حسام رضا پورکاظم روزنامه نگار و فعال رسانه در یادداشتی نوشت:

قلم‌هایی که برای مردم می‌جنگند؛ روایت سنگرسازان بی‌سنگر

خبرنگار سال‌هاست در خط مقدم روایت زندگی مردم ایستاده است؛ از رنج و محرومیت تا امید و موفقیت، از حادثه و بحران تا لحظه‌های شیرین زندگی. او صدای کسانی است که شاید صدایی برای رساندن حرفشان ندارند، اما کمتر فرصتی پیدا می‌کند از دردها و دغدغه‌های خودش بگوید.
تصویر قلم‌هایی که برای مردم می‌جنگند؛ روایت سنگرسازان بی‌سنگر

به گزارش سایت خبری پُرسون، حسام رضا پورکاظم روزنامه نگار و فعال رسانه در یادداشتی با تأکید بر نقش اثرگذار خبرنگاران در روایت دردها و امیدهای جامعه، خواستار توجه جدی‌تر به مسائل و دغدغه‌های این قشر شد.

حسام رضا پورکاظم روزنامه نوشت:

گاهی قلم را به دست می‌گیرم و پیش از آنکه خبری بنویسم، از خود می‌پرسم رسالت این قلم چیست؟ آیا تنها ثبت یک اتفاق است یا ساختن پلی میان دردهای مردم و وجدان جامعه؟

خبرنگار، تنها نویسنده خبر نیست؛ او راوی امیدها، اشک‌ها، لبخندها و حقیقت‌هایی است که اگر نوشته نشوند، شاید برای همیشه در سکوت دفن شوند. رسالت خبرنگار، تنها اطلاع‌رسانی نیست؛ او باید دیده‌بان حقیقت باشد، صدای بی‌صدایان شود و چراغی روشن کند تا راه عدالت، همدلی و آگاهی خاموش نماند.

سال‌هاست قلم به دست گرفته‌ام؛ گاهی برای نوشتن از شادی‌ها و گاهی برای روایت تلخ‌ترین لحظه‌های زندگی انسان‌ها.

روزی از کودکی می‌نویسم که در گوشه‌ای از این سرزمین با فقر دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ روزی دیگر صدای مادری می‌شوم که هزینه درمان ندارد و چشم به راه دستی مهربان است. گاهی روایتگر اشک‌های پدری هستم که شرمنده خانواده‌اش شده و گاهی خبر تلخ از دست رفتن انسانی را منتشر می‌کنم که روزی برای زندگی‌اش گزارش نوشته بودم.

در کنار این تلخی‌ها، روزهایی هم هست که قلم بوی امید می‌گیرد؛ از افتتاح کارخانه‌ای می‌نویسم که چراغ خانه صدها جوان را روشن می‌کند، از ازدواج آسان چند زوج، از موفقیت دانش‌آموزی محروم، از قهرمانی ورزشکاری که پرچم ایران را به اهتزاز درمی‌آورد و از هر خبری که لبخند را به چهره مردم بازمی‌گرداند.

خبرنگاری، شغلی نیست که ساعت آغاز و پایان داشته باشد؛ سبک زندگی است. خبرنگار حتی زمانی که کنار خانواده‌اش نشسته، ذهنش درگیر حادثه‌ای است که شاید همین لحظه در گوشه‌ای از شهر رخ داده باشد. او در تعطیلات، نیمه‌شب، روزهای بارانی، سرمای زمستان و گرمای تابستان، همواره آماده است تا حقیقت را ثبت کند.

خبرنگار بارها میان سیل، زلزله، آتش‌سوزی، بحران، بیماری، انتخابات، حوادث و هزاران اتفاق دیگر حضور پیدا می‌کند؛ نه برای دیده شدن، بلکه برای آنکه مردم ببینند، بدانند و آگاه باشند.

با این همه، خبرنگار کمتر فرصت آن را پیدا می‌کند که از دردهای خودش سخن بگوید.

او که سال‌ها صدای مردم بوده، گاهی کسی را نمی‌یابد که شنونده صدایش باشد. دغدغه معیشت، امنیت شغلی، بیمه، حقوق متناسب با سختی کار، آینده حرفه‌ای و بسیاری از مشکلات دیگر، سال‌هاست همراه همیشگی اصحاب رسانه است.

تلخ‌تر آنکه بسیاری از خبرنگاران، تنها در روز خبرنگار به یاد آورده می‌شوند؛ روزی که از آنان تقدیر می‌شود، اما فردای آن، دوباره در هیاهوی مشکلات، همان قلم تنها می‌ماند.

با وجود همه سختی‌ها، بسیاری از خبرنگاران همچنان مانده‌اند؛ نه به امید ثروت، نه برای شهرت و نه برای جایگاه اداری. آنان مانده‌اند چون باور دارند قلم می‌تواند زندگی انسانی را تغییر دهد؛ می‌تواند بیماری را به درمان برساند، حقی را به صاحبش بازگرداند، مسئولی را به پاسخگویی وادار کند و امید را در دل جامعه زنده نگه دارد.

خبرنگار اگرچه گاهی خسته می‌شود، اما هرگز از حقیقت خسته نمی‌شود. او شاید بارها دلگیر شود، اما عشق به آگاهی‌بخشی اجازه نمی‌دهد قلمش بر زمین بماند.

روز خبرنگار، تنها روز تبریک گفتن نیست؛ روز تأمل درباره جایگاه کسانی است که حافظ حافظه تاریخی جامعه‌اند. جامعه‌ای که خبرنگار مستقل، مسئولیت‌پذیر و اخلاق‌مدار داشته باشد، کمتر گرفتار شایعه، فساد، ناامیدی و فراموشی خواهد شد.

امروز بیش از هر زمان دیگری، جامعه به خبرنگارانی نیاز دارد که حقیقت را قربانی مصلحت نکنند، امید را فدای هیاهو نسازند و اخلاق را در مسیر رقابت از یاد نبرند.

و در پایان...

اگر روزی قلم خبرنگاری خاموش شود، پیش از آنکه یک نفر سکوت کند، بخشی از حافظه جامعه خاموش شده است.

روز خبرنگار، روز تجلیل از صاحبان قلم نیست؛ روز پاسداشت حقیقت است.

سلام و درود بر همه خبرنگاران؛ سنگرسازان بی‌سنگری که بی‌هیاهو، برای آگاهی مردم، امنیت فکری جامعه و امید به آینده می‌نویسند و تا آخرین نفس، قلم را زمین نمی‌گذارند.

منبع: پُرسون

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

1385648

مطالب مرتبط

سازمان آگهی های پُرسون