محمدعلی رحیمی نژاد دانش آموخته روابط بین الملل در یادداشتی نوشت:

مردم؛ علاج در وطن است...

در شرایط تحریم، جنگ شناختی و تهدیدات نظامی، انسجام داخلی و همراهی مردم با نهادهای قانونی و دفاعی کشور، تنها راه حفظ امنیت و توسعه ملی است.
تصویر مردم؛ علاج در وطن است...

به گزارش سایت خبری پُرسون، محمدعلی رحیمی‌نژاد، کارشناس روابط بین‌الملل، تأکید کرد چاره مشکلات اقتصادی و سیاسی کشور نه در تکیه بر بیگانگان، بلکه در همبستگی و پیگیری مطالبات داخلی مردم و حمایت از ساختارهای ملی است.

محمدعلی رحیمی نژاد (دانش آموخته روابط بین الملل) در یادداشتی نوشت:

همه رنج می‌بریم از تصور آنچه که میدانیم باید می داشتیم و نداریم! از ثروت و سرمایه کشورمان که گویی جایی در سفره مردم ندارد و استفاده نمی‌شود. از تورم سرسام آور روزانه و هفتگی تا تهدیدات سگ زرد اجنبی به خاک و ناموس‌مان؛ از نبود چشم انداز روشنی برای آینده تا فقر و بیکاری.... بله همه این مشکلات را داریم و از آن رنج می‌بریم اما چاره چیست؟

چاره آن است که با به آتش کشیدن پرچم کشور و برگشت‌مان به حکومت دیکتاتورنظامی مجددا دست نشانده قدرت‌های اجنبی شویم؟ چاره آن است با هرج و مرج طلبی و کشته شدن هم وطنانمان به دنبال خرید رویای رسانه‌های بیگانه باشیم؟ یا آنکه دلخوش به مسئولان فعلی کشور باشیم تا آنها مشکلات را رفع کنند؟

از رویافروشی رسانه و سیاستمداران غرب که بگذریم و واقعیتهای تاریخی را بنگریم؛ هیچ کشوری با حضور بیگانه آباد نشده است؛ دوباره مینویسم هیچ کشوری به دست بیگانگان آباد نشده است. نهایت لطف بیگانه بردن ثروت ملت بوده و به راحتی تمام جنایات را انجام داده است. مسلما مصادیق تاریخی اشغال کشورها توسط بیگانگان فراوانند و همه ما میدانیم؛ از حمله مغول به کشور تا حمله شوروی و آلمان به لهستان تا حملات آمریکا به عراق و افغانستان.... . خوب چاره چیست؟

چاره کار؟

اگر باور نداریم جنگ برای ما نیز یک فرصت جهت ترسیم خطوط نظم جدید جهانی است؛ چراکه تمامی نظم‌های تاریخی از پس یک جنگ سربرآورده اند و کشور ما نیز به پشتوانه مردم و قدرت نظامی خود می‌تواند این توانمندی را در شرایط فعلی به عمل برساند؛ مسلما ما را در شرایط بد و بدتر قرار داده است. شرایط بد همین تورم و گرانی، ابهام و ناامیدی از بهبود اساسی و دیگر مشکلات اقتصادی کشور است و بدتر تهاجم موفقیت آمیز بیگانه؛ بیگانه‌ای که پس از فتح اگر مانند حاکمان مغول خائنان ایران را از بین نبرد، مسلما آنها را مسئول اداره کشور قرار نخواهد داد. دیگر مردم چه همراهان نظام جمهوری اسلامی و چه افراد بی خیال که جای خود را دارند و مسلما شرایط بهتری برایشان رقم نخواهد خورد.

چاره کار در وطن است؛ به دست خود ما! چه با اعتراض و پیگیری مطالباتمان و چه با انتخاب‌های درستی که پیشرو داریم؛ فراموش نکنیم در شرایط فعلی نیز مسئولان کشور تمام تلاش خود را برای بی‌اثر کردن اقدامات خصمانه بیگانگان انجام میدهند. ما در شرایطی تبدیل به یکی از قدرت‌های منطقه‌ای رسیدیم که هژمونی مطلق آمریکا طی 47 سال اخیر در برابر خود داشته‌ایم؛ در شرایطی که کشورهای منطقه و ابزارهای مالی جهانی همه به اراده غرب علیه ما رفتار کرده‌اند. خلاصه تمام کارشکنی‌ها و دشمنی‌ها علیه ما انجام شده و به اعتراف خودشان به نتیجه نرسیده است؛ امروز نیز برای حفظ نفوذ خود چاره‌ای جز مهار ایران ندارد. چاره کار مردمند؛ در تمام شرایط بوده‌اند و امروز بیشتر؛ چراکه سیاست خارجی ادامه سیاست داخلیست. چراکه اگر ما نخواهیم در تقابل با بیگانگان به مانند جنگ 12 روزه همدل و همراه باشیم، چیزی از ایران عزیزمان باقی نخواهد ماند.

در نظریات دانش روابط بین‌الملل، جنگ آخرین راه تحقق منافع ملی است؛ دشمن از تمام ترفندها و راهبردها مانند تحریم، احاله مسئولیت (حمایت از کشور دیگر در حمله و آسیب به ایران)، آتش بیاری معرکه، موازنه سازی (حمایت از عربستان برای تضعیف ایران)، حمایت از گروهک‌های تجزیه طلب، جنگ شناختی و رسانه‌ای و نهایتا ارسال سلاح به داخل کشور برای جنگ داخلی بهره برده و هم‌اکنون چارهای جز جنگ یا تن دادن به خواسته‌های ایران نمی‌بیند. ما نیز برای حفظ کشورمان باید تمام ظرفیتهای خود را به میدان بیاوریم؛ حداقل تلاش ما حمایت از نیروهای نظامی و تصمیمات آن در روزهای پیشرو خواهد بود. حداقل تلاش ما حمایت از همین مسئولان فعلی کشور است تا با قدرت بیشتر به دنبال تحقق منافع ما در برابر تمامیت خواهی غرب باشند.

بله مشکلات داریم و نگرانیم؛ دعوای داخلی ما به خودمان مربوط است و هیچ بیگانه و خائنی حق بهره برداری از آن را نداشته و نخواهد داشت.

چرا از کشورمان حمایت می‌کنیم؟

وطن، فراتر از یک جغرافیا، تجسمی از هویت، تاریخ، فرهنگ و خاطره‌ی جمعی یک ملت است. در دل خاک وطن، گذشته‌ی هزاران ساله، خون شهیدان، دستاورد اندیشمندان و امید نسل‌های آینده نهفته است. هرگاه بیگانه‌ای بر این حریم مقدس دست یابد، تنها مرزهای جغرافیایی مورد هجمه قرار نمی‌گیرند، بلکه روح و موجودیت ما تهدید می‌شود. تجاوز بیگانگان به وطن، در تاریخ ملت‌ها، یکی از تلخ‌ترین و ویران‌کننده‌ترین تجربه‌های انسانی است؛ تجربه‌ای که آثار آن نه فقط در اقتصاد و سیاست، بلکه در روان، فرهنگ و حافظه‌ی جمعی مردمان باقی می‌ماند.

احساس ناامنی، اضطراب جمعی، بی‌اعتمادی به آینده، و فرسایش امید اجتماعی، از مهم‌ترین آثار روانی چنین فاجعه‌ای است. ارتش اشغالگر ممکن است روزی کشور را ترک کند، اما ترس و شکستی که در دل مردم می‌کارد، سال‌ها در ذهن و رفتار آنان باقی می‌ماند. تجربه‌هایی چون حمله مغول به ایران، اشغال بخش‌هایی از کشور در جنگ جهانی اول و دوم، یا تجاوز رژیم بعث عراق در سال ۱۳۵۹، نمونه‌های آشکار این زخم‌های روانی‌اند.

در شرایط جنگ، بسیاری از افراد برای بقا از هنجارهای اخلاقی خود فاصله می‌گیرند، بازار سیاه شکل می‌گیرد و فساد مالی و اخلاقی گسترش می‌یابد. انسان در شرایط اشغال و بی‌دولتی، میان حفظ جان و پاسداری از ارزش‌های اخلاقی دچار تعارض می‌شود. این دگرگونی اجتماعی ممکن است حتی پس از پایان جنگ نیز ادامه یابد، زیرا جامعه، از یک الگوی پایدار قانون‌مداری به وضعیت اضطراب و بی‌ثباتی سوق پیدا می‌کند.

از دیگر پیامدهای حمایت نکردن از حکومت، ویرانی اقتصادی و از میان رفتن زیرساخت‌های کشور است. دشمن، برای تضعیف توان ملی، معمولاً منابع تولید، کارخانه‌ها، پل‌ها، نیروگاه‌ها و مزارع را هدف قرار می‌دهد. در نتیجه، اشتغال از بین می‌رود، تورم شدیدتر از قبل شده و معیشت مردم دستخوش بحران می‌شود.

پیامد دیگر جنگ در صورت عدم انسجام ملی جابجایی گسترده‌ی جمعیت‌ها است. میلیون‌ها نفر مجبور به ترک خانه می‌شوند، شهرهای مرزی خالی و اردوگاه‌های پناهندگان پر می‌شود. مهاجرت اجباری، جدایی خانواده‌ها و از بین رفتن بافت انسانی مناطق، خسارتی است که کمتر قابل جبران است. در نتیجه نیروی کار کاهش می‌یابد، متخصصان فرار می‌کنند، و شهرهای میزبان با فشار جمعیتی روبه‌رو می‌شوند. در عین حال، احساس ریشه‌کَندگی و غم غربت نیز به آسیب‌های روانی جامعه می‌افزاید.

رویای بازسازی

میگویند بعد از جنگ ایران را میسازیم! صاحبخانه برای حل مشکلات خانه دلسوزتر است یا مستاجر؟ در ادامه جنگ وطن به منزلی اجاره‌ای برای بیگانگان تبدیل میشود. علاوه بر این بازسازی صرفاً به معنای ساخت خانه و پل نیست، بلکه باید شامل بازسازی اعتماد، امید و انسجام ملی است. مردم کدام ملتی به خائنین خود اعتماد می‌کنند تا به آینده ای بهتر خوشبین باشند؟

وطن میراث فرهنگی گذشته و الهام‌بخش نسل‌های آینده خواهد بود؛ وطنمان را با وجود مشکلات فراوان حفظ می‌کنیم و خودمان آن را اصلاح می‌کنیم. آنچه روزهای پیشرو را خواهد ساخت روح مقاومت و بیداری ما در برابر بیگانه‌‎ای است که خود را منجی نشان میدهد!

منبع: پُرسون

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

1203393

سازمان آگهی های پُرسون