محمد ذاکری استاد دانشگاه نوشت:

قهرمان مرده را عشق است!

وقتی یادداشت یک کارشناس، آغازی بر اولتیماتوم به سیستم امنیتی است؛ آیا تندروها با مصادره اجتماعات ملی و تعریف تمامیت‌خواهانه از وحدت، در پی ایجاد فضای رعب و خفقان هستند؟ این یادداشت، نگاهی به وضعیت سیاسی و رسانه‌ای ایران در بحبوحه جنگ و خطرات رفتارهای فراقانونی دارد.
تصویر قهرمان مرده را عشق است!

به گزارش سایت خبری پُرسون، دکتر محمد ذاکری، استاد دانشگاه و نویسنده در یادداشتی ساعاتی قبل از اعلام آتش بس به بررسی موج حملات تندروها به شخصیت‌هایی چون ظریف و روحانی پرداخته است. او این حملات را ناشی از تسویه حساب‌های جناحی و انتخاباتی دانسته و نسبت به رفتارهای فراقانونی، خطر بازگشت به “عصر حجری” و مصادره اجتماعات ملی توسط تندروها هشدار داده است. همچنین بر ضرورت خروج از جنگ با دستاوردهای حداکثری و لزوم نقد کارشناسی طرح خاتمه جنگ تأکید کرده است.

محمد ذاکری نوشت:

زودتر از آنچه تصور می شد پای تسویه حساب های جناحی و سیاسی به فضای اخبار و تبلیغات جنگ و اجتماعات خیابانی کشیده شد. از واکنش های تند به اولین پیام تصویری پزشکیان به خاطر عذرخواهی از مردم منطقه تا همین امروز، کمتر سخن یا پیام رییس جمهور، نزدیکانش و اعضای دولت از نوازش تندروها در امان مانده است. اینکه واقعا دولت و رییس جمهور در فضای سیاسی و جنگی کنونی کشور تاچه حد قدرت مانور و تصمیم گیری دارند و چه نقشی به عهده گرفته یا بر عهده شان گذاشته شده مستلزم آگاهی از مناسبات پشت پرده این روزهاست که بر ما پوشیده است؛ اما تلاش اتاق رسانه ای تندروها ارایه دو تصویر متفاوت به دو گروه از مخاطبان است. به حامیان تندرو و سرسخت حکومت تصویر دولتی بازنمایانده می شود که مترصد فرصتی برای وادادگی، عقب نشینی، خالی کردن پشت رزمندگان و در یک کلام خیانت است. البته این آخری گاه آشکارا و گاه در لفافه عنوان می شود. به عموم خاموش و نظاره گر هم تصویر دولتی که هیچ کاره است و کل قلمرو نفوذ آن پرداخت حقوق کارمندان و تامین کالاهای اساسی است و این یعنی در فضای جنگ و پساجنگ انتخاب و خواست رای دهندگان به هیچ انگاشته شده و دولت کاره ای نیست.

این تصویر سازی ها در فضایی که به خاطر رویکرد یکجانبه صداوسیما و محدودیت اینترنت بین الملل، تک صدایی حاکم شده پررنگ تر به نظر می رسد. اینکه چرا در این شرایط، رییس جمهوری که جانش را به کف دست گرفته و تلاش می کند مردم و رزمندگان و خانواده هایشان کمبودی در تامین مایحتاج زندگی احساس نکنند اینچنین باید آماج حملات توپخانه خودی قرار گیرند سوالی است که اتاق جنگ روانی تندروها باید به آن پاسخ دهد.

