به گزارش سایت خبری پُرسون، رئیس انجمن صنفی کارفرمایی فناوری دیجیتال و هوشمندسازی کشور با اشاره به تغییر قواعد رقابت در تجارت جهانی اظهار کرد: مسئله امروز تجارت خارجی ایران صرفاً یافتن بازار یا مسیر جدید نیست، بلکه باید جایگاه ایران در شبکههای جدید ارزش، زنجیرههای تأمین و همکاریهای اقتصادی آینده بهصورت هوشمند و راهبردی طراحی شود.
تهران - رئیس انجمن صنفی کارفرمایی فناوری دیجیتال و هوشمندسازی کشور با تأکید بر ضرورت بازطراحی نگاه ایران به تجارت خارجی گفت: تغییر معادلات منطقهای و جهانی، بازآرایی زنجیرههای تأمین، شکلگیری مسیرها و کریدورهای جدید، گسترش اقتصاد پلتفرمی و ورود داده و هوش مصنوعی به قلب تصمیمگیری اقتصادی، قواعد رقابت را تغییر داده است و ایران نیز باید از مدیریت تجارت موجود به سمت طراحی جایگاه خود در تجارت آینده حرکت کند.
سیفالله نیکنامی با اشاره به همکاری راهبردی انجمن صنفی کارفرمایی فناوری دیجیتال و هوشمندسازی کشور در «نشست راهبردی تجارت خارجی ایران» اظهار کرد: سؤال امروز فقط این نیست که چه میزان صادرات داریم یا به کدام کشورها کالا میفروشیم؛ سؤال مهمتر این است که ایران در پنج تا ده سال آینده در کدام بازارها، کریدورها، شبکههای تأمین و زنجیرههای ارزش حضور خواهد داشت و با چه زیرساخت فناوری، مالی، لجستیکی، انرژی و نهادی میخواهد این حضور را پایدار کند.
وی افزود: اگر تجارت خارجی را صرفاً با شاخصهایی مانند میزان صادرات، ارزش مبادلات یا تعداد بازارهای مقصد ارزیابی کنیم، بخشی از مسئله اصلی را نادیده گرفتهایم. اقتصاد جهانی در حال حرکت از روابط خطی و معاملهمحور به سمت شبکههایی است که در آنها تولید، بازار، فناوری، داده، خدمات مالی، لجستیک، انرژی و اعتبار تجاری به یکدیگر متصل هستند.
نیکنامی ادامه داد: ما از جایگاه یک انجمن تخصصی فناوری دیجیتال و هوشمندسازی به تجارت نگاه میکنیم. برای ما فناوری یک موضوع جانبی یا یک پنل مستقل نیست؛ فناوری باید به لایهای در سراسر معماری تجارت تبدیل شود و به بازارشناسی، تصمیمگیری، زنجیره تأمین، لجستیک، انرژی، مدیریت منابع، برندسازی و تابآوری کمک کند.
به گفته وی، مسئله آینده تجارت ایران صرفاً استفاده از ابزارهای جدید برای انجام فعالیتهای قدیمی نیست، بلکه بازتعریف نحوه تصمیمگیری و طراحی شبکههای اقتصادی کشور است.
جهان در حال تغییر است؛ تجارت ایران نمیتواند با منطق گذشته ادامه پیدا کند
رئیس انجمن صنفی کارفرمایی فناوری دیجیتال و هوشمندسازی کشور با اشاره به سرعت تحولات فناوری و اقتصادی جهان گفت: در یک دوره، فناوری فرایندهای تجاری را الکترونیکی کرد. سپس اقتصاد دیجیتال شکل گرفت و داده، پلتفرم و شبکه به بخش مهمی از مدل کسبوکار تبدیل شدند. امروز با توسعه هوش مصنوعی وارد مرحله تازهای میشویم که در آن داده فقط ثبت و منتقل نمیشود؛ تحلیل میشود، الگوها را آشکار میکند، امکان پیشبینی ایجاد میکند و کیفیت تصمیمگیری را افزایش میدهد.
وی افزود: در اقتصاد دیجیتال، داده به یک دارایی تبدیل شد؛ در اقتصاد هوشمند، مسئله اصلی این است که چگونه این دارایی را به تصمیم بهتر و ارزش اقتصادی تبدیل کنیم.
نیکنامی تصریح کرد: این تغییر صرفاً یک تحول فناورانه نیست، بلکه مستقیماً با آینده رقابت اقتصادی و تجاری ارتباط دارد. سازمان تجارت جهانی نیز در گزارش تجارت جهانی ۲۰۲۵ تأکید کرده است که هوش مصنوعی ظرفیت کاهش برخی هزینههای تجارت، افزایش بهرهوری و گسترش دسترسی بنگاهها به بازارهای جهانی را دارد.
وی گفت: این تحولات به ما میگوید که هوش مصنوعی را نباید در سطح یک چتبات یا ابزار تولید محتوا ببینیم. مسئله اصلی این است که چگونه هوش مصنوعی و داده را وارد قلب فرایندهای اقتصادی، صنعتی و تجاری کنیم.
