به گزارش سایت خبری پُرسون، از آذربایجانشرقی؛ محمد مهدی اکبرزاده سرپرست پُرسون آذربایجانشرقی در یادداشتی در خصوص دریاچه ارومیه و آخرین وضعیت آن نوشت:
سالها نام دریاچه ارومیه با بحران، خشکسالی و طوفانهای نمکی همراه بود؛ تصویری از بسترهای سفید و ترکخوردهای که نماد سوءمدیریت منابع آب و تغییرات اقلیمی شده بود. اما اکنون، پس از یک دوره بارشهای مؤثر در حوضه آبریز و تداوم برخی اقدامات مدیریتی، شرایط این پهنه آبی نسبت به سال گذشته بهبود یافته و نشانههایی از بازگشت تدریجی آب به آن مشاهده میشود.
بارشها؛ موتور محرک احیای نسبی
حوضه آبریز دریاچه ارومیه در ماههای پاییز و زمستان امسال شاهد افزایش بارندگی بوده است. این بارشها، بهویژه در ارتفاعات، موجب تقویت روانابها و افزایش آورد رودخانههای اصلی منتهی به دریاچه شده است. ذوب تدریجی برف در هفتههای اخیر نیز روند تثبیت و حتی رشد سطح آب را تسهیل کرده است.
هرچند هنوز نمیتوان از یک ترسالی بلندمدت سخن گفت، اما همین بهبود نسبی در ورودی آب، تأثیر مستقیم خود را بر افزایش تراز و گسترش سطح آبی دریاچه نشان داده است.
تراز آب؛ گامی رو به جلو، اما نه پایان راه
بررسی دادههای منتشرشده از سوی نهادهای متولی نشان میدهد سطح آب دریاچه نسبت به مدت مشابه سال گذشته رشد محسوسی داشته است. در برخی مناطق، پهنههایی که در سالهای گذشته به کانونهای گردوغبار نمکی تبدیل شده بودند، دوباره زیر آب رفتهاند؛ اتفاقی که از منظر زیستمحیطی اهمیت فراوانی دارد.
با این حال، فاصله تا تراز اکولوژیک همچنان قابل توجه است. تراز اکولوژیک، سطحی است که در آن تعادل زیستی دریاچه، از جمله پایداری جمعیت آرتمیا و کاهش خطر ریزگردهای نمکی، تضمین میشود. بنابراین افزایش فعلی را باید «گام نخست» در مسیر بازسازی دانست، نه نقطه پایان بحران.
نقش مدیریت منابع آب
بحران دریاچه ارومیه صرفاً محصول کمبارشی نبود؛ توسعه بیرویه کشاورزی، حفر چاههای متعدد و برداشت گسترده از منابع سطحی و زیرزمینی طی دهههای گذشته سهم عمدهای در افت شدید تراز داشتند. در سالهای اخیر، اقداماتی همچون بهبود راندمان آبیاری، محدودسازی برداشتهای غیرمجاز و مدیریت رهاسازی آب سدها در دستور کار قرار گرفته است.
تجربه نشان داده که اتکا به بارشهای مقطعی بدون اصلاح ساختاری در الگوی مصرف، نتیجهای پایدار به همراه نخواهد داشت. اگر سیاستهای مدیریت تقاضا بهصورت جدی و مستمر دنبال شود، بارشهای مناسب میتواند اثرگذاری چندبرابری داشته باشد.
احیای دریاچه؛ پروژهای اجتماعی، نه صرفاً فنی
نجات دریاچه ارومیه تنها یک پروژه مهندسی نیست؛ بلکه فرآیندی اجتماعی و اقتصادی نیز به شمار میرود. همراهی کشاورزان، تغییر الگوی کشت به محصولات کمآببر و فرهنگسازی در مصرف منابع آب، مؤلفههایی هستند که بدون آنها هیچ برنامهای به نتیجه نخواهد رسید.
در عین حال، پایداری شرایط فعلی نیازمند هماهنگی میان استانهای حوضه آبریز و تصمیمگیری یکپارچه است؛ زیرا هرگونه برداشت مازاد در بالادست، مستقیماً بر وضعیت دریاچه اثر میگذارد.
منبع: پُرسون آذربایجان شرقی