بیسیمچی در تازهترین یادداشت خود پیشنهاد کرده است که ایران بهجای بستن تنگه هرمز، با تصویب "عوارض تأمین امنیت"، عبور کشتیها را تحت نظمی تعرفهای مدیریت کند؛ طرحی که به باور او میتواند ضمن باز نگهداشتن این آبراه، هزینه ناامنی را بر عاملان آن تحمیل و از شکلگیری اجماع بینالمللی علیه ایران جلوگیری کند.
به گزارش سایت خبری پُرسون، "بیسیمچی" نام مستعار نویسندهای است که در ایام "جنگ رمضان" به بررسی و تحلیل تحولات و شرایط جنگ میپرداخت. او با انتشار تحلیلهای بههنگام و روشنگرانه، در جبهه رسانهای مقابله با دشمن حضوری مؤثر و قابلتوجه داشت. اکنون پس از مدتی وقفه و با توجه به شرایط حساس کنونی، "بیسیمچی" تصمیم گرفته است بار دیگر به عرصه روشنگری و تحلیل بازگردد و یادداشتهای خود را از سر بگیرد.
اکنون بیسیمچی در یادداشت به ایدهی جایگزینی "بستن تنگه هرمز" با ایجاد "نظم ایرانی" و اخذ عوارض تأمین امنیت از کشتیهای عبوری پرداخته است. او پیشنهاد میکند ایران با تصویب تعرفههای عادی و جنگی، هم تنگه را باز نگه دارد و هم هزینه ناامنی را از کشورها و بازیگران مخل امنیت خلیج فارس دریافت کند.
بیسیمچی نوشت:
مدتها بود که با دیدن حضور حماسی مردم در صحنه که خود سکان هدایت میدان و دیپلماسی را به دست گرفتهاند قلم زدن و ارسال پیام را جسارت میدانستم. با این حال، اصرار مدیر محترم سایت "پُرسون" سبب شد تا همچنان در جمع اهالی جبهه جنگ نرم حضور داشته باشم؛ هرچند برنامههایی نظیر "به وقت ایران" در شبکه شش، خود نشاندهنده حضور پرقدرت جبهه اطلاعرسانی و تحلیل در رسانه ملی است.
درسهای تاریخ و هندسه جدید قدرت
مرور تاریخ ۲۳۰ سال گذشته و نفوذ بیگانگان (بهویژه اروپاییها) برای تجزیه توان مسلمانان، مصداق بارز مصیبت تفرقه و تضعیف است. در مقابل، انقلاب اسلامی جریانساز اتحاد مسلمانان انقلابی و مقدمه ظهور "ابر قدرت چهارم" شده است. در این میان، دستاورد ایستادگی ما در برابر جنگهای تحمیلی، تثبیت موقعیت ژئوپلیتیک ایران در شاهراهی حیاتی به نام "تنگه هرمز" است.
پیشنهاد راهبردی: جایگزینی "انسداد تنگه" با "حق تأمین امنیت"
پیشنهاد میشود مجلس شورای اسلامی قانون "عوارض تأمین امنیت" را به تصویب رسانده و نیروهای مسلح را مکلف به اجرای آن کند:
*در شرایط عادی: وضع عوارض مشخص (مثلاً ۵ دلار به ازای هر تن بار).
*در شرایط بحرانی و جنگی: افزایش تعرفه تا ۱۰ برابر.
*ممنوعیت عبور: منع عبور کشتیها یا محمولههای متعلق به کشورهای متخاصم، متجاوز و مخل امنیت خلیج فارس.
*تسهیم مشروط با همسایگان: پرداخت سهم همسایگان از عوارض دریافتی، مشروط به مشارکت عملی آنها در تأمین امنیت و متناسب با طول مرز دریایی هر کشور در خلیج فارس (که ایران بزرگترین سهم را خواهد داشت؛ آنهم پس از وصول کامل خسارات جنگ تحمیلی).
آثار و پیامدهای این طرح:
۱. فشار هوشمند بر مخلان امنیت: افزایش هزینه برای کشورهایی که با اقدامات خود امنیت منطقه را به خطر میاندازند.
۲. ایجاد شکاف در جبهه مقابل: بهرهمندی از تعرفه پایین برای همسایگانی که همسو عمل کنند، جبهه متحد علیه ایران را دچار تفرقه میکند.
۳. خنثیسازی بهانههای آمریکا: با باز ماندن تنگه تحت نظارت ایران، بهانه واشنگتن برای اجماعسازی جهانی علیه ما از بین میرود.
۴. دیپلماسی تعرفهای: اعمال تخفیفهای ویژه برای متحدان و کشورهایی که تجاوزات آمریکا را رسماً محکوم میکنند (نظیر عراق، چین و...) و جریمه برای کشورهای همراه با آمریکا.
۵. حاکمیت نظم ایرانی: اعمال قدرت و برقراری نظم، همسو با استراتژی همافزایی "میدان و دیپلماسی".
نتیجه آنکه:
باز ماندن تنگه هرمز همراه با اعمال «نظم و اقتدار ایرانی» (که هم درآمدزاست و هم تنبیهی برای مخلان امنیت)، بسیار کارآمدتر از بستنِ فیزیکی و بیدرآمدِ آن است که میتواند به اجماع بینالمللی علیه ما منجر شود. دو ابرقدرت چین و روسیه نیز از حاکمیت نظم ایرانی (به عنوان نظمی غیرآمریکایی) استقبال خواهند کرد.
ایران باید با رونمایی از این ایده، معادله میدان را تغییر داده و نشان دهد ناظم واقعی امنیت منطقه است؛ راهکاری پایدار که بدون نیاز به مذاکره یا مداخله آمریکا، اقتدار و ثبات را به ارمغان میآورد.
منبع: پُرسون
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید: