برایشان فرقی ندارد که چه کسی و چه نهادی باشد، هر جا که مخالف خواستههای آنها حرکتی انجام شود، تاخت و تاز را شروع میکنند؛ انگار همه محکوم هستند که براساس میل آنها رفتار کنند و هر رفتاری خلاف خواسته آنها حرام به شمار میرود.
مقایسه دوره اصلاحات با قبل و بعدش در یک سرمقاله نمیگنجد ولی ریشه این حد از تفاوت آشکار در کجاست؟ در بازگشت به مردم و احترام گذاشتن به آزادی، علم، عقلانیت، حاکمیت قانون، قانونی متناسب با خواست مردم، پرهیز از ارادهگرایی پوچ، پرهیز از حذف دیگران، تاکید بر مشارکت عمومی و نخبگان و...
سخنگوی دولت در نشست خبری دیروز خود، در پاسخ به پرسشی درباره بازگشت گشت ارشاد گفت:«قطعاً با زور نمیتوانیم حجاب را به ایرانیان برگردانیم، کما اینکه با زور هم نتوانستند بردارند. هیچ بودجهای برای کار ویژه اینچنینی اختصاص پیدا نکرده است.»
جریان تخریبی که در واقع با اسم مستعار جریان پایداری در کشور فعالیت میکند، نسبت به هر تصمیم دولت و نظام حکمرانی ازجمله تصویب CFT و پالرمو جنجالسازی کرده و تخریب میکند.
صادق کوشکی، فعال سیاسی اصولگرا، در واکنش به اظهار نظر رئیس امور اطلاعرسانی دولت درباره روانه کردن ۸۰ هزار آمر به معروف در تهران، تأکید کرد که مردم از ترویج حجاب و آموزش امر به معروف عصبانی نمیشوند، بلکه نگرانی اصلی آنها ناشی از سیاستهای غلط و تصمیمات اقتصادی و اجتماعی دولت پزشکیان است.
حسین مرعشی دبیر کل حزب سازندگی درباره واکنشهای دوباره به موضوع حجاب گفت: نباید به موضوعی که حل شده پرداخته شود. پرداختن به این موضوعات باعث تحریک تندروها میشود و باز دردسر ایجاد میکنند به نظر من آقای باهنر هم نباید در این زمینه اظهارنظر می کرد چراکه یک چیز تمام شده است و قانون همان چیزی است که الان اعمال میشود.
محسن هاشمی درباره صحبتهای دیروز رییسجمهور در خصوص روند مخرب رفتارهای افراطیون در کشور میگوید: «صحبتهایی که آقای پزشکیان درباره آسیبهای تندروی و افراط به درستی مطرح کردهاند، موضوع جدیدی نیست . بیش از 45 سال است که این مشکل در ایران وجود دارد. نخستین نمونههای این تندرویها با ترورهای فرقان آغاز شد و بخشی از مهمترین ظرفیتهای کشور (از جمله آیتالله مطهری) را از ایران گرفت.
در حالی که خبری از انتصاب علیرضا زادبر از مجریان صداوسیما و عنصر همسو با جبهه پایداری در شورایعالی امنیت ملی منتشر شده بود وی از سمت خود کنار گذاشته شد.
فارغ از هر نتیجهای که از توافق عراقچی-گروسی حاصل شود، تندروها بازی سیاست را باختهاند و باید به فکر کار دیگری باشند؛ چون از این نمد کلاهی برای آنان نخواهد بود. علت آن نیز روشن است. همان روزی که خبر تاییدصلاحیت پزشکیان را شنیدند، باید متوجه میشدند که: «کشتیبان را سیاستی دگر آمد».
ویژه بودن شرایط ایران بر کسی پوشیده نیست. از وضعیت کسری بودجه و تورم و قیمت ارز گرفته تا ناترازیهای گوناگون و مهم؛ تا شکافهای اجتماعی و بالاخره از همه فوریتر وضعیت ناپایدار روابط بینالملل و احتمال فعال شدن اسنپبک و افزایش تنشهای نظامی و....
جریان انقلابی، در سالهای گذشته با پروژه جریان غربگرا و طیف تندرو مدعی اصلاحات ذیل «فتحالفتوحسازی از برجام» مقابله کرد و اکنون نیز در حال روشنگری درباره ابعاد فعالسازی مکانیسم ماشه و مقابله با پروژه ناامیدسازی و یأسآفرینی جریان غربگرا است.
بیانیه اخیر جبهه اصلاحات ایران با مضمون «آشتی ملی؛ فرصتی طلایی برای تغییر و بازگشت به مردم» واکنشهای متفاوتی برانگیخته است. بیشترین نقدها را تندروهای جریان حاکم کردهاند که تقریباً اغلب نقدهایشان بیپایه و شعاری است و فراتر از نقد، فحاشی و اتهام است. اتهاماتی که نیروهای درون خودشان بیش از همه شایسته این اتهامها هستند.
در روزهای اخیر، سخنان صریح و شفاف و همهفهم آقای پزشکیان درباره رویکرد ماجراجویانه تندروها در حوزه سیاست خارجی و مذاکرات، آنان را بسیار عصبانی کرد و به همین دلیل، شمشیر چوبین خود را از رو بستهاند و پُز اول انقلابی گرفته و بهصورت هماهنگ خاطره بنیصدر و استیضاح او را یادآوری میکنند.
محمد مهاجری در واکنش به تحرکات تندروها علیه علی لاریجانی گفت: استراتژی آنها این است که هر زمانی قطاری به حرکت درمیآید، به آن سنگ میزنند. این را در مواجهه با آقای لاریجانی یا هر فرد دیگری که قصد انجام کاری را دارد، میبینیم.
نظرسنجیهای موجود نشان میدهد که رویکرد مردم نسبت به موضوعات پایهای سیاست بهتر از پیش از جنگ شده است. البته، با گذشته زمان دوباره و به مرور بهجای قبلی باز میگردد و در همین دو هفته نیز این بازگشت را میتوان دید.