رئیس انجمن افزود: برای یک بنگاه، ارزش واقعی هوش مصنوعی زمانی ایجاد میشود که بتواند بازار را بهتر بشناسد، تقاضا را دقیقتر پیشبینی کند، منابع را بهتر تخصیص دهد، ریسک را زودتر تشخیص دهد، زنجیره تأمین را کارآمدتر مدیریت کند و تصمیمهای دقیقتری بگیرد.
به گفته نیکنامی، تفاوت اقتصاد هوشمند با صرفاً دیجیتالیشدن در همین نقطه آشکار میشود؛ هدف، تولید فناوری بیشتر نیست، بلکه ارتقای کیفیت تصمیم و عملکرد اقتصادی است.
وی ادامه داد: اگر یک سازمان اطلاعات خود را دیجیتال کند اما همچنان نتواند از این اطلاعات برای تصمیمگیری بهتر استفاده کند، در واقع تنها بخشی از مسیر تحول را طی کرده است. هوشمندسازی زمانی معنا پیدا میکند که داده بتواند به شناخت، شناخت به تصمیم و تصمیم به نتیجه اقتصادی تبدیل شود.
تجارت آینده فقط تجارت کالا نیست
نیکنامی با تأکید بر ضرورت بازتعریف مفهوم تجارت خارجی گفت: تجارت آینده فقط جابهجایی کالای فیزیکی نیست. خدمات، فناوری، نرمافزار، داده، دانش، سرمایه، انرژی، برند و سایر داراییهای نامشهود نیز سهم فزایندهای در ارزشآفرینی اقتصادی دارند.
وی افزود: وقتی از تجارت خارجی صحبت میکنیم، نباید ذهن ما فقط به کارخانه، محصول، بندر، کانتینر و گمرک محدود شود. این اجزا همچنان اهمیت دارند، اما بخش مهمی از ارزش اقتصاد آینده در حوزههایی ایجاد خواهد شد که ممکن است برای ارائه آنها اساساً نیازی به جابهجایی یک کالای فیزیکی وجود نداشته باشد.
به گفته رئیس انجمن، توسعه خدمات مهندسی، نرمافزار، فناوری اطلاعات، خدمات دیجیتال، دانش فنی و سایر خدمات قابل عرضه در بازارهای بینالمللی، یکی از ظرفیتهایی است که میتواند در کنار صادرات کالا، به توسعه تجارت خارجی کشور کمک کند.
وی با اشاره به گزارش جدید کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل اظهار کرد: این گزارش نشان میدهد خدمات در سال ۲۰۲۵ به ۲۷ درصد صادرات جهانی رسیدهاند و خدماتی که قابلیت ارائه از طریق شبکههای دیجیتال دارند، اکنون ۵۶ درصد کل صادرات خدمات جهان را تشکیل میدهند.
نیکنامی گفت: این ارقام یک پیام مهم دارند؛ اگر تعریف ما از تجارت همچنان فقط کالا، کانتینر و مرز فیزیکی باشد، بخش مهمی از اقتصاد آینده را نخواهیم دید.
وی افزود: البته توسعه تجارت خدمات به معنای کماهمیتشدن تولید و صنعت نیست. اتفاقاً ترکیب تولید رقابتپذیر با فناوری، خدمات، طراحی، داده، نرمافزار، برند و شبکه توزیع میتواند ارزش بیشتری برای محصول ایرانی ایجاد کند.
رئیس انجمن تصریح کرد: محصولی که در کنار خود خدمات، پشتیبانی، دانش فنی، قابلیت ردیابی، تجربه مشتری و اعتبار تجاری دارد، ظرفیت متفاوتی برای حضور در بازار بینالمللی خواهد داشت.
اقتصاد آینده بدون مرز نیست؛ اما شبکهایتر شده است
نیکنامی درباره مفهوم اقتصاد بدون مرز گفت: من تعبیر «اقتصاد هوشمند شبکهای» را دقیقتر میدانم. مرزها از بین نرفتهاند. مقررات، استانداردها، نظام مالی، امنیت، داده و ژئوپلیتیک همچنان تعیینکنندهاند؛ اما فناوری باعث شده بخشی از خدمات، همکاریها و شبکههای کسبوکار کمتر از گذشته به فاصله جغرافیایی وابسته باشند.
وی افزود: در این اقتصاد، مسئله فقط فاصله یک کشور یا یک بنگاه از بازار نیست؛ کیفیت اتصال به بازار اهمیت پیدا کرده است.
ممکن است یک بنگاه هزاران کیلومتر با مشتری فاصله داشته باشد، اما از طریق پلتفرم، پرداخت، داده، لجستیک و شبکه توزیع به آن بازار متصل باشد. در مقابل، ممکن است کشوری در مجاورت یک بازار بزرگ قرار داشته باشد اما به دلیل ضعف زیرساخت، شبکه، خدمات مالی یا اطلاعات بازار نتواند از این مجاورت استفاده کند.
او تأکید کرد: در اقتصاد جدید، اتصال خودش یک مزیت رقابتی است.
به گفته نیکنامی، این مسئله برای ایران اهمیت مضاعفی دارد، زیرا کشور از موقعیت جغرافیایی ویژهای برخوردار است اما تبدیل این موقعیت به مزیت اقتصادی پایدار، نیازمند اتصال میان زیرساختها و بازیگران مختلف است.
