محمدجواد ظریف با تأکید بر اینکه مسئولان باید برای منافع کشور هزینه بدهند، گفت عافیتطلبی آن است که فرد برای حفظ منافع، پست و جایگاه خود کاری کند که مشکلات کشور حل نشود، اما خودش در جایگاهش باقی بماند.
نماینده پیشین مجلس با بیان اینکه شرایط فعلی کشور با دوران برجام قابل مقایسه نیست، گفت تصمیمگیری درباره مذاکره و صلح در شرایط جنگی از اختیارات ویژه رهبری است و همین موضوع تفاهم کنونی را از توافق هستهای سالهای گذشته متمایز میکند.
عضو کمیسیون امنیت ملی با تأکید بر ضرورت نگاه واقعبینانه به مذاکرات، گفت: تجربه برجام پیشروی ماست و نباید با خوشبینی افراطی وارد روند گفتگوها شد، بلکه باید منافع ملی و تضمینها مدنظر باشد.
در حالی که بتن ریختن در رآکتورها به هنگام معاهده برجام یک دروغ آشکار است و بارها تکذیب شده، اما برخی مخالفان برجام ، آن دروغ را دستمایه تخلیلهای خود قرار می دهند.
سیدجواد میری، استاد جامعهشناسی سیاسی، در روزنامه اعتماد، مقاله اخیر محمدجواد ظریف را نقدی کرده و آن را نوعی “برگشت به برجام با چند بند اصلاحی” دانسته است.
مکانیسم ماشه -یکی از سازوکارهای مندرج در قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد- به اعضای توافق هستهای برجام اجازه میدهد در صورت نقض تعهدات از سوی ایران، تحریمهای بینالمللی بهطور خودکار بازگردند.
برجام برای ایران تنها یک توافق سیاسی نبود، بلکه آزمونی از حکمت جمعی و ظرفیت حکمرانی بود. برجام، همانند هر توافقی، نقاط قوت و ضعف داشت؛ اما معضل بنیادین اصلی در فقدان انسجام حکمرانی پس از تصمیم نهایی نهفته بود.
پس از جنگ اخیر محتواهای گوناگونی تولید شد تا به مردم آموزش داده شود که چگونه تابآور شوند و آن را حفظ کنند. یکی از نمونههای خوب آن سخنرانی دکتر مکری با عنوان «چه کسانی در بحرانها نمیشکنند؟» است.
مکانیسم ماشه حرف اول رسانههای غربی و عبری است.در داخل اما یک بحث جدی؛اشتباهات فاحش برجام و نقد جدی مفاد آن و ضعف تیم مذاکره کننده برجام است که بسیاری از آن ها اگر چه درست است، ولی اکنون بزنگاه درگیری و اختلاف در درون کشور نیست.
مذاکرات ایران و اروپا بر سر مکانیسم اسنپبک، که میتواند تحریمهای سازمان ملل علیه ایران را بازگرداند، به دلیل بیاعتمادی عمیق تهران به غرب و ناکارآمدی اهرمهای دیپلماتیک اروپا به بنبست رسیده است. ایران این مذاکرات را بیفایده میداند، زیرا اروپا را فاقد اختیار و اراده برای میانجیگری مستقل میبیند. اما چرا ایران و اروپا با ناامیدی به اسنپبک نگاه می کنند؟
تاریخ معلم خوبی است. آنقدر خوب که یک درس را چند بار تکرار میکند اما اینکه برخی از دولتمردان ما درسهای صریح، ساده و تکراری تاریخ را باز هم متوجه نمیشوند، تأسفآور است.
این روزها اما از تنها چیزی که سخن به میان نمیآید «لغو تحریمها» است! «لغو تحریمها» تنها دلیل خطرپذیری و مصلحتسنجی ایران برای تن دادن به خواسته دولت چهاردهم در پیشبرد مذاکرات بود اما دیپلماتهای دولت چهاردهم آنقدر که در 5 دور مذاکره غیرمستقیم با آمریکا درباره اعتمادسازی و محدودسازی برنامه هستهای ایران سخن گفتند از چند و چون لغو تحریمها توسط آمریکا سخن به میان نیاوردند.
انگیزه ایران برای مذاکرات، محدود شدن برنامه غنیسازی و چند و چون آن نیست بلکه هدف، لغو مؤثر و پایدار تحریمهاست که بعد از پنج دور مذاکره، هنوز در دستور کار جدی قرار نگرفته است.
علی مطهری درمورد مذاکرات بین ایران و آمریکا گفت: اینگونه نباشد باشد که عده ای بگویند که دولت یا اصلاح طلبان این مذاکره غیر مستقیم را بر رهبری تحمیل کردند. نباید از ابتدا صدای اختلاف بلند شود. همه باید توجه داشته باشند که این مذاکرات غیر مستقیم با آمریکا تصمیم کل نظام بوده است و همه باید حمایت کنیم.
ما به طور مشخص ۱۴ سال است که با نسل جدید تحریم ها مواجهیم. حتی در دوره برجام و رفع نسبی تحریم ها نیز سایه تحریم ها و چگونگی رفع آن ها مسئله ای بود که ذهنیت همه کشور را متوجه خود کرده بود.
برخلاف ظاهر که گفته میشود وضعیت سیاست خارجی کشور عادی و همهچیز تقریباً آرام است، واقعیت از چیز دیگری حکایت میکند و نشان از یک بیتوجهی کامل به جزئیات تعاملات خارجی دارد.