در جریان اصولگرا تعداد افرادی که مواضع معتدل و معقول دارند کم نیست اما خیلی از آنها جرات اظهار نظر ندارند و حاضر به پرداخت هزینههای اعلام مواضع خود نیستند.
دستگاه قضایی همواره و در همه مقاطع زمانی تلاش کرده در مسیر قانون، عدالت و بدون نگرش سیاسی و جناحی به پروندههای مختلف رسیدگی کند. چنانکه در حوزه مفاسد اقتصادی، ترک فعلها یا مسائلی که با امنیت ملی کشور ارتباط داشته با اقتدار کامل وارد شده و به پروندهها رسیدگی کرده و احکام مرتبط را صادر نموده است.
تندرویها در روزهای اخیر شدت گرفته است؛ از تجمع مقابل خانه حسن روحانی و شعار علیه مسئولان در فرودگاه مهرآباد تا فشار برای استیضاح وزیر خارجه و طرح اظهاراتی علیه دولت. اتفاقاتی که در میانه تلاشها برای حفظ انسجام ملی و کاهش تنش با آمریکا، بار دیگر اختلاف میان تندروها و ارکان مهم حاکمیت را برجسته کرده است.
اگر مواضع تندروها را در دو ماه گذشته در قبال دولت، رئیسجمهور، رئیس مجلس، وزیر امور خارجه و حتی مسئولان سابق کشور مرور کنیم می بینیم جریان پایداری چه رویکردی را در قبال مسئولان داشته است.
منتجب نیا با اشاره به تندروی ها گفت: یادم نمیرود زمانی که آیتالله هاشمی به رحمت الهی پیوست و آقای روحانی بهعنوان رئیسجمهور انتخاب شده بود، همان زمان، با اجازه رهبری، مسئله مذاکره به شکلهای مختلف آغاز شده بود. یک عده کفنپوش راه افتاده بودند در قم و جاهای دیگر و میگفتند: «ای که مذاکره شعارت، استخر فرح در انتظارت.
طرح صیانت ۲ هم از آن دسته طرحهایی بود که در سال گذشته با انتقادات زیادی همراه شده بود. حمید رسایی، موسی غضنفرآبادی و مرتضی آقاتهرانی در آذرماه این طرح را که با استناد به مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی و قانون برنامه هفتم توسعه نگارش شده، به هیأترئیسه مجلس تحویل دادند.
هفتم خرداد رهبرانقلاب جملهای گفتند که هیچ راهِ تفسیری باقی نمیگذاشت:«اختلافات ناموجّه و حتی موجّه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنید.»طی این دو ماه، این فرمان چه تفاوتی در رفتار مدعیان انحصار انقلاب ایجاد کرد؟
هفته گذشته، چند رویداد ناگوار رخ داد تا بدانیم در داخل کشور چه دستهایی در کار است تا در کار دولت خلل ایجاد کند و بلکه دولت را سرنگون کرده. کنارگذاری دولت ملی و مردمی، کار آسانی به نظرشان میرسید و خیالشان تخت که: دولت آن است که بیخون دل آید به کنار!
تصمیمگیری درباره جنگ و صلح برعهده رهبری است. هیچ رئیسجمهوری به خود اجازه نمیدهد برخلاف قانون اساسی و بدون نظر رهبری اقدامی انجام دهد. چنین کاری نه مشروع است و نه معقول.
امروز که قاطبه جمعیت ایران با هر دین، آیین و عقیدهای، تندروی و خودخواهی ناشی از آن را در مقابل آرامش و آسایش خود میبیند اگر پشتوانه و تکیهگاهی از طرف مسئولان داشته باشد میتواند با ایجاد یک جامعه متحد و قانونمدار در مقابل هرگونه تندروی بایستد و دیواری مستحکم تشکیل دهد. شرط کمتر آسیب دیدن این دیوار آن است که مصالح آن و ساختار مهندسی آن بر یک زمینه قوی قرار گرفته باشند، دولت؛ عاملی است که میتواند در شرایط کنونی به استحکام این دیوار کمک کند.
در روزهایی که ایران با جنگ و تجاوز خارجی روبهروست، سکوت بخشی از جریان روشنفکری، پرسشهایی جدی درباره نسبت میان اخلاق، مسئولیت اجتماعی و کنش در بزنگاههای تاریخی ایجاد کرده است؛ یادداشتی که شکاف میان نظریه و عمل را به نقد میکشد.
یک فعال سیاسی اصولگرا در خصوص علل فشار تندروها برای بازگشایی مجلس اظهار داشت: تندروهای مجلس به نحوی پیرو لیاخوف هستند و میخواهند مجلس را به توپ ببندند. جماعت تندرو پایداریچی میخواهند از تریبون مجلس برای مطامع جناحی خود استفاده کنند مانند آنچه آقای نبویان انجام داد.
در علوم سیاسی، وجود جریانهای تندرو به خودی خود پدیدهای غیرعادی نیست. تقریبا همه نظامهای سیاسی، میزبان گروههایی هستند که با مواضع رادیکالتر از دیگران در پی اثرگذاری بر تصمیمات کلان کشور هستند.
بررسی مواضع نمایندگان طیف تندرو مجلس نشان میدهد همزمان با آتشبس و پیشرفت مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا، موج تازهای از حملات علیه تیم مذاکرهکننده، دولت و روند توافق آغاز شده است؛ حملاتی که از تشبیه توافق به «ترکمانچای» و «برجام» تا طرح ادعاهای مربوط به عدول از خطوط قرمز نظام را در بر میگیرد.
موضوع امضای تفاهم نامه با آمریکا شعله های خشم تندروها را برانگیخت و در این مدت خط و نشان های صریح و تندی از جانب مجریان صداوسیما و تجمعات خیابانی برای هیأت مذاکره کننده به طور مشخص محمدباقر قالیباف کشیده شده است.
یک فعال سیاسی گفت: لازم است تحرکات افراطیون به هر شکلی که باشد، کنترل و خنثی شود تا نتوانند ذهن مردم را نسبت به مسئولین خراب کنند و زمینه عبور از بحرانها فراهم شود.
تحلیلگر سیاسی اصولگرا ضمن انتقاد از مواضع برخی اصلاحطلبان تندرو که ملت ایران را آغازگر تنش معرفی میکنند، این ادعا را بسیار سست و بیاساس خواند و گفت: علاوه بر عناصری که درک درستی از سیاست ندارند یا منافعشان ایجاب میکند مواضع خاصی بگیرند، بخشی از نیروهای اصولگرا نیز فهمی از مقوله «حکمرانی» ندارند.
آنچه در روزهای اخیر در فضای سیاسی و رسانهای دیده میشود، تنها یک سلسله واکنش پراکنده به یک موضوع مشخص نیست، بلکه نشاندهنده جابهجایی محل مناقشه از «اصل مذاکره» به «تبدیل آن به ابزار تقابل سیاسی» است. در این میان، حملات و مواضع تند نسبت به محمدباقر قالیباف نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است.