وی گفت: جغرافیا به تنهایی مزیت نیست. زمانی که بندر به ریل، ریل به جاده، مسیر حملونقل به گمرک، گمرک به خدمات مالی، خدمات مالی به بازار و همه این عناصر به اطلاعات و فناوری متصل شوند، موقعیت جغرافیایی میتواند به مزیت اقتصادی تبدیل شود.
تجارت هوشمند یعنی تصمیم بهتر؛ نه خرید فناوری بیشتر
رئیس انجمن با انتقاد از نگاه ابزارمحور به هوشمندسازی گفت: هوشمندسازی با خرید نرمافزار، نصب داشبورد یا اضافهکردن یک ابزار هوش مصنوعی به سازمان اتفاق نمیافتد. نقطه شروع هوشمندسازی، فناوری نیست؛ مسئله است.
وی توضیح داد: برای تاجر، فناوری زمانی ارزش دارد که بتواند بازار مناسب را بهتر شناسایی کند، تغییر تقاضا را زودتر ببیند یا ریسک معامله را کاهش دهد. برای شرکت لجستیکی زمانی ارزشمند است که زمان، مسیر و ظرفیت را بهینه کند. برای صنعت زمانی اهمیت دارد که مصرف انرژی، توقف تولید و اتلاف منابع را کاهش دهد. برای مدیر برند زمانی ارزشمند است که شناخت دقیقتری از بازار و مشتری ایجاد کند و برای سیاستگذار زمانی مهم است که کیفیت تصمیمگیری را افزایش دهد.
نیکنامی تأکید کرد: فناوری زمانی به هوشمندسازی تبدیل میشود که به تصمیم بهتر، بهرهوری بیشتر، هزینه کمتر، استفاده بهتر از منابع، بازار بزرگتر یا ریسک پایینتر منجر شود.
وی افزود: اگر فناوری صرفاً برای الکترونیکیکردن یک فرایند ناکارآمد استفاده شود، ممکن است همان ناکارآمدی فقط با ابزار جدید ادامه پیدا کند.
رئیس انجمن گفت: ما باید ابتدا مسئله را تعریف کنیم، سپس داده مورد نیاز را بشناسیم، فرایند را بازطراحی کنیم و در مرحله بعد فناوری مناسب را انتخاب کنیم. در غیر این صورت، ممکن است سازمانها مجموعهای از سامانهها و ابزارها داشته باشند اما همچنان فاقد تصویر یکپارچه و قابل اتکا از وضعیت خود باشند.
هوش مصنوعی آخر مسیر نیست؛ اما نقطه شروع هم نیست
نیکنامی گفت: داده پراکنده، ناقص و غیرقابل اعتماد را نمیتوان صرفاً با اضافهکردن یک لایه هوش مصنوعی، هوشمند کرد. ابتدا باید فرایندهای اصلی شفاف و دیجیتال شوند، داده قابل اعتماد و استاندارد ایجاد شود و سامانهها بتوانند به شکل امن و مؤثر با یکدیگر تبادل اطلاعات کنند. سپس تحلیل پیشرفته و هوش مصنوعی میتوانند از این زیرساخت برای شناخت الگوها، پیشبینی و تصمیمسازی استفاده کنند.
وی افزود: اگر زیرساخت داده و اتصال را نسازیم، هوش مصنوعی ممکن است جذاب باشد، اما الزاماً ارزش اقتصادی ایجاد نمیکند.
از نگاه رئیس انجمن، این موضوع یکی از تفاوتهای اصلی میان دیجیتالیکردن و هوشمندسازی است؛ دیجیتالیکردن اطلاعات و فرایند را قابل پردازش میکند، اما هوشمندسازی باید کیفیت تصمیم و عملکرد را ارتقا دهد.
وی ادامه داد: بنابراین در مسیر هوشمندسازی تجارت، موضوعاتی مانند استانداردسازی داده، امنیت، قابلیت تبادل اطلاعات، یکپارچگی سامانهها و توانمندسازی نیروی انسانی، به اندازه خود فناوری اهمیت دارند.
نیکنامی تصریح کرد: هوش مصنوعی باید روی یک معماری سالم داده و فرایند قرار بگیرد. در غیر این صورت، خروجی پیشرفته از ورودی ضعیف تولید خواهد شد.
از تجارت واکنشی به تجارت پیشبین
رئیس انجمن یکی از اهداف مهم این تحول را حرکت از مدیریت واکنشی به سمت تجارت پیشبین دانست و گفت: در مدل سنتی، مسیر تجاری مختل میشود و بعد به دنبال مسیر جایگزین میگردیم؛ تأمینکننده دچار مشکل میشود و سپس تأمینکننده دیگری پیدا میکنیم؛ بازار تغییر میکند و بعد واکنش نشان میدهیم.
وی افزود: در تجارت هوشمند باید بخشی از تصمیم را به قبل از وقوع مسئله منتقل کنیم. داده، تحلیل، هوش مصنوعی و سناریونویسی میتوانند به ما کمک کنند تغییرات تقاضا، ریسک تأمین، اختلال مسیر یا تغییر شرایط بازار را زودتر ببینیم و گزینههای جایگزین را پیش از بحران طراحی کنیم.
نیکنامی تأکید کرد: آینده متعلق به اقتصادی نیست که فقط سریعتر واکنش نشان میدهد؛ متعلق به اقتصادی است که زودتر میبیند و بهتر تصمیم میگیرد.
