میلاد منصوری سرپرست پُرسون خوزستان نوشت:

رمضانِ آتش؛ وقتی جهان، قانون جنگل را امضا کرد!

میلاد(حامد) منصوری از روزهایی که صدای انفجار مدرسه، بلندتر از تمام موشک‌های جنگ در قلب ایران پیچید، را در یادداشتی روایت کرده است.
تصویر رمضانِ آتش؛ وقتی جهان، قانون جنگل را امضا کرد!

به گزارش سایت خبری پُرسون، از خوزستان؛ میلاد(حامد) منصوری سرپرست پُرسون خوزستان، در یادداشتی با عنوان "رمضانِ آتش؛ وقتی جهان، قانون جنگل را امضا کرد" به روایت روزهای تلخ جنگ رمضان و جنایت دشمن امریکایی ـ صهیونیستی در حمله به مدرسه دخترانه میناب پرداخته است؛ او روایتی از درد، خشم و ایستادگی ملتی که در میان آتش و انفجار، همچنان استوار ماند، را قلم زده است و تصویری از روزهایی را در توصیف کرده است که صدای فروریختن یک مدرسه و شهادت کودکان معصوم، قلب ایران را به درد آورد و همزمان، وحدت و اقتدار مردم و نیروهای مسلح کشور را در برابر دشمنان به نمایش گذاشت.

میلاد (حامد) منصوری نوشت:

جنگ شد...

نه یک درگیری مرزی ساده، نه یک تهدید رسانه‌ای؛ جنگی که در نخستین روزهای رمضان، با حمله دشمن امریکایی ـ صهیونیستی به نقاطی از کشور آغاز شد و بار دیگر چهره واقعی جهانی را نشان داد که سال‌هاست عدالت را قربانی قدرت کرده است

جهانی که در آن، قانون را نه انسانیت، بلکه زور تعیین می‌کند

جهانی که هر کس سلاح بیشتری دارد، خود را صاحب حق می‌داند؛ حتی اگر حق، زیر آوار یک مدرسه دخترانه دفن شود

در همان لحظات نخست، صدایی در کشور پیچید که از هر انفجار و موشکی دردناک‌تر بود؛

صدای فروریختن مدرسه‌ای در میناب...

مدرسه‌ای که دختران معصومش، با دفترهای نیمه‌تمام و رویاهای کودکانه، زیر آوار پرپر شدند و معلمانی که تا آخرین لحظه کنار شاگردانشان ماندند و آسمانی شدند

تصاویر آن کودکان، فقط عکس نبود؛

زخم بود...

آتشی بود که در قلب یک ملت افتاد و هرگز خاموش نخواهد شد

آن روز، ایران فقط عزادار نبود؛ خشمگین هم بود

خشم مردمی که بار دیگر فهمیدند در این جهانِ بی‌رحم، اگر قوی نباشی، باید قربانی شوی

اما پاسخ ایران، فقط اشک نبود

در کوتاه‌ترین زمان، نیروهای مسلح کشور، پاسخی کوبنده و قاطع دادند؛ پاسخی که هیمنه پوشالی امریکا و رژیم صهیونیستی را شکست و دشمنی را که خود را شکست‌ناپذیر می‌دانست، به پناهگاه‌ها و تاریکی زیرزمین‌ها فرستاد

چهل روز ترس...

چهل روز بی‌خوابی...

چهل روز پنهان شدن از موشک‌هایی که حالا زبان اقتدار یک ملت شده بودند

و در این سوی میدان، مردم ایران ایستاده بودند؛

بی‌هراس، استوار و آماده دفاع از وطن

خیابان‌ها بوی مقاومت می‌داد و ایران، دوباره شبیه خرمشهر شده بود؛ همان خرمشهری که روزی نوشته بودند:

خرمشهر، ۳۶ میلیون نفر جمعیت دارد

امروز هم ایران، یک خرمشهر بزرگ است

سرزمینی که مردمش نشان دادند تهدید و تحریم و جنگ، اراده‌شان را نمی‌شکند

تاریخ ثابت کرده است ملتی که برای وطن بایستد، شکست نمی‌خورد.

و دشمنان این خاک باید بدانند:

خرمشهرها هنوز در پیش است...

و صدای اقتدار ایران، خاموش‌شدنی نیست.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

1279786

سازمان آگهی های پُرسون