هر آن آتش مناقشات در منتهی الیه رادیکال جریان راست در حال زبانه کشیدن و تندتر شدن است. پس از رویاروییهای دامنهداری که میان طیفهای مختلف جریان پایداری بر سر موضوع حجاب شکل گرفته بود، با دوئل روز گذشته حمید رسایی و سید محمود نبویان این مناقشات خود را در حد انشقاق و دوپارگی جدی نمایان کرد.
هرگونه که نگاه کنیم، باز هم نمیتوانیم آن اندازه خوشبین باشیم که اقدامات خطرناک تندروها را مسئلهای عادی و فقط در سطح زدن دولت بدانیم؛ و باید به این نتیجه رسید که جریانی انحرافی پشت نابخردیهای اخیر است.
روش و منشی که مخالفان پزشکیان برای رویارویی با او و دولتش پیش گرفتهاند، نه سیاستورزی منتقدانه، که نوعی سیاهبازی مغرضانه است، که متأسفانه با آموزههای دینی و رحمانی دین مبین اسلام هم اصلا جور درنمیآید.
ظواهر امر نشان میدهد مخالفان دولت دورخیز بلندی کردهاند تا بهزعم خود ضربهای کاری به دولت وارد ساخته و یکی از مهرههای مهم دولت را کنار بزنند. اما ارزیابیها حاکی از آن است که تندروها به همین سنگر بسنده نخواهند کرد و در ادامه با راهاندازی برخی تجمعات اعتراضی به بهانه مطالبات بازنشستگان و کارگران، احمد میدری وزیر کار دولت را نشانه خواهند رفت.
سیاست دوگانه نمایندگان مجلس به ویژه سوپرانقلابیها در برخورد با وزرای دولت پزشکیان به ابهامی تبدیل شده است. 4 وزیری که تندروهای مجلس با آنها مخالف بودند، همچنان در معرض استیضاح هستند و آن وزرایی که از دولت رئیسی باقی ماندهاند، گویا به لطف همسویی سیاسی با جریان اصولگرایی تندرو با برخورد مومنانه روبهرو هستند.
ظریف خاطرنشان کرد: ما ضمن اینکه به همه تهدیدها توجه داریم، نگاههان وسواس به تهدید نداشته باشد، نگاهمان تهدیدمحور نباشد. همه چیز را به عنوان فرصت نگاه کنیم و ببینیم متخصصان ما چه کردهاند.
یک جامعه شناس می گوید: اگر دولت و حاکمیت طی یک اعلان عمومی به مردم بگویند، ایران دیگر از مرحله توسعه و آبادانی کشور گذشته و امروز فقط باید به فکر نیازهای اساسی مردم بود، در این صورت نارضایتی مردم کاهش مییابد. چراکه توقع مردم کاهش یافته و نان و آب و برخی نیازهای ضروری مردم به عنوان اولویت مطرح میشود. جامعه در این صورت به ضرورتها تن میدهد.
حملات اخیر به قاضیالقضات سه دلیل دارد: قطع شدن منابع مالی از نهادهای عمومی، صدور قریبالوقوع احکام پرونده چای دبش و سوم، فشار برای تغییر رویکرد نسبت به وفاق.
زود خشمی، که از ویژگیهای نیاموختگی است، اگر با عدم تشخیص اخلاقی و عمل گرایی هم راستا شود، به سرعت به جرقه آتشی تبدیل میشود که ممکن است این بار به سادگی مساله ترور حجاریان نتوان طومار ان را در هم پیچید.
تندروهای ایرانی امروز یک حلقه سیاسی ورشکسته محسوب میشوند. آنها همه سنگرهای قبلی را واگذار کرده و امروز به فکر آن هستند که به هر آب و آتشی بزنند تا دیده شوند و اعلام موجودیت کنند.
چیز عجیبی که در ایران وجود دارد آگاهی عمومی از واقعیتی انکارناپذیر است که عدهای افراد آن را با شدت کتمان و انکار میکنند. این واقعیت که تندروها هیچ آیندهای در ایران ندارند. بهطور طبیعی آنان هستند و زندگی میکنند ولی به لحاظ سیاسی فاقد حداقلی از شانس برای بقا هستند.
قالیباف روزی که میگفت: «هر کسی که وارد کوی دانشگاه شود و بخواهد این کارها را انجام دهد، من قالیباف به عنوان فرمانده ناجا محکم لولهاش میکنم.» حتی وقتی که گازانبری عمل میکرد و حسن روحانی در مناظرات ۹۲ ریاست جمهوری به آن اشاره کرد هم به فکرش خطور نمیکرد که روزی خودش گرفتار رفتارهای گازانبری شده و در مقابل مجلس لوله شود.
«واژهسازی آقای هاشمی با «افراطیون» نیز یک واژهسازی جعلی و بیمحتواست که نوعی استفاده از ادبیات سیاسی دشمن محسوب میشود. در ادبیات غرب و جریان غربگرا «میانهرو» کسی است که در مقابل غرب تسلیم باشد و «تندرو» یا به تعبیر آقای هاشمی «افراطیون» کسانیاند که پایبند به انقلاب هستند.»
روزنامه دانشگاه آزاد با انتقاد از اظهارات اخیر یاسر جبرائیلی نوشت: این چه دکمهای است که از دولت نئولیبرال روحانی تا دولت حزباللهی شهید رئیسی تا دولت پزشکیان، نتوانستهاند آن را پیدا کنند و فشار بدهند تا اقتصاد کشور از این وضعیت خارج شود و یکباره ارزش پول ملی ۴ برابر شود؟
محمدصادق کوشکی، چهره سیاسی تندرو در اقدامی عجیب در واکنش به تحولات سوریه نوشت: اگر مجلس و دستگاه قضایی در انجام وظیفه خود در مهار دولت و مقابله با قانون شکنیها و تخلفات مکرر رئیس جمهور و اطرافیانش عمل نکند آنگاه تشبیه این دو نهاد به ارتش شکست خورده سوریه، بی راه نخواهد بود!