وی گفت: پیشبینی به معنای ادعای قطعیت درباره آینده نیست. اقتصاد و تجارت تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارند و هیچ مدل یا فناوری نمیتواند همه این عوامل را به طور کامل کنترل یا پیشبینی کند. مسئله اصلی، افزایش آمادگی در برابر سناریوهای مختلف است.
به گفته وی، سناریونویسی باید از یک فعالیت مطالعاتی صرف خارج شود و به بخشی از تصمیمگیری عملی بنگاهها و سیاستگذاران تبدیل شود.
زنجیره تأمین آینده، یک شبکه هوشمند و تابآور است
رئیس انجمن با اشاره به بازآرایی زنجیرههای تأمین جهانی گفت: دیگر نمیتوان زنجیره تأمین را فقط یک مسیر خطی از تأمینکننده به کارخانه، توزیعکننده و مشتری دانست. امروز مجموعهای از تأمینکنندگان، تولیدکنندگان، شرکتهای لجستیکی، بازارها، پلتفرمها، شبکههای پرداخت، زیرساختهای انرژی و سامانههای اطلاعاتی در یک شبکه به یکدیگر متصلاند.
وی افزود: هرچه این شبکه شفافتر و قابل مشاهدهتر باشد، بنگاه میتواند موجودی و مسیر را بهتر مدیریت کند، تغییر تقاضا را سریعتر تشخیص دهد، اختلال را زودتر ببیند و در صورت بروز مشکل، تأمینکننده، بازار یا مسیر جایگزین داشته باشد.
نیکنامی گفت: آینده زنجیره تأمین، ساختن زنجیرههای طولانیتر نیست؛ ساختن شبکههایی است که هوشمندتر، منعطفتر و تابآورتر باشند.
وی تصریح کرد: در چنین شبکهای باید بتوان تا حد امکان وضعیت کالا، ظرفیت حمل، زمان تحویل، شرایط مسیر و ریسکهای موجود را مشاهده کرد. این اطلاعات به بنگاه اجازه میدهد به جای تصمیمگیری پس از وقوع اختلال، از قبل گزینههای جایگزین را طراحی کند.
به گفته وی، تابآوری زنجیره تأمین به معنای حذف تمام ریسکها نیست؛ هیچ زنجیرهای را نمیتوان از تمام ریسکها مصون کرد. تابآوری یعنی شبکه بتواند در برابر تغییرات خود را تطبیق دهد و با کمترین هزینه و زمان ممکن به فعالیت ادامه دهد.
هوشمندی، بهرهوری و تابآوری؛ سه ضلع یک راهبرد
نیکنامی تأکید کرد: ما در انجمن سه مفهوم هوشمندی، بهرهوری و تابآوری را از یکدیگر جدا نمیبینیم.
وی توضیح داد: هوشمندی یعنی بتوانیم وضعیت را بهتر ببینیم و تصمیم دقیقتری بگیریم. بهرهوری یعنی از انرژی، سرمایه، زمان، زیرساخت و نیروی انسانی بهتر استفاده کنیم. تابآوری نیز یعنی اگر شرایط تغییر کرد یا اختلالی ایجاد شد، سیستم بتواند فعالیت خود را ادامه دهد، خود را تطبیق دهد و سریعتر بازیابی شود.
نیکنامی افزود: بنابراین هوشمندسازی هدف نهایی نیست؛ هوشمندسازی باید به بهرهوری و تابآوری منجر شود.
وی گفت: ممکن است سازمانی فناوری پیشرفته داشته باشد، اما اگر در زمان اختلال نتواند فعالیت خود را ادامه دهد، نمیتوان گفت به معنای واقعی هوشمند و تابآور شده است.
رئیس انجمن ادامه داد: تابآوری نیز نباید با ایجاد ظرفیتهای مازاد و پرهزینه برای همه شرایط اشتباه گرفته شود. تابآوری هوشمند یعنی با استفاده از داده، تحلیل ریسک و طراحی شبکه، گزینههای مناسب را پیش از وقوع بحران شناسایی کنیم.
تابآوری انرژی و تابآوری دیجیتال از یکدیگر جدا نیستند
رئیس انجمن با تأکید بر نقش انرژی در اقتصاد هوشمند گفت: گاهی تحول دیجیتال و انرژی را دو موضوع مستقل میبینیم، در حالی که اقتصاد هوشمند به هر دو وابسته است.
وی افزود: صنعت هوشمند، مرکز داده، شبکه ارتباطی، لجستیک و سامانههای مالی بدون انرژی پایدار نمیتوانند فعالیت کنند و از سوی دیگر، مدیریت هوشمند انرژی بدون داده، سنجش، تحلیل و کنترل دیجیتال امکان توسعه کامل ندارد.
به همین دلیل تابآوری انرژی و تابآوری دیجیتال باید در کنار یکدیگر دیده شوند. اختلال در هر کدام میتواند تولید، تجارت، پرداخت، لجستیک و خدمات را تحت تأثیر قرار دهد.
نیکنامی گفت: اقتصاد هوشمند بدون زیرساخت تابآور ساخته نمیشود.
