286320

معرفی کتاب «مهمان ناخوانده»؛

ادبیات در سال‌های کرونا

تصویر ادبیات در سال‌های کرونا
وقتی موقعیت خاصی مثل همه‌گیری کرونا به وجود می‌آید نویسندگان این امکان را پیدا می‌کنند که از این موقعیت برای طبع‌آزمایی استفاده کنند. اگر این اتفاق برای نوسندگانی بیفتد که دانشجو هستند و استادشان مدیر یک انتشارات نتیجه‌اش می‌شود کتابی مثل «مهمان ناخوانده» که در متن پیش رو در موردش می‌خوانید.

به گزارش پرسون از هرمزگان، «مهمان ناخوانده» کتابی است 102 صفحه‌ای که دانشجویان دانشگاه فرهنگیان نوشته‌اند و انتشارات «سمت روشن کلمه» آن را در زمستان 1399 منتشر کرده است و با قیمت 20 هزار تومان به فروش می‌رساند.

این کتاب شامل 40 متن است که همه ‌آن‌ها درباره کرونا نوشته شده است.

نویسندگان این متون همان‌طور که اشاره شد تازه کار هستند و پختگی نویسندگان حرفه‌ای در کارشان دیده نمی‌شود. اما می‌توانند آینده خوبی در ادبیات داشته باشند.

چاپ این کتاب و حمایتی که به این شکل از نویسندگان آن انجام شده است، می‌تواند با دادن اعتماد به نفس به آنان از یک سو و قراردادنشان در معرض نقد کارشناسان کمک کند آینده درخشانی در ادبیات هرمزگان داشته باشند البته منوط به این که نوشتن را جدی بگیرند و برای بهبود کیفیت نوشته‌هایشان تلاش کنند.

درباره کتاب

متون کرونایی «مهمان ناخوانده» اگرچه همان‌‌طور که گفته شد پختگی آثار نویسندگان حرفه‌ای را ندارند اما این طور هم نیست که فاقد جذابیت باشند. در همه آن‌ها نویسنده تلاش کرده است تا نگاه متفاوتی به این همه‌گیری داشته باشد و متنی جذاب خلق کند.

در بعضی موارد هم کاملا موفق عمل شده است.

متن‌هایی که به ساختار داستانی نزدیک شده‌اند جذابیت بیشتری نسبت سایر متن‌ها دارند. در بعضی متن‌ها سعی شده است به استفاده‌های مثبتی که می‌شود از قرنطینه کرد اشاره شود که در نوع خودش تاثیرگذار است.

اما خلاقانه‌ترین متن کتاب از دید من متنی است با نام «پیش به سوی دنیای بدون ماسک» نوشته «فرشته نجفی» این متن با گفت‌وگوی نویسنده با کرونا آغاز می‌شود که از او می‌خواهد برود و بگذارد زندگیمان را بکنیم و با نامه‌ای که کرونا در پاسخ نویسنده نوشته است پایان می‌یابد.

در پایان می‌توان گفت خواندن این کتاب غیر از التذاذ ادبی دو فایده دارد یکی این‌که حس این روزهای خودمان را با قلم نویسنده‌ها پیدا می‌کنیم و کمی سبک می‌شویم دوم این که در روزهای بعد از همه‌گیری یادمان نمی‌رود چقدر حسرت داشته‌های به ظاهر ساده‌مان را در این دوران خورده‌ایم و قدرشان را بیشتر می‌دانیم.

| 286320