به گزارش سایت خبری پُرسون، تیسدال، کارشناس ارشد مسائل خارجی روزنامه گاردین، خودشیفتگی ترامپ را دشمن شماره یک جهان میداند و میگوید: «او دلیل اصلی تشدید این جنگ به گونهای غیرقابلکنترل است. او یک سلاح کشتار جمعی سیار است.»
او افزود که ترامپ به خطرناکترین عامل در بحران ایران تبدیل شده است و به اعتقاد او، نحوه مدیریت این درگیری، آمریکا و جهان را در بنبستی سیاسی، اقتصادی و نظامی قرار داده است که خروج از آن دشوار است.
نویسنده در ستون خود در گاردین، جنگ تازه شده علیه ایران را نتیجه تصمیمات عجلهای خواند که فاقد چشمانداز راهبردی روشن هستند و هشدار داد که ادامه تنش ممکن است به جنگی تمامعیار و طولانیمدت با پیامدهای جهانی منجر شود.
نویسنده از این نکته آغاز کرد که ایالات متحده به بمباران ایران، از جمله تأسیسات و زیرساختهای غیرنظامی، بازگشته است بدون اینکه به اهداف قاطعی دست یابد. او اشاره کرد که این حملات ایران را آنطور که واشینگتن انتظار دارد تضعیف نمیکند.
تیسدال اظهارات ترامپ و پیت هگزت، وزیر جنگ آمریکا، درباره دستیابی به پیروزی را به شدت مورد انتقاد قرار داد و معتقد بود که صحبت از «پیروزی بزرگ» با واقعیت همخوانی ندارد، زیرا ایالات متحده نتوانسته به اهداف کلان خود دست یابد و علاوه بر این، هزینههای انسانی، اقتصادی و سیاسی جنگ رو به افزایش است.
به گفته نویسنده، هدف واقعی تر آمریکا در حال حاضر، کنترل تنگه هرمز یا بازگشایی آن برای تردد بینالمللی است، پس از آنکه این تنگه به نقطه فشار راهبردی در درگیری تبدیل شده است.
اما اهداف اولیهای که ایالات متحده و اسرائیل اعلام کردند، مانند نابودی برنامه هستهای ایران، تضعیف متحدان تهران در منطقه، یا تغییر نظام ایران، به اعتقاد نویسنده، دشوارتر از هر زمان دیگری شده است.
این مقاله مقایسه ای بین رویکرد ترامپ و رویکرد جورج دبلیو بوش، رئیسجمهور اسبق آمریکا، در جریان جنگ عراق انجام میدهد و اشاره میکند که بوش، علیرغم فاجعه جنگی که به راه انداخت، زمانی که عراق را تهدیدی بزرگ میدانست، تصمیم به تهاجم زمینی کامل گرفت؛ در حالی که ترامپ نمیخواهد بار جنگ تمامعیار در ایران را بر دوش بکشد و در عین حال از پذیرش شکست مسیر انتخابشده خودداری میکند و به همین دلیل، به اعتقاد نویسنده، در جنگی فرسایشی طولانی گرفتار شده است.
نویسنده شخصیت ترامپ و شیوه تفکر او را مسئول اصلی تداوم بحران میداند و معتقد است که تصمیمات او بیشتر تحت تأثیر میل به نمایش قدرت و کسب پیروزیهای سیاسی است تا محاسبات راهبردی بلندمدت؛ به این معنا که مشکل در سبک رهبری آمریکا نهفته است که بدون طرح روشنی برای خروج، به سمت تشدید تنش پیش رفته است.
این مقاله تأکید میکند که این الگوی تصمیمگیری در پروندههای بینالمللی دیگر نیز تکرار شده است و به برنامه ترامپ در مورد غزه و موضع او در قبال جنگ روسیه و اوکراین اشاره میکند. در پرونده غزه، نویسنده معتقد است که طرح صلح ارائه شده توسط ترامپ پیشرفت ملموسی نداشته و مسائل بازسازی، خلع سلاح و ترتیبات امنیتی همچنان بدون راهحل باقی ماندهاند، در حالی که وضعیت انسانی و سیاسی رو به وخامت بوده است.
در مورد جنگ روسیه و اوکراین نیز، نویسنده رویکرد ترامپ را مورد انتقاد قرار میدهد و معتقد است که او به جای پرداختن به ریشه های جنگ یا مقابله با سیاستهای ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، بر فشار بر اوکراین متمرکز شده است؛ رویکردی که به اعتقاد نویسنده، الگویی ثابت از تصمیمات عجولانه و بیتوجه به پیامدهای دوربرد را منعکس میکند.
چه کسی میتواند ترامپ را متوقف کند؟
تیسدال هشدار داد که ادامه جنگ ممکن است پیامدهای گستردهای فراتر از مرزهای خاورمیانه داشته باشد، زیرا تداوم تنش در خلیج فارس ممکن است تجارت جهانی و انرژی را تهدید کند. همچنین هرگونه اختلال در دریای سرخ به دلیل تحرکات انصار الله، میتواند به افزایش قیمت نفت و افزایش فشارهای اقتصادی بر کشورهای در حال توسعه منجر شود.
به اعتقاد نویسنده، متحدان اروپایی واشنگتن نیز از مسیر آمریکا نگران هستند و دشمنان ایالات متحده، به ویژه روسیه و چین، ممکن است از وضعیت ناآرامی و افول چهره بینالمللی واشینگتن بهرهبرداری کنند.
در پایان مقاله، نویسنده این سؤال اساسی را مطرح میکند: چه کسی میتواند ترامپ را متوقف کند؟ او اشاره میکند که دولت به کنگره پاسخ نمیدهد، با مخالفت گسترده مردمی با هزینههای اقتصادی جنگ همراهی نمیکند، و متحدان نیز ناتوان و هراسان از برخورد با ترامپ هستند.
تیسدال در پایان میگوید که ادامه تنش ممکن است درگیری محدود را به بحرانی جهانی تبدیل کند که بر اقتصاد و امنیت بینالملل تأثیر میگذارد، در حالی که به نظر میرسد فرصتهای راهحل سیاسی به دلیل از بین رفتن اعتماد بین طرفین، دشوارتر از همیشه است.
منبع: انتخاب