به گزارش سایت خبری پرسون، همه ما داستان حضرت آدم و رانده شدن او از بهشت را می دانیم.
در قرآن کریم آمده که بعد از پشیمانی حضرت آدم از نافرمانی خود از دستور خدا، جبرئیل کلماتی را برای طلب بخشش و توبه به او آموخت.
این دعا دعای یا عالی بحق علی بود که در حقیقت یک قسم شریفه می باشد و بسیار پر فضیلت است.
دعا یا عالی بحق علی
دعای یا عالی بحق علی دعایی است که در تفسیر آیه 37 سوره بقره و پذیرفته شدن توبه حضرت آدم از سوی خداوند در مورد آن گفته می شود؛ جبرئیل کلماتی را به او آموخت که در آن اسماء پیغمبر و آل پیغمبر بود
ان دعا این است:
بسم_الله_الرحمن_الرحیم
اِلهی
یا حَمیدُ بِحَقِّ مُحَمَد
یا عالیُ بِحَقِّ علی
یا فاطِرُ بِحَقِّ فاطمه
یا مُحْسِنُ بِحَقِّ الحسن و الحُسَیْن و مِنکَ الاِحسان
معنی دعای یا عالی بحق علی
ای خدای ستوده بحق محمد
ای خدای برتر بحق علی
ای خدای پدید کننده بحق فاطمه
ای خدای احسان کننده بحق حسن و حسین
و احسان و خوبی تنها از توست
در مورد دعای یا عالی بحق علی گفته شده که حضرت آدم پس از نافرمانی به شدت پشیمان شد و به فکر جبران خطای خود افتاد.
به لطف خداوند جبرئیل کلماتی را به او آموخت تا توبه کند.
حضرت آدم خداوند را به این کلمات سوگند داد و هنگامی که به نام امام حسین (ع) رسید، آتش از قلبش برانگیخت و اشک چشمانش جاری شد.
سپس از جبرئیل شوال کرد ای جبرئیل، چرا در هنگام خواندن نام حسین اشک من جاری شد؟
جبرئیل پاسخ داد: (این فرزند تو به مصیبتی بزرگ مبتلا شود که همه مصیبت ها در نزد او کوچک باشد.)
حضرت آدم درباره این مصیبت سوال کرد و جبرئیل گفت:
(یقتل عطشاناً غریباً وحیداً فریداً، لیس له ناصر ولا معین و لو تراه یا آدم و هو یقول وا عطشاه وا قله ناصراه حتی یحول العطش بینه و بین السماء کالدخان فلم یجبه احد الا بالسیوف و شرب الحتوف، فیذبح ذبح الشاه من قفاه و ینهب رحله اعدائه و تشهر رؤسهم، هو و انصاره فی البلدان و معهم النسوان، کذالک سبق فی علم الواحد المنان.
(کشته می شود در حالتی که تشنه باشد و بی کس باشد و تنها و فرید باشد و او را ناصری و معینی نباشد. ای آدم، اگر او را ببینی در حالتی که می گوید: “وا عطشاه وا قله ناصراه” تا گاهی که از تشنگی چشمش چنان تاریک می شود که آسمان را نتواند دید و هیچ کس او را جواب نگوید الا با زبان شمشیر و شراب مر . پس، او را می کشند چنانکه گوسفند را از قفا سر میبرند، و احمال و اثقال او را دشمنان او به نهب و غارت می برند و سر او و اصحاب او را بر سنان – نیزهها – می کنند و در شهرها می گردانند و اهلبیت او را اسیر می گیرند و این صورتی است که از پیش به علم خداوند واحد برگذشته است.)
چون این سخن به پایان رفت آدم و جبرئیل چون زن بچه مرده گریستند.
(ناسخ التواریخ ، ج 1 ، ص2759)
منبع: دعاگو
نظرات شما ( 1 نظر )