وی افزود: این مسئله نشان میدهد که در معماری تجارت آینده، انرژی را نمیتوان فقط به عنوان یک قلم صادراتی دید. انرژی در عین حال زیرساخت تولید، حملونقل، ارتباطات، مراکز داده و بسیاری از فعالیتهای اقتصادی است.
برندهای بزرگ فقط محصول نساختهاند؛ شبکه و اعتماد ساختهاند
نیکنامی در ادامه به نقش برند در معماری جدید تجارت پرداخت و گفت: یکی از موضوعاتی که در تجارت آینده باید جدیتر ببینیم، جایگاه برند است. بسیاری از بنگاههای بزرگ جهان قدرت خود را فقط از محصول نگرفتهاند؛ آنها در کنار محصول، شبکه بازار، ارتباط با مشتری، کانال توزیع، خدمات، فناوری، داده و اعتماد ساختهاند.
وی افزود: در اقتصاد امروز، برند فقط نام و نشان تجاری یا تبلیغات نیست. برند فشردهای از تجربهای است که بازار از کیفیت، نوآوری، خدمات، تعهد و قابلیت اعتماد یک بنگاه دریافت میکند.
اهمیت این موضوع در اقتصاد جهانی نیز رو به افزایش است. سازمان جهانی مالکیت فکری در گزارش ۲۰۲۶ خود اعلام کرده است که سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود شامل نرمافزار، داده، دانش سازمانی، طراحی و برند در اقتصادهای مورد بررسی از ۱۰ تریلیون دلار عبور کرده است. همین گزارش، سرمایهگذاری مرتبط با برند را در سال ۲۰۲۵ حدود ۱.۴ تریلیون دلار برآورد کرده است.
نیکنامی گفت: این تحول برای اقتصاد ایران یک پیام جدی دارد. نباید فقط درباره جهانیکردن فروش فکر کنیم؛ باید درباره جهانیشدن اعتبار و برند بنگاههای ایرانی نیز برنامه داشته باشیم.
وی تصریح کرد: در بسیاری از بازارها، مشتری صرفاً محصول نمیخرد؛ بخشی از خرید او اعتماد به عرضهکننده است. اگر تجربه مشتری از کیفیت، تحویل، خدمات، پاسخگویی و تعهد قراردادی مثبت باشد، برند تقویت میشود و امکان توسعه بازار افزایش پیدا میکند.
برندسازی هوشمند؛ از شناخت بازار تا حضور پایدار جهانی
رئیس انجمن با اشاره به ارتباط هوشمندسازی و دیپلماسی برند گفت: برندسازی هوشمند میتواند یکی از پیشرانهای جهانیشدن بنگاههای ایرانی باشد، اما جهانیشدن برند فقط با تبلیغات اتفاق نمیافتد.
برند زمانی قابلیت توسعه بینالمللی پیدا میکند که محصول رقابتپذیر، کیفیت پایدار، شناخت بازار، شبکه توزیع، خدمات قابل اعتماد و توان پاسخگویی به مشتری داشته باشد.
وی افزود: فناوری و داده میتوانند این مسیر را هوشمندتر کنند. بنگاه میتواند بازار هدف را دقیقتر بشناسد، رفتار مشتری را تحلیل کند، عملکرد کانالهای فروش را بسنجد، تغییرات تقاضا را زودتر تشخیص دهد، تجربه مشتری را پایش کند و ریسکهای اعتبار برند را سریعتر شناسایی کند.
نیکنامی تأکید کرد: برندسازی هوشمند یعنی تصمیمگیری درباره بازار و برند را از حدس و تجربه صرف به سمت شناخت دادهمحور، یادگیری مستمر و تصمیم دقیقتر ببریم.
وی در عین حال خاطرنشان کرد: فناوری میتواند مسیر جهانیشدن برند را هوشمندتر کند، اما اعتماد را نمیتوان با الگوریتم ساخت. اعتماد حاصل کیفیت، تعهد و تجربهای است که یک برند در طول زمان ایجاد میکند.
رئیس انجمن گفت: صادرات، محصول را وارد بازار جهانی میکند؛ برند، جایگاه ما را در آن بازار میسازد؛ و هوشمندسازی کمک میکند این جایگاه را دقیقتر، سریعتر و پایدارتر توسعه دهیم.
هشت گذار برای معماری جدید تجارت خارجی ایران

نیکنامی درباره محورهای «نشست راهبردی تجارت خارجی ایران» گفت: هشت محور این نشست را نباید هشت موضوع یا پنل جدا از یکدیگر دید. اینها اجزای یک معماری واحد هستند که باید به یک پرسش پاسخ دهند: چگونه میتوان تجارت ایران را هوشمندتر، بهرهورتر، رقابتپذیرتر و تابآورتر کرد؟
وی افزود: این محورها از یکدیگر جدا نیستند. اگر بازارهای جدید شناسایی شوند اما زیرساخت لجستیکی و مالی مناسب وجود نداشته باشد، توسعه بازار پایدار نخواهد بود. اگر زیرساخت وجود داشته باشد اما داده و اطلاعات بازار در دسترس نباشد، تصمیمگیری همچنان پرریسک خواهد بود. اگر محصول رقابتپذیر باشد اما برند و شبکه توزیع شکل نگیرد، حضور در بازار ممکن است کوتاهمدت باقی بماند.
