پدیده تازهای نیست. هر کسی میکوشد بخشی از پیام رهبری را متناسب با حال و روز و سبک و سلیقه سیاسی یا حتی اعتقادی خود و رقیب، مصادره و تحریف یا تفسیر کند.
وزیر ارشاد دولت اصلاحات نوشت: به نظرم برخی مدیران ارشد دولت زیادی حرف می زنند و نیز حرف زیادی. شورای اطلاع رسانی نظارت کند. سخن بس یا مصاحبه بس تا بعد!
کاربرد واژگان در قرآن مجید از میناگریها، دقتهای ویژه فراانسانی و جذابیت و لطافت بسیار بهرهمند است. از جمله کاربرد واژه «صلح و اصلاح» و نیز «سِلْم و سَلْم» است. نمیتوان شتابزده و بدون تأمل درباره واژگان قرآن مجید داوری کرد و بدتر از آن، دیگران را به استفاده ابزاری از قرآن مجید متهم!
عطاءالله مهاجرانی با تاکید بر اینکه «رهبری در شرایط جنگی مانند ناخدا در کشتی است» نوشت: «نمیشود برخی صدرنشینان در گوشهای از عرشه جمع شوند بگویند کشتی دارد کژ و مژ میرود اگر نقدی دارند جای این نقد خصوصی و محرمانه است، نه آشوبطلبی و نقد را به میان مردم کشاندن و لشکرکشی کردن».
در دانشگاههای بزرگ آمریکایی مانند هاروارد و کلمبیا و پرینستون و دانشگاههای اروپایی مانند آکسفورد و کمبریج و سوربن، دانشجویان در سال اول به عنوان دروس عمومی، حماسه «ایلیاد و اودیسه» هومر را میخوانند.
مهاجرانی گفت: هنگامی که سلطنتطلبان به دنبال برگزاری یک تجمع هستند از افراد غیر ایرانی هم استفاده میکنند تا تعدادشان افزایش پیدا کند. این که تصور میشود ایرانیان خارج از کشور سلطنتطلب هستند اینگونه نیست و این تصور اشتباه بیشتر ناشی از تبلیغات رسانهای است
در موقعیت جنگی و دفاعی از کشور که تیم مذاکره از سوی عالیترین نهاد یعنی شورای عالی امنیت ملی با تأیید آیتالله سید مجتبی خامنهای رهبر عزیز برگزیده شدهاند، نغمههای ناسازی کوک میشود که، «بله! ما الان رسیدهایم پشت خیمه معاویه و عدهای دارند خیانت میکنند!»
عطاءالله مهاجرانی تصویری متفاوت از سید کمال خرازی ارائه میکند؛ چهرهای که به گفته او «مدیری بیحاشیه و برخوردار از غنای درونی» بود و زندگی زاهدانهاش در اوج قدرت، او را از یک سیاستمدار معمولی به «سرمایه ماندگار حافظه سیاسی ایران» تبدیل کرد.
عطالله مهاجرانی در توئیتی نوشت: ایران و ملت ایران و انقلاب و جمهوری اسلامی از جنگ ۸ ساله سربلند بیرون ٱمد. اتحاد ناتو و ورشو و برخی کشورهای عربی در سقوط نظام و تجزیه ایران شکست خورد. مثل شکست جنگ ۱۲ روزه و تروریسم دی ماه، شاهد ٱینده روشن و با عزت ایرانیم.
«ما مصریها، شیعیان افراح و شما ایرانیان شیعیان احزان هستید!» این سخن و تعبیر اندیشه برانگیز را (اندیشه به هر دو معنی تفکر و نیز دغدغه و بیم) اولینبار در قاهره از مرحوم «حسن حنفی» فیلسوف و نظریه پرداز معاصر مصری شنیدم.
وزیر ارشاد دولت اصلاحات به تنش در میزگرد فرهنگی مسعود پزشکیان واکنش نشان داد و خطاب به این کاندیدا نوشت: همین شیوه مدارا و تحمل و گاها تجاهل نسبت به ماجراجویان را ادامه دهید.
اینقدر فشار اجتماعی و سیاسی را زیاد نکنید. جوانان را به اضطراب و اضطرار نکشانید. به زبان بیزبانی به مردم نگویید این کشور مناسب کار و زندگی نیست، چنانکه گفته شده است، 60 درصد جوانان را به صف انتظار مهاجرت نکشانید.
سازمان مجاهدین از آغاز یک سبک زندگی برای خود انتخاب کردند و بعدا با تکیه بر سازماندهی و امکانات نظامی و مالی و تشکیل قلعه در بسته سازمانی یا اردوگاه نظامی شبه گتو، آن سبک زندگی سنگوارهای شد و دیگر اعضای سازمان نمیتوانستند از دیواره سخت و چدنی آن قلعه خارج شوند.
مهاجرانی در کنایه به منافقین نوشت: وقتی سازمان و شورایی با توجه به تجربه ٤٢ ساله از جنگ مسلحانه تا کنون، کارنامه اش شکست و بی اعتباری است یعنی بدون آینده است! به اعضای کهنسال و فرتوت رحم کنید. آزادشان کنید!