زهرا شیخ باقری، دانشجوی دکتری مدیریت رسانه در یادداشتی نوشت:

پرچم ایران؛ نماد وحدت یا میدان جدال سیاسی؟

در پی برخی رفتارهای تنش‌زا در محیط‌های دانشگاهی، بحث درباره جایگاه پرچم به‌عنوان نماد وحدت ملی و حدود آزادی بیان بار دیگر در فضای عمومی مطرح شده است.
تصویر پرچم ایران؛ نماد وحدت یا میدان جدال سیاسی؟

به گزارش سایت خبری پُرسون، زهرا شیخ باقری، دانشجوی دکتری مدیریت رسانه و مدیرمسئول پایگاه خبری اندیشه معاصر در یادداشتی نوشت:

در روزهایی که کشور بیش از هر زمان دیگری به آرامش، عقلانیت و انسجام اجتماعی نیاز دارد، برخی تلاش می کنند با القای فضای غیرعادی در دانشگاه ها، تصویری ملتهب از محیط های علمی ارائه دهند؛ تصویری که با واقعیت جاری در بسیاری از دانشگاه های کشور فاصله دارد. تصمیم مسئولان برای بازگشایی مراکز آموزش عالی و تداوم روند طبیعی آموزش، تصمیمی مدبرانه و مسئولانه بود. دانشگاه باید زنده بماند؛ نه فقط به عنوان محل آموزش، بلکه به عنوان نماد پویایی اجتماعی. تعطیلی، ساده ترین واکنش است، اما اداره عاقلانه شرایط و حفظ جریان عادی زندگی، هنر مدیریت است.

در کنار این فضای مدیریتی، انتشار تصاویری از آتش زدن پرچم ایران در برخی محیط های دانشگاهی، موضوعی بود که نمی توان نسبت به آن بی تفاوت ماند. اعتراض سیاسی، حق طبیعی هر شهروند است؛ دانشگاه نیز همواره بستر گفت و گو و طرح دیدگاه های متفاوت بوده است. اما آنچه رخ داد، از دایره اعتراض مدنی فراتر رفت و وارد حوزه اهانت به نمادهای ملی شد. میان نقد یک سیاست و تحقیر یک نماد ملی، فاصله ای روشن وجود دارد؛ فاصله ای که عبور از آن، نه نشانه جسارت سیاسی، بلکه نشانه بی توجهی به هویت مشترک ملی است.

پرچم یک ملت صرفا پارچه ای با رنگ و نقش نیست. پرچم، فشرده تاریخ یک سرزمین است؛ نماد سال ها ایستادگی، رنج، امید و غرور مردمی که برای حفظ کشورشان هزینه داده اند. در ایران نیز پرچم، نماد وحدت و همبستگی ملی است. سوزاندن آن، حتی اگر با عنوان اعتراض سیاسی صورت گیرد، در واقع جریحه دار کردن احساسات میلیون ها ایرانی است که این نماد را بخشی از هویت خود می دانند.

در مباحث مربوط به آزادی بیان، همواره بر یک نکته تاکید می شود: آزادی، بدون مسئولیت معنا ندارد. در هیچ کجای جهان آزادی بیان مطلق و بی قید و شرط نیست. حتی در ایالات متحده که همواره از آن به عنوان نماد آزادی بیان یاد می شود، موضوع پرچم سوزی یکی از بحث برانگیزترین پرونده های حقوقی بوده است. اگرچه دیوان عالی آمریکا در رای مشهور خود این اقدام را در چارچوب بیان سیاسی تفسیر کرده، اما حساسیت اجتماعی و سیاسی نسبت به آن همچنان بالاست و بارها مقامات این کشور خواستار برخورد جدی با چنین رفتارهایی شده اند. این واقعیت نشان می دهد که پرچم در همه کشورها خط قرمز عاطفی و هویتی ملت هاست، حتی اگر چارچوب های حقوقی متفاوت باشند.

در بسیاری از کشورهای اروپایی مانند آلمان و فرانسه، اهانت به پرچم ملی جرم محسوب می شود و مجازات هایی از جریمه نقدی تا حبس برای آن در نظر گرفته شده است. در ترکیه، چین و روسیه نیز قوانین صریحی برای برخورد با بی احترامی به نمادهای ملی وجود دارد. بنابراین طرح این ادعا که حساسیت نسبت به پرچم، رویکردی صرفا داخلی یا محدود به یک فرهنگ خاص است، با واقعیت های حقوقی جهان همخوانی ندارد.

در ایران نیز اگرچه عنوان مجرمانه مستقلی با نام مشخص اهانت به پرچم در قانون ذکر نشده، اما رفتارهایی مانند سوزاندن پرچم در صورت احراز قصد اهانت یا اخلال در نظم عمومی می تواند ذیل عناوین کیفری دیگر مورد پیگرد قرار گیرد. این نکته نشان می دهد که قانون گذار نیز به اهمیت صیانت از نمادهای رسمی و ملی واقف بوده است.

آنچه امروز نگران کننده تر از خودِ عمل پرچم سوزی است، تلاش برخی جریان های رسانه ای برای عادی سازی یا حتی تطهیر چنین رفتارهایی است. رسانه، قدرت شکل دادن به افکار عمومی را دارد و نحوه روایت یک رویداد می تواند بر برداشت جامعه تاثیر عمیق بگذارد. اگر اهانت به نماد ملی در کشوری دیگر محکوم می شود، اما در ایران با عنوان اعتراض مشروع بازنمایی می شود، این رویکرد دوگانه نه به نفع آزادی بیان است و نه به نفع حقیقت.

به عنوان یک فعال رسانه، باور دارم مسئولیت ما در این حوزه، دفاع از اصول حرفه ای، دقت در روایت و پرهیز از هیجان زدگی است. اعتراض باید شنیده شود، نقد باید امکان بروز داشته باشد، اما مرز احترام به هویت ملی نباید شکسته شود. عبور از این مرز، نه تنها کمکی به اصلاح امور نمی کند، بلکه شکاف اجتماعی را عمیق تر می سازد و زمینه سوءاستفاده جریان های افراطی را فراهم می آورد.

امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند گفت و گوی مسئولانه هستیم. دانشگاه باید محل تضارب آرا باشد، نه صحنه رفتارهای تنش زا. پرچم ایران متعلق به یک دولت یا یک جریان سیاسی نیست؛ متعلق به همه ماست، به همه نسل هایی که در این سرزمین زیسته اند و برای سربلندی آن تلاش کرده اند. دفاع از پرچم، دفاع از کرامت ملی و پاسداشت هویت مشترکی است که ما را در کنار یکدیگر معنا می کند.

نقد، حق است؛ اهانت، نه. این مرزی است که اگر به آن احترام بگذاریم، هم آزادی را پاس داشته ایم و هم انسجام ملی را.

منبع: اندیشه معاصر

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

1203773

سازمان آگهی های پُرسون