گذار نخست؛ از دیجیتالیشدن به تجارت هوشمند و پیشبین
نخستین محور به این موضوع میپردازد که چگونه از الکترونیکیکردن فرایندها عبور کنیم و داده و فناوری را وارد تصمیمگیری واقعی تجارت کنیم.
بازارشناسی هوشمند، تحلیل رفتار بازار، پیشبینی تقاضا، شناخت فرصتهای صادراتی، مدیریت ریسک، اقتصاد پلتفرمی و توسعه تجارت خدمات و فناوری در همین چارچوب معنا پیدا میکنند.
هدف این نیست که تجارت صرفاً دیجیتال شود؛ هدف این است که تاجر، بنگاه و سیاستگذار بتوانند زودتر تغییرات را ببینند و بر مبنای اطلاعات دقیقتر تصمیم بگیرند.
نیکنامی گفت: تجارت هوشمند باید به بنگاه کمک کند که به جای اینکه پس از تغییر شرایط بازار واکنش نشان دهد، نشانههای تغییر را زودتر شناسایی کند.
گذار دوم؛ از مبادله تجاری به روابط اقتصادی عمیق و پایدار
دومین محور به کیفیت روابط تجاری میپردازد.
افزایش حجم مبادلات مهم است، اما رابطه اقتصادی پایدار زمانی شکل میگیرد که از خریدوفروش صرف فراتر برویم و سرمایهگذاری مشترک، تولید مشترک، انتقال و توسعه فناوری، خدمات، شبکه توزیع و حضور در زنجیره ارزش را نیز توسعه دهیم.
هدف، جایگزینی روابط موجود نیست؛ بلکه عمیقتر کردن روابط و ایجاد منافع متقابل و ماندگار با شرکای اقتصادی است.
نیکنامی گفت: هرچه رابطه اقتصادی از معامله کوتاهمدت به همکاری بلندمدت نزدیکتر شود، ظرفیت بیشتری برای ایجاد ارزش و تداوم خواهد داشت.
وی افزود: در این مدل، شریک تجاری فقط خریدار یا فروشنده نیست؛ میتواند بخشی از شبکه تولید، فناوری، توزیع یا توسعه بازار باشد.
گذار سوم؛ از تمرکز بازار به تنوع هوشمند شرکا، بازارها و مسیرها
سومین محور بر توسعه شبکهای متنوعتر از بازارها، شرکای اقتصادی، تأمینکنندگان و مسیرهای تجاری تمرکز دارد.
فرصتهای موجود در هند، پاکستان، عمان، روسیه، قزاقستان و دیگر بازارهای منطقهای باید بر اساس مزیت واقعی، نیاز بازار، قابلیت بنگاههای ایرانی و امکان اتصال لجستیکی و مالی بررسی شوند.
تنوعبخشی در این نگاه به معنای پراکندهکاری نیست؛ به معنای کاهش وابستگی، افزایش قدرت انتخاب و ایجاد انعطاف بیشتر در برابر تغییرات منطقهای و جهانی است.
فناوری نیز میتواند کمک کند برای هر محصول و خدمت، بازار، شریک و مسیر مناسبتر با دقت بیشتری شناسایی شود.
نیکنامی تأکید کرد: تنوع زمانی ارزشمند است که هوشمندانه باشد. نمیتوان صرفاً فهرستی از کشورهای مختلف تهیه کرد و آن را استراتژی تنوعبخشی نامید. باید مشخص باشد هر بازار چه مزیتی دارد، چه محصول یا خدمتی در آن قابلیت رقابت دارد و چه زیرساخت مالی، حقوقی و لجستیکی برای ورود به آن لازم است.
گذار چهارم؛ از سامانههای پراکنده به حکمرانی هوشمند تجارت
چهارمین محور به محیطی مربوط است که بنگاه در آن فعالیت میکند.
نمیتوان از تاجر و صنعت انتظار داشت هوشمند شوند، اما محیط تجارت همچنان گرفتار دادههای پراکنده، فرایندهای موازی و سامانههای غیرمتصل باشد.
یکپارچگی داده، گمرک هوشمند، پنجره واحد، استانداردهای تبادل اطلاعات و تصمیمگیری دادهمحور میتوانند هزینه و زمان تجارت را کاهش دهند و شفافیت و قابلیت پیشبینی را افزایش دهند.
حکمرانی هوشمند تجارت یعنی دولت و بخش خصوصی بتوانند بر پایه اطلاعات معتبر، مشترک و بههنگام تصمیم بگیرند.
نیکنامی گفت: هوشمندسازی تجارت فقط یک پروژه فناوری در بنگاهها نیست. محیط نهادی نیز باید امکان تصمیمگیری سریع، شفاف و مبتنی بر اطلاعات را فراهم کند.
گذار پنجم؛ از حملونقل به شبکه هوشمند و تابآور زنجیره تأمین
محور پنجم بر این نگاه استوار است که بندر، ریل، جاده، انبار، گمرک، ناوگان، انرژی و اطلاعات نباید بهصورت جزایر جداگانه مدیریت شوند.
در یک زنجیره تأمین هوشمند، بنگاه باید تا حد امکان بداند کالای او کجاست، چه زمانی میرسد، چه ریسکهایی در مسیر وجود دارد و اگر یک مسیر یا تأمینکننده دچار مشکل شد، گزینه جایگزین چیست.
