تصمیمگیری درباره جنگ و صلح برعهده رهبری است. هیچ رئیسجمهوری به خود اجازه نمیدهد برخلاف قانون اساسی و بدون نظر رهبری اقدامی انجام دهد. چنین کاری نه مشروع است و نه معقول.
امروز که قاطبه جمعیت ایران با هر دین، آیین و عقیدهای، تندروی و خودخواهی ناشی از آن را در مقابل آرامش و آسایش خود میبیند اگر پشتوانه و تکیهگاهی از طرف مسئولان داشته باشد میتواند با ایجاد یک جامعه متحد و قانونمدار در مقابل هرگونه تندروی بایستد و دیواری مستحکم تشکیل دهد. شرط کمتر آسیب دیدن این دیوار آن است که مصالح آن و ساختار مهندسی آن بر یک زمینه قوی قرار گرفته باشند، دولت؛ عاملی است که میتواند در شرایط کنونی به استحکام این دیوار کمک کند.
در روزهایی که ایران با جنگ و تجاوز خارجی روبهروست، سکوت بخشی از جریان روشنفکری، پرسشهایی جدی درباره نسبت میان اخلاق، مسئولیت اجتماعی و کنش در بزنگاههای تاریخی ایجاد کرده است؛ یادداشتی که شکاف میان نظریه و عمل را به نقد میکشد.
یک فعال سیاسی اصولگرا در خصوص علل فشار تندروها برای بازگشایی مجلس اظهار داشت: تندروهای مجلس به نحوی پیرو لیاخوف هستند و میخواهند مجلس را به توپ ببندند. جماعت تندرو پایداریچی میخواهند از تریبون مجلس برای مطامع جناحی خود استفاده کنند مانند آنچه آقای نبویان انجام داد.
در علوم سیاسی، وجود جریانهای تندرو به خودی خود پدیدهای غیرعادی نیست. تقریبا همه نظامهای سیاسی، میزبان گروههایی هستند که با مواضع رادیکالتر از دیگران در پی اثرگذاری بر تصمیمات کلان کشور هستند.
بررسی مواضع نمایندگان طیف تندرو مجلس نشان میدهد همزمان با آتشبس و پیشرفت مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا، موج تازهای از حملات علیه تیم مذاکرهکننده، دولت و روند توافق آغاز شده است؛ حملاتی که از تشبیه توافق به «ترکمانچای» و «برجام» تا طرح ادعاهای مربوط به عدول از خطوط قرمز نظام را در بر میگیرد.
موضوع امضای تفاهم نامه با آمریکا شعله های خشم تندروها را برانگیخت و در این مدت خط و نشان های صریح و تندی از جانب مجریان صداوسیما و تجمعات خیابانی برای هیأت مذاکره کننده به طور مشخص محمدباقر قالیباف کشیده شده است.
یک فعال سیاسی گفت: لازم است تحرکات افراطیون به هر شکلی که باشد، کنترل و خنثی شود تا نتوانند ذهن مردم را نسبت به مسئولین خراب کنند و زمینه عبور از بحرانها فراهم شود.
تحلیلگر سیاسی اصولگرا ضمن انتقاد از مواضع برخی اصلاحطلبان تندرو که ملت ایران را آغازگر تنش معرفی میکنند، این ادعا را بسیار سست و بیاساس خواند و گفت: علاوه بر عناصری که درک درستی از سیاست ندارند یا منافعشان ایجاب میکند مواضع خاصی بگیرند، بخشی از نیروهای اصولگرا نیز فهمی از مقوله «حکمرانی» ندارند.
آنچه در روزهای اخیر در فضای سیاسی و رسانهای دیده میشود، تنها یک سلسله واکنش پراکنده به یک موضوع مشخص نیست، بلکه نشاندهنده جابهجایی محل مناقشه از «اصل مذاکره» به «تبدیل آن به ابزار تقابل سیاسی» است. در این میان، حملات و مواضع تند نسبت به محمدباقر قالیباف نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است.
رشیدی کوچی گفت: شما سخنرانیهای ائمه جمعه در کشور را بعد از جنگ ۱۲روزه نگاه کنید؛ انگار تنها مسئلهای که در این مملکت وجود داشت، مسئله حجاب بود. هرچقدر هم ما داد زدیم و گفتیم آقا مسئله مردم اینها نیست، متأسفانه توجهی نشد.
در یک سال و پنج ماهی که از شروع کار دولت چهاردهم میگذرد، یک روز در خیابان علیه اجرای وعدههای رئیسجمهور تجمع و تحصن کردند و روز دیگر شایعه استعفای پزشکیان را منتشر کردند.
ناصر ایمانی گفت: اگر ما تندروی را فقط در یک جهت ببینیم، واقعیتها را ندیدهایم و نمیتوانیم با رادیکالیسم مقابله کنیم. اکنون در هر دو سو رادیکالیسم داریم و هر دو طیف خواهان برخورد با دولت هستند.
در غیاب بزرگان جناح راست و با نفوذ مصباح یزدی، شاگردان او و جریان تندروی جبهه پایداری بر جناح راست مسلط شده و حتی میانهروهایی مثل قالیباف را کنار زدهاند.
در سوی دیگر میدان، حامیان مسعود پزشکیان قرار دارند که در ایام انتخابات ریاستجمهوری در کنار او حضور داشتند؛ حامیانی که اغلب آنان از طیف اصلاحطلبان و اعتدالگرایان هستند و بحث استعفای رئیسجمهوری گاه از زبان آنان نیز شنیده میشود.
پس از افشاگریهای اخیر از وضعیت اینترنت و خطوط سیاسیون، واکنش تندروها حائز اهمیت بود. برخی از آنان سعی کردند با استراتژی سکوت از کنار این افشاگریها بگذرند تا شاید با وقوع حادثهای جدید، این موضوع به فراموشی سپرده شود
اختلافات سیاسی داخلی در آستانه انتخابات شدت گرفته است