به گزارش سایت خبری پُرسون، در صنعت بیمه، همه ریسکها یک اندازه نیستند؛ بعضی را میتوان در چند بند قرارداد تعریف کرد، برایشان نرخ تعیین کرد و در صورت وقوع حادثه، خسارت پرداخت؛ اما برخی ریسکها، بزرگتر از آناند که در قالب یک بیمهنامه خلاصه شوند. پشت این ریسکها، سرمایههای سنگین، خطوط تولید، هزاران شغل، زنجیرههای تأمین و گاه بخشی از نبض اقتصاد یک کشور قرار دارد. ورود به این میدان، بنابراین، صرفاً ورود به یک بازار جدید نیست؛ آزمونی است برای توان فنی، مالی و مدیریتی یک بیمهگر.
در چنین فضایی، حرکت بیمه دی به سمت ریسکهای بزرگ صنعتی را میتوان نشانهای از تغییر در نگاه این شرکت به بازار دانست؛ تغییری که در آن، بیمهگر دیگر تنها در پایان حادثه و هنگام پرداخت خسارت معنا پیدا نمیکند، بلکه باید پیش از حادثه، ریسک را بشناسد، اندازهگیری کند، احتمال وقوع آن را بسنجد و برای انتقال و مدیریت تبعات مالی آن راهکار داشته باشد.
صنایع بزرگ با ریسکهایی مواجهاند که گاه یک حادثه میتواند آثارش را از محدوده یک کارخانه یا مجتمع صنعتی فراتر ببرد. آتشسوزی، انفجار، آسیب به تجهیزات راهبردی، توقف خط تولید، اختلال در تأمین مواد اولیه یا وقفه در فعالیت یک مجموعه، فقط یک خسارت مالی نیست؛ میتواند تولید را متوقف کند، درآمد را کاهش دهد، زنجیرهای از کسبوکارهای وابسته را تحت تأثیر قرار دهد و هزینهای به مراتب فراتر از ارزش یک دارایی بر اقتصاد تحمیل کند.
از همین روست که بیمه ریسکهای بزرگ صنعتی، جنس دیگری از بیمهگری است. اینجا دیگر صرفاً بحث صدور یک بیمهنامه مطرح نیست؛ ارزیابی فنی، شناخت فرآیند تولید، بررسی سوابق خسارت، سنجش ارزش داراییها، محاسبه احتمال وقوع حادثه، تعیین ظرفیت نگهداری و استفاده هوشمندانه از ظرفیت اتکایی، همه در کنار یکدیگر قرار میگیرند تا یک تصمیم بیمهای شکل بگیرد.
اهمیت این بازار برای بیمهگر نیز روشن است. ریسکهای بزرگ، اگرچه از نظر تعداد محدودتر از بیمههای خرد هستند، اما از حیث ارزش اقتصادی و پیچیدگی فنی، وزن بیشتری دارند. یک قرارداد بزرگ صنعتی میتواند علاوه بر ایجاد درآمد حقبیمه، زمینه شکلگیری یک رابطه بلندمدت میان بیمهگر و یک بنگاه اقتصادی را فراهم کند؛ رابطهای که ممکن است از بیمه اموال فراتر رود و حوزههایی همچون مسئولیت، مهندسی، حملونقل، وقفه در کسبوکار و سایر پوششهای تخصصی را نیز دربرگیرد.
اما در همین نقطه، مرز باریکی میان رشد و ریسکپذیری بیمحابا شکل میگیرد. در بیمه، بزرگتر شدن پرتفوی الزاماً به معنای بهتر شدن عملکرد نیست. پرسش اصلی فقط این نیست که بیمهگر چه میزان حقبیمه دریافت میکند؛ پرسش مهمتر آن است که در برابر این حقبیمه چه میزان تعهد پذیرفته و احتمال تحقق آن تعهد چقدر است.
اگر میان حقبیمه دریافتی، احتمال خسارت، شدت خسارت و ظرفیت مالی شرکت تناسب برقرار نباشد، یک قرارداد بزرگ میتواند به همان اندازه که در ظاهر جذاب است، در آینده هزینهزا باشد. به همین دلیل، حرفهای بودن در بازار ریسکهای بزرگ نه در پذیرفتن هر ریسکی، بلکه در تشخیص ریسکی است که باید پذیرفته شود، میزان آن باید تا کجا باشد و چه بخشی از آن باید به بازار اتکایی منتقل شود.