هدف نهایی، ساخت شبکهای است که هم بهرهوری داشته باشد و هم در برابر اختلالات انعطافپذیر باشد.
وی افزود: حملونقل فقط جابهجایی فیزیکی کالا نیست. زمان، قابلیت اطمینان، امکان ردیابی و پیشبینیپذیری نیز بخشی از ارزش لجستیکی هستند.
گذار ششم؛ از صادرات محصول به حضور در زنجیره ارزش و ساخت برند
ششمین محور یکی از مهمترین تغییر نگرشهای مورد نیاز در تجارت ایران است.
صادرات نباید پایان مسیر تلقی شود.
بنگاه ایرانی باید بتواند در بازار هدف به سمت شبکه توزیع، خدمات پس از فروش، مشارکت محلی، سرمایهگذاری مشترک، تولید مشترک، شناخت مستمر مشتری و ساخت اعتبار برند حرکت کند.
برند ملی نیز صرفاً با تبلیغات ساخته نمیشود. تصویری که بازارهای خارجی از کیفیت محصول، زمان تحویل، خدمات، تعهد قراردادی و رفتار حرفهای بنگاههای ایرانی دریافت میکنند، بخشی از سرمایه برند ایران را شکل میدهد.
بنابراین توسعه تجارت، توسعه شبکه و توسعه برند سه پروژه جدا از یکدیگر نیستند؛ میتوانند اجزای یک راهبرد واحد برای حضور پایدار ایران در بازارهای جهانی باشند.
گذار هفتم؛ از تجارت انرژی به اکوسیستم هوشمند انرژی و تجارت
محور هفتم به یکی از مهمترین مزیتهای راهبردی ایران یعنی انرژی میپردازد.
اما نگاه آینده نباید فقط بر حجم صادرات نفت، گاز یا برق متمرکز باشد. انرژی باید در ارتباط با صنعت، فناوری، بهرهوری، بازارهای منطقهای، زیرساخت، مسیرهای انتقال، سرمایهگذاری و تابآوری دیده شود.
از سوی دیگر، انرژی پایدار پیششرط فعالیت صنعت، زیرساخت دیجیتال، مراکز داده، لجستیک و بسیاری از خدمات اقتصادی است.
نیکنامی گفت: انرژی باید هم به عنوان یک مزیت اقتصادی و هم به عنوان زیرساخت فعالیت اقتصادی دیده شود.
گذار هشتم؛ از مدیریت بحران به معماری تابآوری تجارت
هشتمین محور در واقع لایهای است که باید بر تمام محورهای دیگر حاکم باشد.
اگر یک بازار دچار اختلال شد، بازار جایگزین چیست؟ اگر یک مسیر تجاری بسته شد، مسیر دوم کدام است؟ اگر تأمینکننده دچار مشکل شد، چه گزینهای داریم؟ اگر انرژی، زیرساخت دیجیتال یا شبکه پرداخت مختل شد، فعالیت اقتصادی چگونه ادامه پیدا میکند؟
تابآوری یعنی این پرسشها را در روز بحران مطرح نکنیم؛ پاسخ آنها را پیش از بحران در معماری تجارت طراحی کنیم.
به همین دلیل تابآوری بازار، زنجیره تأمین، لجستیک، انرژی، مالی و زیرساخت دیجیتال باید در کنار یکدیگر دیده شوند.
فناوری، برند و تابآوری؛ سه لایه مشترک معماری تجارت
رئیس انجمن تأکید کرد: سه موضوع را نباید در یک پنل محصور کنیم؛ فناوری، برند و تابآوری.
وی افزود: فناوری باید به ما کمک کند بهتر ببینیم و بهتر تصمیم بگیریم؛ برند باید اعتماد و حضور پایدار ما را در بازار تقویت کند؛ و تابآوری باید تضمین کند این شبکه در شرایط تغییر و اختلال نیز توان ادامه فعالیت داشته باشد.
نیکنامی گفت: همکاری راهبردی انجمن با این نشست نیز دقیقاً از همین نقطه معنا پیدا میکند. انجمن قرار نیست جای نهادهای متولی تجارت را بگیرد. نقش ما این است که ظرفیت فناوری، داده و هوشمندسازی کشور را به مسائل واقعی تجارت، صنعت، انرژی، لجستیک، بازار و برند متصل کنیم.
وی افزود: این نقطه میتواند زمینه همافزایی مؤثری میان رویکرد تخصصی انجمن و ظرفیت مجمع دیپلماسی برند ایجاد کند؛ یعنی فناوری و هوشمندسازی در خدمت بازارسازی، شبکهسازی، توسعه اعتماد و حضور پایدار برندهای ایرانی در بازارهای بینالمللی قرار گیرد.
ایران؛ از مزیت منابع به مزیت شبکه
رئیس انجمن با اشاره به ظرفیتهای کشور گفت: ایران از ترکیب مهمی از موقعیت جغرافیایی، منابع انرژی، ظرفیت صنعتی، بازار داخلی، سرمایه انسانی و دسترسی به بازارهای پیرامونی برخوردار است؛ اما داشتن منابع بهتنهایی مزیت رقابتی پایدار ایجاد نمیکند.
