امیرحسین کاوه فعال سیاسی و اجتماعی نوشت:

"شدت جنگ یا مدت جنگ" مسئله این است؟

مقایسه طول جنگ ایران با جنگ‌های ویتنام، عراق و افغانستان، بدون توجه به شدت درگیری، هزینه‌های تسلیحاتی و فشارهای لجستیکی، تصویر کاملی از واقعیت میدان ارائه نمی‌دهد؛ چراکه جنگ در عصر موشک‌های دقیق، پهپادها، ارتباطات لحظه‌ای و وابستگی گسترده به زنجیره‌های پیچیده پشتیبانی، با جنگ‌های چند دهه گذشته تفاوت‌های اساسی دارد.
تصویر "شدت جنگ یا مدت جنگ" مسئله این است؟

به گزارش سایت خبری پُرسون، امیرحسین کاوه فعال سیاسی و اجتماعی در یادداشت به تفاوت میان مدت و شدت جنگ پرداخته و تأکید دارد که طول زمان به‌تنهایی معیار مناسبی برای سنجش هزینه و فرسایش یک جنگ نیست. او با بررسی تلفات، هزینه‌های نظامی، مصرف مهمات و فشارهای لجستیکی، پایداری عملیات آمریکا در جنگ ایران را مورد توجه قرار داده است.

امیرحسین کاوه نوشت:

جنگ امروز در محیطی کاملاً متفاوت از جنگ‌های گذشته جریان دارد. در عصر شبکه‌های اجتماعی و ارتباطات لحظه‌ای، هر حمله، تلفات و خسارت تقریباً بلافاصله در معرض افکار عمومی قرار می‌گیرد؛ در حالی که در دوران ویتنام، جریان اطلاعات بسیار کندتر و کنترل‌شده‌تر بود. از طرف دیگر، جامعه امروز آمریکا نیز با همان الگوی بسیج و تحمل اجتماعی جنگ‌های چند دهه قبل زندگی نمی‌کند.

مهم‌تر از همه، شدت جنگ را نمی‌توان فقط با تعداد روزهای آن سنجید. در جنگ ایران، نیروهای آمریکایی با حملات موشکی و پهپادی مستمر به پایگاه‌ها و زیرساخت‌های منطقه‌ای مواجه شده‌اند. تا اواخر اوت، بیش از ۷۵۰ نظامی آمریکایی زخمی گزارش شده بود و تلفات رسمی نیز به دهها نفر رسیده است

دوم، مسئله فقط تلفات انسانی نیست؛ فرسایش توان نظامی است. گزارش‌های اخیر از فشار جدی بر ذخایر مهمات و هزینه‌های بسیار بالای جنگ حکایت دارد. CBO هزینه جنگ را تا ابتدای اوت حدود ۳۸ میلیارد دلار برآورد کرده و نسبت به فشار بر ذخایر مهمات هشدار داده است.

سوم، جنگ طولانی‌تر مسئله لجستیک را جدی‌تر می‌کند. حملات ایران به زیرساخت‌های آمریکا در منطقه، به‌ویژه بحرین، بخشی از شبکه سنتی پشتیبانی آمریکا را مختل کرده و گزارش‌های آمریکایی از استفاده بیشتر از گزینه‌هایی مانند دیه‌گو گارسیا و افزایش مسافت‌های تأمین، سوخت‌گیری و تعمیرات حکایت دارند.

بنابراین، اینکه گفته شود "چون این جنگ در مقایسه با ویتنام چند ماه بیشتر طول نکشیده، پس جنگ کوتاهی است"، از نظر تحلیلی کافی نیست. یک روز جنگ در عصر موشک‌های دقیق، پهپادها، ارتباطات لحظه‌ای و وابستگی شدید به فناوری و زنجیره لجستیک، الزاماً معادل یک روز جنگ در دهه ۱۹۶۰ نیست.

مسئله اصلی این است که آیا آمریکا می‌تواند این سطح از عملیات، هزینه، مصرف مهمات، فشار لجستیکی و تلفات را برای مدت طولانی حفظ کند یا خیر؛ نه اینکه صرفاً تعداد ماه‌های جنگ را با ویتنام مقایسه کنیم.

درباره "روحیه سربازان آمریکایی" نیز بهتر است محتاط بود؛ شواهد عمومی فعلی برای اثبات یک فروپاشی گسترده روحیه یا بیماری روانی کافی نیست. این بخش نیازمند آمار رسمی و مطالعات مستقل است. اما طولانی شدن جنگ، افزایش تلفات و فشار عملیاتی، قطعاً عواملی هستند که باید در ارزیابی پایداری عملیات مورد توجه قرار گیرند.

منبع: پُرسون

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

1458714

مطالب مرتبط

سازمان آگهی های پُرسون