بانک مرکزی تنها نباید خود را مجری تمنیات دولتها یا سیاستمداران بداند. بانک مرکزی در نقش مقام تنظیمگر باید از منافع سپردهگذاران در برابر سهامداران و دولت مراقبت کند. مداخلهجویی سیاسی نوعی تعرض به حقوق سپردهگذاران است.
قواعد جدید ناظر بر شفافیت و پاسخگویی در قانون پولی و بانکی کشور کاملا مغفول مانده است؛ درحالیکه امروزه، قوانین بانکهای مرکزی آنها را مکلف به رعایت این اصول میکند. خوشبختانه قانون جدید بانک مرکزی در مواد ۱۰، ۱۱، ۵۳ و ۵۴، احکام قانونی مورد نیاز برای تحقق این تکالیف بانک مرکزی را احصا کرده است.
وزیر اقتصاد، منع ورود بانکها به سرمایهگذاری را اشتباهی برشمرد که در دولت سیزدهم تلاش شده تا با هدفگذاری درست در راستای توسعه ملی دنبال شود و گفت: خارج کردن میزان تسهیلات تکلیفی از سقف تعیین شده بانک مرکزی برای بانکها، مجال را برای تامین مالی فعالیت های بزرگ تولیدی باز میکند.
در کنار پیگیری جدی سیاست کنترل مقداری رشد ترازنامه بانکها و جریمه بانکهای متخلف از حدود تعیین شده از طریق افزایش نسبت سپرده قانونی، رشد دوازده ماهه نقدینگی کاهش قابل توجهی یافته است.
بانک مرکزی را موظف کردند که در نظارت خود قاطعیت بیشتری به خرج دهد و نظارت را به صورت یکپارچه اجرا کند و با سهامداران موثر بانکها برخورد قهری جدیتری داشته باشد. بانکها را مکلف کردند که طبق برنامه افزایش سرمایه بدهند تا به نسبت مورد نظر بانک مرکزی نائل آیند. این افزایش سرمایه صد البته که خارج از اراده سهامداران تعریف شده است؛ چنانچه یک موسسه اعتباری به هر دلیل به این افزایش سرمایه دستوری تن ندهد یا نتواند تن بدهد، بانک مرکزی اختیار دارد که خود اختیار افزایش سرمایه را دست بگیرد و سهام جدید را به متقاضیان جدید بفروشد.
بانکها مدام مانند یک موتور پمپ آکواریوم در حال خلق و نابودسازی پول هستند و آنچه از نظر نقدینگی برای بانکها محدودیت ایجاد میکند، ریسک ناتوانی بانک در ایفای تعهدات بهواسطه اعطای اعتبار به مشتریانی است که چک آنها نزد بانکی دیگر برای تسویه گذاشته شده و برای تسویه آن باید موجودی نقد لازم را در حساب خود نزد بانکمرکزی داشته باشند.
شرط اصلی فاصله گرفتن بانکها از بنگاهداری اقتصادی آن است که تابوی افزایش نرخ بهره شکسته شود. فشار اجتماعی شدیدی روی بانک مرکزی به عنوان سیاستگذار و بانکها وجود دارد که نرخ بهره افزایش نیابد و پیوسته کمتر از تورم باشد؛ زیرا در این حالت وامگیرندگان نفع زیادی از شکاف بین نرخ تورم و نرخ بهره وامها میبرند و عملا بخشی از صاحبان صنایع ایران اینگونه ثروتمند شدهاند!
مشکل بنگاهداری بانکها، کاهش رشد تولید یا ممانعت از تولید نیست و مساله بیشتر به این میماند که چه کسی از تسهیلات بانک برای ایجاد دارایی، در این مثال کارخانههای تولید فولاد، برای خود استفاده میکند!
از رئیس جمهوری گرفته تا بقیه وزرا و مقامات و مسئولان هماره از بایدها میگویند. چون میدانند نه آن بایدها تکلیفی میآورد و نه حتی تشرها به جایی میرسد و نه اصلاً قرار است اتفاق یا تحول تازهای صورت پذیرد و کاری به سامان برسد.
مدیر اعتبارات بانک مرکزی گفت: طبق قانون نباید بانکها بیش از یک ضامن برای وام ازدواج بخواهند، برخی از شعب دو ضامن میخواستند که با رؤسای شعب برخورد و برخی از آنها را برکنار کردیم، اگر شعبه بانک بیش از یک ضامن از متقاضی درخواست کرد، متقاضی این تخلف را به سامانه 2706 بانک مرکزی اعلام کند.
سخنگوی کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه مقرر بوده تا بانک مرکزی گزارشی را در زمینه ارائه تسهیلات بانکی به این کمیسیون ارائه دهد،گفت :متاسفانه تقاضای دریافت تسهیلات از عرضه آن بیشتر شده است.
در این یادداشت سعی میکنم تا با استفاده از تجارب دو دهه اخیر، رهنمودهای کمیته بال و تجربیات جهانی، نقشه راه و مسیری برای برخورد با بانکهای مشکلدار ترسیم کنم. لازم به تاکید است که این یادداشت مختصر، صرفا برای بومی کردن الگوهای متداول بینالمللی برای برخورد با بانکهای مشکلدار ایرانی بوده و نگارنده از نکته نظرات انتقادی یا اصلاحی صاحبنظران و کارشناسان در این حوزه استقبال میکند.
رئیس قوه قضائیه گفت: بانک مرکزی میتواند از اضافه برداشت بانکها جلوگیری کند. چنانچه در این راستا نیاز به اصلاح قانون است، باید اقدامات مقتضی صورت گیرد.
رئیس دیوان محاسبات با اشاره به مقاومت یک دستگاه دولتی در برابر حساب واحد خزانه با ۱۵۰۰ حساب در یک بانک از رسوب منابع ریالی همزمان با استقراض از صندوق توسعه ملی خبر داد.
عضو کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس، با بیان اینکه امروز بانکها از رسالتشان فاصله گرفتهاند، از سرمایهگذاری آنها در خرید و فروش ملک و بحث ساخت و ساز، دخالت در تجارت و مجتمع های تجاری و مسکونی انتقاد کرد.