متاسفانه در جامعه ما گفتوگوهای سازنده و منطقی برای حل مسائل اجتماعی وجود ندارد و بهطور معمول یک یا هر دو سوی موضوعات اجتماعی علاقه دارند که مسائل را حیثیتی و جنجالی کنند و اجازه ندهند که موضوع از طریق شایسته و منطقی به بحث گذاشته شود.
عباس عبدی گفت: متأسفانه عدم اطلاعرسانی منحصر به این موضوع (مذاکرت هستهای و نشست وین) نمیشود. در تمام زمینههای دیگر نوعی محدودیت اطلاعرسانی وجود دارد که در عمل فضای رسانهای و نقد داخلی را از جریان امور حذف میکند.
اینکه ما نمیتوانیم خطای هر فرد را به دیگری اعم از خانواده یا قشر یا مذهب و ملیت او تسری دهیم، بهطور کلی حرف درستی است. ولی چرا این مورد درباره روحانیون رعایت نمیشود؟
امسال نیز دیدن هلال ماه شوال تبدیل به مساله عمومی شد. اگر خاطرات مرحوم آقای هاشمی را مرور کنید، از سال ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۷ (آخرین سالی که تاکنون این خاطرات منتشر شده است) دیدن ماه شوال و اعلام عید فطر، تقریبا هر سال تبدیل به یک مساله شده بود، در حالی که این مساله برای ماههای دیگر وجود ندارد.
شفافیت شرط لازم برای تحقق اهداف و ماموریتهای دیگر است. شفافیت، آزادی بیان و رسانه، استقلال نهادی و قضایی، پرسشگری و ضرورت پاسخگویی، امکان تغییر صاحبان قدرت، حلقههای یک زنجیره هستند.
این روزها برخی تغییر مواضع در اصولگرایان دیده میشود که ذهنیت عمومی را نسبت به امکان نزدیک شدن دیدگاهها به یکدیگر و کاهش تنشهای سیاسی در جامعه کم میکند. از سوی دیگر فضای عمومی به گونهای است که کسی حرف دیگری را نمیشنود، بلکه ابتدا مواضعی را نسبت به هم منتسب میکنند، سپس آن مواضع مجعول را نقد و رد یا تخطئه میکنند.
حجاب یک امر اجتماعی است و صفر و یکی نیست. اثرات حجاب یا بیحجابی زنان قطعی نیست بلکه مرتبط با برداشتهای گوناگون مردم است. ضمن اینکه کیفیت پوشش شامل یک طیف وسیع از عریانی تا پوشیدگی از نوع طالبانی است. در حالی که واکسن صفر و یک است. یا واکسن زده یا نزده. اثرگذاری آن نیز قابل سنجش است.
مدتی بود که قصد داشتم متنی را خطاب به آقایان علمای قم بنویسم که به عللی به تاخیر میانداختم، اکنون و پس از پایان عزاداریهای محرم آن را تقدیم میکنم. بیاییم فرض کنیم که یک نفر که از پزشکی سررشتهای ندارد یا نه؛ حتی مدرک پزشکی هم دارد ولی اقدام به انتشار گزارههای غیر یا ضدعلمی کند و با این کار خود جان و سلامت مردم را به خطر اندازد.
روز گذشته آقای حسین شریعتمداری سرمقاله کیهان را به موضوعی جالب اختصاص داد. در این متن، مطالب چند نفر از افراد از جمله بنده را دستمایه یادداشت خود کرده که بنده بخش مخصوص خود را در ذیل تقدیم میکنم.
17 مرداد امسال از دو جهت تاثرآور است، یکی یادآوری کشتار کارکنان کنسولگری ایران در مزارشریف در سال 1377 به دست طالبان از جمله محمود صارمی خبرنگار ایرانی است که به همین مناسبت این روز را در ایران روز خبرنگار نامیدند، دیگری از این جهت که امسال دوباره شاهد همان رویدادهای 23 سال پیش هستیم.
در آستانه ماه محرم هستیم و یکی دیگر از تناقضات سیاستگذاری در ایران برجستهتر از گذشته خود را نشان خواهد داد. شکاف قدرت و مسوولیت در موضوع مهمی چون کرونا در این ماجرا آشکارتر میشود. وضعیت موج پنجم کرونا بر کسی پوشیده نیست.
در خصوص طرح صیانت مطالب فراوانی گفته شده است و طبعا در آینده نیز بیشتر گفته خواهد شد. درباره چنین طرحی که با ترجیحات و علایق دهها میلیون نفر مرتبط و در تضاد است، باید دقیقتر گفتوگو کرد.
طبیعی است که در این روزها ذهنیت و توجه شما به انتخاب همکاران متمرکز شده باشد و کمتر فرصت کنید تا به گزارشهای دیگر بپردازید. ولی واقعیت این است که طرح مشهور به صیانت... چنان مشکلی را برای مدیریت شما از همان آغاز ایجاد خواهد کرد که به این سادگی نمیتوان بر آن غلبه کرد.
هنگامی که به وضعیت جامعه ایران نگاه میکنیم، نمیتوانیم تعجب خود را پنهان کنیم. شاید برای برخی از ما که با این وضعیت عادت کردهایم، امر عجیبی نباشد، ولی اگر یک ناظر بیرونی بخواهد وضعیت را توصیف کند، دچار حیرت خواهد شد. بیایید نگاهی به شرایط بیندازیم.
مسائل خوزستان به نقطهای رسیده که همه اتفاق نظر دارند؛ حق متوجه مردم است. هر چند به نظر بنده نیازی نبود که فریاد مردم بلند شود تا مسوولان امر متوجه این حق شوند. خوشبختانه آقایان، بدون استثنا سفرهای زیادی به خوزستان میکردند و وضع آنجا را میدیدند.