در این میان، بیمه اتکایی اهمیت ویژهای پیدا میکند. ریسکهای بزرگ معمولاً نباید و نمیتوانند بهطور کامل بر دوش یک بیمهگر قرار گیرند. تقسیم و انتقال بخشی از ریسک، یکی از ابزارهای شناختهشده صنعت بیمه برای حفظ تعادل میان توسعه بازار و توان مالی شرکت است. بنابراین، بزرگ بودن یک قرارداد لزوماً به معنای نگهداری تمام آن ریسک نیست؛ بیمهگر حرفهای کسی است که بتواند میان پذیرش ریسک، نگهداری آن و انتقال بخشی از تعهدات، تعادل برقرار کند.
از این منظر، حرکت بیمه دی به سمت ریسکهای بزرگ صنعتی را میتوان در چارچوب تحولی بزرگتر در صنعت بیمه دید؛ تحولی که در آن، بیمه از یک فعالیت صرفاً جبرانکننده خسارت فاصله میگیرد و به یکی از ابزارهای مدیریت ریسک اقتصاد واقعی تبدیل میشود.
اقتصادی که در آن کارخانههای بزرگ، صنایع انرژی، پروژههای زیرساختی، شرکتهای تولیدی و سرمایهگذاریهای سنگین حضور دارند، بدون سازوکارهای حرفهای انتقال ریسک نمیتواند با تمام ظرفیت خود حرکت کند. هر سرمایهگذاری بزرگ، در کنار سرمایه و فناوری، به یک پشتوانه برای مواجهه با حوادث پیشبینینشده نیز نیاز دارد. بیمه در چنین ساختاری، صرفاً یک هزینه نیست؛ بخشی از معماری امنیت اقتصادی است.
اگر بیمهگر بتواند پیش از وقوع حادثه در کنار صنعت قرار بگیرد، نقاط آسیبپذیر را بشناسد، ظرفیت ریسک را ارزیابی کند و برای تبعات مالی حادثه راهکار طراحی کند، نقش آن از یک پرداختکننده خسارت به یک شریک مدیریت ریسک تغییر خواهد کرد.
از همین رو، مسئله فقط بیمه دی نیست. آنچه در این مسیر اهمیت دارد، ظرفیت صنعت بیمه ایران برای ورود حرفهایتر به ریسکهای بزرگ اقتصادی است. هرچه این ظرفیت افزایش یابد، امکان آن نیز بیشتر میشود که سرمایهگذاریهای بزرگ با پشتوانه مطمئنتری انجام شوند و شوکهای احتمالی، آثار کمتری بر فعالیت اقتصادی داشته باشند.
با این حال، ورود به این بازار را نباید صرفاً با رقم قراردادها یا رشد ظاهری پرتفوی سنجید. پرسش مهمتر این است که بیمه دی تا چه اندازه توانسته میان توسعه بازار، سودآوری، کنترل خسارت، ارزیابی فنی و ظرفیت نگهداری ریسک تعادل برقرار کند. پاسخ این پرسش را باید در کیفیت پرتفوی، روند خسارتها، ترکیب ریسکها، عملکرد بیمهای و سازوکارهای اتکایی جستوجو کرد؛ نه فقط در ارزش اسمی قراردادها.
در صنعت بیمه، هر عدد بزرگ الزاماً نشانه موفقیت نیست. گاهی یک قرارداد بزرگ، حاصل یک محاسبه دقیق و یک تصمیم حرفهای است و گاهی همان قرارداد، اگر بدون قیمتگذاری و ارزیابی صحیح پذیرفته شده باشد، میتواند به نقطه آسیب تبدیل شود. فاصله میان این دو، همان جایی است که هنر بیمهگری خود را نشان میدهد.
از این منظر، ورود بیمه دی به ریسکهای بزرگ صنعتی، اگر با ارزیابی دقیق، قیمتگذاری متناسب، مدیریت تعهدات و استفاده صحیح از ظرفیت اتکایی همراه باشد، میتواند فراتر از توسعه فروش بیمهنامه معنا پیدا کند؛ میتواند نشانه تلاش برای حضور پررنگتر در بخشهایی از اقتصاد باشد که تاکنون ظرفیت بیمهای آنها به اندازه وزن اقتصادیشان مورد استفاده قرار نگرفته است.
شاید پاسخ به این پرسش که: (چرا بیمه دی سراغ ریسکهای بزرگ صنعتی رفت؟) در نهایت سادهتر از آن باشد که به نظر میرسد: زیرا آینده بیمهگری فقط در پرداخت خسارت نیست؛ در شناخت ریسکی است که هنوز اتفاق نیفتاده است.
و در اقتصادی که هر کارخانه، هر خط تولید و هر پروژه بزرگ، بخشی از سرمایه ملی را در خود جای داده است، بیمهگری که بتواند ریسک را پیش از حادثه ببیند، در واقع پیش از خسارت وارد میدان شده است؛ جایی که بیمه، دیگر صرفاً یک قرارداد نیست، بلکه بخشی از سازوکار تداوم تولید و حفظ سرمایه است.
منبع: پُرسون