ بلکه همزمان ظرفیتهایی را نیز آشکار میسازند که در شرایط عادی کمتر دیده میشوند. یکی از مهمترین دستاوردهای دوران بحران، شکلگیری سرمایه اجتماعی، همبستگی ملی و احساس مسئولیت جمعی در برابر سرنوشت کشور است. در روزهایی که ایران با یکی از پیچیدهترین مقاطع امنیتی و اقتصادی خود مواجه بود، بار دیگر مشخص شد که مهمترین پشتوانه کشور نه صرفاً منابع طبیعی، زیرساختهای فیزیکی یا ذخایر مالی، بلکه سرمایه انسانی و انسجام ملی است.
اکنون که کشور در آستانه عبور از فضای جنگی و ورود به مرحله بازسازی اقتصادی قرار گرفته است، پرسش اصلی این نیست که چه میزان منابع مالی برای بازسازی نیاز داریم؛ بلکه این است که چگونه میتوان سرمایه اجتماعی حاصل از مقاومت ملی را به موتور محرک توسعه تبدیل کرد؟
پاسخ این پرسش را باید در نقش نسل جدید جستوجو کرد.
نسل زد نخستین نسلی است که همزمان با تحولات شتابان فناوری، اقتصاد دیجیتال، شبکههای ارتباطی جهانی و تغییرات گسترده در الگوهای کسبوکار رشد کرده است. این نسل بیش از هر نسل دیگری با مفهوم نوآوری، اقتصاد دانشبنیان و فرصتهای نوین خلق ثروت آشناست. از همین رو، در دوران پساجنگ، مهمترین سرمایه راهبردی کشور نه صرفاً منابع مالی آزادشده یا پروژههای عمرانی، بلکه ظرفیتهای فکری و خلاقانه همین نسل خواهد بود.
تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که بازسازی موفق پس از بحران، صرفاً با تزریق سرمایه یا اجرای پروژههای زیرساختی محقق نمیشود. توسعه زمانی پایدار خواهد بود که نسل جوان خود را بخشی از فرآیند تصمیمسازی، تولید و پیشرفت کشور بداند. هر جا که جوانان به حاشیه رانده شدند، پروژههای بازسازی به نتایج مطلوب نرسیدند و هر جا که آنان به بازیگران اصلی توسعه تبدیل شدند، اقتصادها توانستند مسیر رشد پایدار را تجربه کنند.
اقتصاد ایران نیز امروز در نقطهای مشابه قرار دارد. بخش مهمی از چالشهای کشور در حوزه بهرهوری، فناوری، اشتغال و رقابتپذیری، نیازمند نگاه تازه و راهحلهای نوآورانه است. این نیاز بیش از هر زمان دیگری، جایگاه نسل زد را در معادلات توسعه ملی برجسته میکند.
اما مسئله اصلی آن است که نسل جدید همچنان در بسیاری از حوزهها بیشتر «مخاطب سیاستها» تلقی میشود تا «شریک توسعه». در حالی که اقتصاد آینده ایران نیازمند عبور از این نگاه سنتی است. نسل زد باید در طراحی راهکارها، خلق کسبوکارهای نو، توسعه فناوری، حل مسائل اجتماعی و حتی بازآفرینی مدلهای حکمرانی اقتصادی نقشآفرین باشد.
اگر در دوران جنگ، جوانان در عرصههای مختلف اجتماعی، فرهنگی، رسانهای و امدادی بخشی از بار مسئولیت ملی را بر دوش کشیدند، در دوران صلح نیز باید امکان مشارکت واقعی آنان در فرآیند توسعه فراهم شود. سرمایه اجتماعی زمانی حفظ میشود که به فرصت اقتصادی و مشارکت مؤثر تبدیل گردد؛ در غیر این صورت به تدریج فرسوده خواهد شد.
از منظر اقتصادی، مهمترین سرمایه هر کشور در قرن بیستویکم نه منابع زیرزمینی، بلکه سرمایه انسانی آن است. جهان امروز شاهد جابهجایی مرکز ثقل قدرت از اقتصادهای مبتنی بر منابع به اقتصادهای مبتنی بر دانش و نوآوری است. در چنین فضایی، کشورهایی موفق خواهند بود که بتوانند استعدادهای نسل جدید را حفظ، توانمند و در مسیر توسعه ملی به کار گیرند.
ایران نیز برای ورود به مرحله جدید رشد اقتصادی، نیازمند یک پیمان تازه میان حاکمیت، جامعه و نسل جوان است؛ پیمانی که در آن اعتماد متقابل، مشارکت مؤثر و فرصتآفرینی اقتصادی جایگزین نگاههای صرفاً حمایتی شود. نسل زد باید احساس کند که نه تنها آینده کشور متعلق به اوست، بلکه در ساختن این آینده نیز سهم واقعی دارد.
فرجام سخن آنکه دوران پساجنگ، بیش از آنکه دوره بازسازی ساختمانها و زیرساختها باشد، دوره بازسازی امید و اعتماد است. سرمایه اجتماعی شکلگرفته در روزهای مقاومت، بزرگترین دارایی ملی برای آغاز این مسیر محسوب میشود. حفظ و تقویت این سرمایه نیز بدون نقشآفرینی نسل جدید امکانپذیر نخواهد بود.
همانگونه که امنیت ملی بدون حضور نسل جوان پایدار نمیماند، توسعه اقتصادی نیز بدون مشارکت نسل زد به سرانجام نخواهد رسید. آینده اقتصاد ایران پیش از آنکه در میدان نفت، صنعت یا تجارت تعیین شود، در کیفیت رابطه کشور با نسل جدید رقم خواهد خورد؛ نسلی که میتواند سرمایه اجتماعی مقاومت را به سرمایه توسعه و پیشرفت تبدیل کند.
منبع: پُرسون