سویه دیگر این حملات به برخی دولتمردان سابق مانند روحانی، ظریف، آخوندی و هر فرد دیگری است که کلامی درباره پایان جنگ، مذاکره و هر مسیر برون رفت کشور از جنگ به زبان آورد. به بیان دیگر هرکسی که نظری به جز خواست و دیدگاه تندروها مطرح کند. این موج حملات به ویژه پس از انتشار یادداشت ظریف در نشریه فارین افرز به وی شدت گرفته است. اتهام خیانت و جاسوسی کمترین حملاتی است که در روزهای اخیر به ظریف و روحانی وارد شده است. آن هم از سوی افرادی که مطمئنا بسیاری از آنها حتی یک بار متن کامل این یادداشت را نخوانده اند. نکته کلیدی را یکی از مداحان مشهور در اشتلم خوانی چند شب پیش مطرح کرد:« اصلا تو غلط کردی که حرف زدی». این یعنی موضوع شخص ظریف است که اظهارنظر کرده و محتوای آن چندان هم مهم نیست. اینکه چرا فردی مانند ظریف به عنوان متخصص روابط بین الملل و به پشتوانه چند دهه کار دیپلماتیک که الان فاقد هرمنصب دولتی است حق اظهارنظر کارشناسی و روایت صحنه نبرد برای مخاطب تصمیم ساز خارجی را ندارد اما جناب مداح و رفقایش می توانند صبح تا شام در همه موضوعات اظهارنظر کرده و برای کشور هزینه ایجاد کنند بی شک به تسویه حساب های جناحی و انتخاباتی بی ربط نیست. اما اولتیماتوم دادن به سیستم امنیتی کشور در میانه جنگ و تهدید به اردوکشی خیابانی و امنیت شخصی یک شهروند امری است که نمی توان به سادگی از آن گذشت. در واقع اگر با این رفتارهای فراقانونی در بحبوحه جنگی نابرابر برخورد جدی نشود خیلی زود به همان عصر حجری باز می گردیم که ترامپ مارا به آن تهدید کرده است. افزون بر آن چه کسی به این افراد مجوز داده، اجتماعات ملی مردم در خیابان را که برای حمایت از کشور، نظام و رزمندگان با حضور همه اقشار از سلایق و دیدگاه های مختلف برگزار می شود به گروگان مطامع سیاسی و جناحی خود درآورند. متاسفانه تعریف و تعبیر تندروها از وحدت هم از پشت عینک تمامیت خواهی و مصادره گری شان صورت می گیرد.

اینکه بالاخره هرجنگی را نقطه پایانی است و ایران هم باید بتواند با دستاوردهای حداکثری نظامی، سیاسی و اقتصادی در زمانی مناسب از جنگ خارج شود روشن است. رویه فعلی اگر تا حد ایجاد شور و حفظ روحیه حماسی و مقاومت مردم در برابر این جنگ نابرابر ادامه یابد امر پسندیده ای است اما اگر قرار باشد تصمیم گیرندگان کشور را برای اتخاذ تصمیم در بزنگاه مناسب برای خاتمه جنگ تحت فشار قرار دهد و آنان را از اخذ تصمیم در نقطه بهینه بترساند خلاف منافع ملی است. برای اتخاذ تصمیم صحیح، ایران در کنار راهبرد نظامی تداوم جنگ به راهبرد سیاسی خروج از جنگ نیز نیاز دارد. حالا فرض کنیم ظریف هم به عنوان یک کارشناس طرحی برای صورت‌بندی خاتمه جنگ ارایه داده که می تواند از سوی حاکمان دو طرف به آن اعتنا شود یا نشود یا به صورت تخصصی و کارشناسی مورد نقد و بررسی قرار گیرد. به هر حال این قبیل برخوردهای قلدرمابانه و هتاکانه موضوعیتی ندارد و چشم انداز خوبی هم از نظم سیاسی داخلی در دوره جدید ترسیم نمی کند.

البته رفتار و ادبیات تندروها با چهره هایی که نظراتشان باب میل آنها نیست چندان تازگی ندارد. هنوز رفتارهایی که با شهیدان سرافراز سردار سلیمانی، سردار باقری، دکتر لاریجانی(رحمت الله علیهم) و حتی دکتر قالیباف شده را از یاد نبرده ایم. عمده این تخریب ها برآمده از همان اتاق های فکر تندروها و به میدانداری همین مداحان و پیروانشان صورت گرفته و جالب است که پس از شهادت هریک از بزرگواران دوباره دکانی جدید باز کرده و اشک تمساح ریخته اند. تخریب و توهین و پرتاب مهر در زمان زندگی و قهرمان سازی پس از شهادت. حالا هم که بساط ترور دشمن صهیونی برقرار است در خفا و علن گرا می دهند که چرا فلانی و فلانی را نمی زنید و لیست ترور اسراییل را به روز می کنند. به هرحال این زمستان هم به خواست خدا با پیروزی ملت ایران می گذرد و رو سیاهی اش به ذغال می ماند. کاش از تجربه های پیشین درس بگیریم.

منبع: پُرسون

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

1216024

مطالب مرتبط

سازمان آگهی های پُرسون