منوچهر هادی و بازگشت به دغدغه‌های اجتماعی با «خیابان جمهوری»

کارگردان شناخته‌ شده سینما و شبکه نمایش خانگی، این بار با فیلمی درام و زنانه، زندگی مردمانی را روایت می‌کند که با وجود فشارهای اقتصادی و اجتماعی، شرافتمندانه و امیدوارانه زندگی می‌کنند.
تصویر منوچهر هادی و بازگشت به دغدغه‌های اجتماعی با «خیابان جمهوری»

به گزارش سایت خبری پُرسون، «منوچهر هادی» نامی آشنا برای مخاطبان سینما ، تلویزیون ، شبکه نمایش خانگی و حتی بواسطه دعوا با همسر سابق خود در فضای مجازی می‌باشد. فیلمسازی که بعد از ساخت آثار سینمایی اجتماعی تلخی چون« قرنطینه»، « یکی میخواد باهات حرف بزنه» و « زندگی جای دیگری است» یکباره به سراغ ژانر کمدی رفت و با فیلم‌هایی چون« من سالوادور نیستم»،«ایینه بغل» و « رحمان ۱۴۰۰» توانست به فروش بسیار خوبی در گیشه دست یابد«منوچهر هادی» نانی آشنا برای مخاطبان سینما ، تلویزیون ، شبکه نمایش خانگی و حتی بواسطه دعواهایش با همسر سابق خود در فضای مجازی می‌باشد. فیلمسازی که بعد از ساخت آثار سینمایی اجتماعی و البته تلخی چون« یکی میخواد باهات حرف بزنه» ،« زندگی جای دیگری است» و « کارگر ساده نیازمندیم» که گرچه چندان در گیشه موفق نبودند اما با نقدهای مثبتی از سوی منتقدان روبه‌رو شدند، یکباره به سراغ ژانر کمدی رفت و با فیلم‌هایی چون« من سالوادور نیستم»،«ایینه بغل» و « رحمان ۱۴۰۰» توانست به فروش بسیار خوبی در گیشه دست یابد گرچه بعدها به این متهم شد که ژانر فیلم‌های کمدی شبه فیلم‌فارسی را در سینمای ایران باب کرده است.

وی بدنبال این موفقیت در شبکه نمایش خانگی بعد از سریال‌های لاکچری چون « عاشقانه» و « دل»، سریال های « نیسان آبی» و « نیوکمپ» را نیز در ژانر کمدی ساخت. این روزها در ایام برگزاری جشنواره فیلم فجر بار دیگر نام منوچهر هادی بر زبان‌ها افتاده است البته نه فقط بخاطر حضور فیلمش بلکه بخاطر حضور و سخنان جسورانه‌اش در نشست خبری جشنواره آنجا که به حق بیان کرد اعتراض خود به وضعیت معیشتی جامعه را با زبان هنر می‌گوید و مورد هجمه زامبی‌های فضای مجازی و قشر روشنفکرنمای هنر و سینما قرار گرفت.

«خیابان حمهوری» همچون فیلم« یکی میخواد باهات حرف بزنه» فیلمی زنانه است،درامی پراحساس که به یک قصه پر مایه متکی است که کشش و انرژی‌اش را تا پایان حفظ می‌کند. فراز و فرود‌های فیلم به خوبی روی ذهن و احساس مخاطب تاثیر می‌گذارد و اجازه نمی‌دهد که تماشاگر نسبت به شخصیت‌های فیلم بی‌تفاوت باشد، قابلیت فیلم در روایت داستان تنهایی و درماندگی شخصیت‌هایش بدون گیرافتادن در شعار زدگی قابل تقدیر است. آیلار با بازی درخشان الناز ملک با آن صورت کک مکی و موهای قرمز و زبان ترکی گرچه زنی تنها و بظاهر درمانده است اما حوادث پی در پی که برای آیلار اتفاق می‌افتد و نحوه رویارویی او با آنها از آن شخصیتی قدرتمند به نمایش می‌گذارد ، زنی که بجای ناله و شکایت؛ یادمان بیاید سکانس هایی که او مدام به برادرش اصلان می‌گوید:« ناشکری نکن ،درست میشه » سعی می‌کند تا با تلاش و عزت نفس و ایستادن روی پای خود کارها را درست کند. آیلار حتی هیچ وقت پشت سر اسماعیل حرف بد نمی‌زند و او را شماتت نمی‌کند و تمام بدی های او را بخاطر اعتیادش می‌داند. گرچه برخی ابعاد زندگی او برای مخاطب تا پایان مبهم می‌ماند مثلاً اینکه چرا او با اصرار به تهران آمده است؟ چرا دانشگاه را رها کرده و چرا با وجود این همه مشکلات حاضر نیست نزد خانواده اش بازگردد؟

در آنسو حمیده با بازی بانمک و متفاوت فاطیما بهارمست نیز صبورانه و با اخلاق خوش با دو بچه کوچک نه تنها بار زندگی خود را بردوش می‌کشد بلکه خواهرانه برای جبران ظلمی که در حق آیلار شده همدم او می‌شود. حمیده نیز همچون آیلار نگاهی امیدوارانه به زندگی دارد و شادی های کوچک و در لحظه را غنیمت می‌شمارد تا بتواند بار سنگین مشکلات زندگی را بر دوش بکشد.

« خیابان جمهوری» گرچه فیلمی زن محور است اما مردان بامعرفتی هم دارد و فیلمساز با پرهیز از ژست فمینیستی و ارائه تصویری سیاه و ظالم از مردان،داستانی منصفانه را روایت می‌کند. در واقع تنها مرد منفور و سیاه فیلم یعنی اسماعیل حتی در سکانس ملاقات در زندان چهره‌اش از نزدیک نشان داده نمی‌شود تا اینگونه اوج حس نامردی او به مخاطب منتقل شود. کریم و آقا طاهر به نمایندگی از دو قشر متوسط و مرفه جامعه،مردان شریفی هستند که برادرانه در کنار آیلار می ایستند، بدون آنکه از او انتظاری داشته باشند ،یادمان بیاید آقا طاهر حواسش به تمام زنان کارگاهش می‌باشد و با وجود عدم پذیرفتن شرطش توسط آیلار بازهم در دادگاه برای اصلان رضایت می‌دهد.

در پایان باید گفت « خیابان جمهوری» فیلمی منسجم و خوش ساخت است و فیلمنامه نسبتا قرص و محکمی دارد.شخصیت هایش بدرستی پرداخت شده و برای مخاطب ملموس اند. فیلم با رفتن به زیرپوست شهر با روایت زندگی مردمانی اکه گرچه زیرفشارهای اقتصادی کمر خم کرده‌اند اما شرافتمندانه زندگی می‌کنند و در سایه غفلت مسئولان،دستگیر یکدیگر هستند، با نگاهی راستین به اجتماع خویش توانسته از موقعیت های تلخ و تاثیرگذار اجتماعی خویش روایتی موفق بسازد، روایتی بدور از سیاه‌نمایی و القای حس بیچارگی و فلاکت. فضای فیلم همچون دردهای متعدد شخصیت هایش شلوغ و پرهرج و مرج است و بخوبی با تشویش ذهنی آنها هماهنگ می‌باشد.

منبع: اندیشه معاصر

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

1191608

سازمان آگهی های پُرسون