وقتی صاحب‌منصبان بحران را نمی‌فهمند؛ از نفرت‌پراکنی تا بی‌مسئولیتی

سخنان اخیر یکی از مسئولان وزارت اقتصاد در تمسخر عزاداری گروهی از بازماندگان جان‌باختگان مصداقی تأسفبار از نفرت‌پراکنی بود.
تصویر وقتی صاحب‌منصبان بحران را نمی‌فهمند؛ از نفرت‌پراکنی تا بی‌مسئولیتی

به گزارش سایت خبری پُرسون، روزنامه اطلاعات نوشت: در زمانی که باید همة تلاش‌ها، لااقل در بعد روانی و اجتماعی، در جهت تسکین آلام از دوسوی ماجرا باشد، فردی گمنام، اما صاحب‌منصب چنان سخنانی را بی‌پروا بر زبان براند و در برابر واکنش اعتراضی دیگران به این سخنانش، همچنان بر درشت‌گویی پای بفشارد، نشان از مرضی مزمن در بدنة دولت‌ هاست، که‌ گویی هرکه چندصباحی بر یک کرسی می‌نشیند، دیگر از گل‌انداختن بی‌محابای زغال زیر کرسی اندیشه نمی‌کند.

در خبری تأییدنشده شنیده شد که وزیر محترم اقتصاد دستور عزل او و رسیدگی به پیامد این سخنان را داد؛ بسیار خوب! اما تجربة زیستة ما این است که این عزل‌ها با سر و صدا انجام‌ می‌شود و نصب بعدی آن فرد در منصبی دیگر، بدون سر و صدا صورت می‌گیرد.

این‌گونه صاحبان مناصب، نه درکی از هم‌دلی دارند و نه فهمی از بحران، و در نتیجه نه حس مسئولیت‌پذیری از پرگویی و ناسنجیده‌سخن‌گفتن. آنچه در شعف منصب، آن‌ها را در این سخنان، بی‌محابا و خالی از هرگونه ملاحظه می‌کند، دوام‌انگاری منصب‌شان است و بس.

کاش یک مسئول اقتصادی نظیر این فرد، لااقل این میزان درک از حساسیت منصبش می‌داشت، که جرقة بحران اخیر، اقتصادی بود و او نیز به سهم خودش و به اقتضای منصبش، خواسته و ناخواسته سهیم در شعله‌ور شدن آن.

نظریات مطرح جامعه‌شناسی در زمینة بحران‌های اجتماعی از نوع خیابانی، همه بر یک قول متفق‌اند که: این بحران‌ها دوام ندارند؛ لااقل در شکل و شمایل خیابانی‌اش. مهم این نیست که در دو طرف ماجرا چه کسانی ایستاده‌اند؛ مهم ناپایداریِ شکلیِ ماجراست. حال اگر کسانی هنگام فرونشست این شکل از بحران، دوباره خاکسترها را کنار بزنند و التهابات را شعله‌ور کنند، مصداق طعمه‌جویانی هستند که دیر رسیده‌اند و از بقایای طعمه‌ها لقمه می‌جویند.

منبع: اطلاعات

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

1203688

سازمان آگهی های پُرسون