وی افزود: موقعیت ایران در اتصال خلیج فارس و دریای عمان به آسیای مرکزی، قفقاز، شبهقاره و اوراسیا زمانی ارزش اقتصادی بیشتری ایجاد میکند که جغرافیا، کریدور، بندر، لجستیک، انرژی، گمرک، خدمات مالی، فناوری و بازار در یک معماری منسجم به یکدیگر متصل شوند.
نیکنامی تأکید کرد: منبع بدون اتصال، ظرفیت بالقوه است؛ شبکه هوشمند است که آن را به مزیت اقتصادی تبدیل میکند.
وی افزود: جغرافیا باید به اتصال تبدیل شود، اتصال باید جریان تجارت ایجاد کند، تجارت باید به حضور در زنجیره ارزش برسد و حضور در زنجیره ارزش باید برای بنگاهها و برندهای ایرانی اعتبار، بازار و ارزش پایدار ایجاد کند.
به گفته وی، این نگاه به معنای آن است که حتی زیرساختهای موجود کشور نیز باید از منظر میزان اتصال و کارآمدی شبکهای مورد ارزیابی قرار گیرند.
سرمایه انسانی؛ حلقهای که نباید در هوشمندسازی تجارت فراموش شود
نیکنامی سرمایه انسانی را نیز بخشی جداییناپذیر از تحول تجارت دانست و گفت: هیچ زیرساخت فناورانهای بدون نیروی انسانی توانمند به مزیت پایدار تبدیل نمیشود.
وی افزود: تجارت آینده به مدیرانی نیاز دارد که هم منطق بازار را بفهمند و هم بتوانند با داده و فناوری کار کنند؛ متخصصان فناوری نیز باید مسائل واقعی تجارت و صنعت را بشناسند.
رئیس انجمن تصریح کرد: یکی از نیازهای جدی کشور شکلگیری زبان مشترک میان متخصص فناوری، تاجر، صنعتگر، سیاستگذار، فعال لجستیک و مدیر برند است.
وی گفت: وقتی هر بخش فقط مسئله خود را ببیند، معماری واحدی شکل نمیگیرد. هوشمندسازی واقعی نیازمند گفتوگوی میانرشتهای و همکاری میان بازیگران مختلف است.
از مزیت مقطعی به مزیت پایدار
نیکنامی گفت: یکی دیگر از ضرورتهای تجارت آینده، حرکت از مزیتهای مقطعی به سمت مزیتهای پایدار است.
وی افزود: ممکن است یک کشور در یک مقطع زمانی به دلیل شرایط قیمت، نرخ ارز یا یک اتفاق منطقهای بازار مناسبی پیدا کند. اما اگر بنگاه نتواند کیفیت، خدمات، شبکه توزیع و اعتماد ایجاد کند، این فرصت ممکن است پایدار نباشد.
به گفته وی، مزیت پایدار زمانی شکل میگیرد که مجموعهای از قابلیتها در کنار یکدیگر قرار گیرند.
او اظهار کرد: محصول رقابتپذیر لازم است، اما کافی نیست. شناخت بازار، لجستیک، خدمات، تأمین مالی، داده، فناوری و برند نیز باید در کنار محصول قرار گیرند.
ضرورت حرکت از پروژههای منفرد به اکوسیستم همکاری
رئیس انجمن گفت: یکی از الزامات تجارت آینده، همکاری میان نهادهایی است که هرکدام بخشی از زنجیره را در اختیار دارند.
وی افزود: اگر یک مجموعه اطلاعات بازار داشته باشد، مجموعهای دیگر ظرفیت لجستیکی، مجموعهای ظرفیت فناوری و مجموعهای دیگر ارتباط با بازار خارجی، ارزش اصلی زمانی ایجاد میشود که این ظرفیتها به هم متصل شوند.
نیکنامی تصریح کرد: هیچ نهاد یا مجموعهای به تنهایی نمیتواند معماری تجارت آینده ایران را طراحی کند.
وی گفت:نشست راهبردی تجارت خارجی ایران میتواند بستری برای نزدیککردن این دیدگاهها و تبدیل مسائل پراکنده به گفتوگوی مشترک باشد؛ البته ارزش واقعی این گفتوگو زمانی ایجاد میشود که به همکاری و پروژه مشخص منجر شود.
هدف نشست؛ تغییر نگرش و حرکت از گفتوگو به اقدام
رئیس انجمن در پایان گفت: موفقیت این نشست را نباید فقط با تعداد سخنرانان، پنلها یا حاضران سنجید. ارزش واقعی آن زمانی ایجاد میشود که بتواند نگاه سیاستگذار، مدیر دولتی، تاجر، صنعتگر، مدیر بنگاه، متخصص فناوری و فعال اقتصادی را از مدیریت مسائل روزمره به طراحی فرصتهای آینده منتقل کند.
وی افزود: باید از این سؤال که امروز چه میفروشیم و به کجا میفروشیم، یک گام جلوتر برویم و بپرسیم ایران در معماری تجارت منطقه و اقتصاد هوشمند آینده چه جایگاهی میخواهد داشته باشد.
نیکنامی تأکید کرد: نشست زمانی موفق است که از گفتوگو به تصمیم، از تصمیم به پروژه و از پروژه به نتیجه قابل اندازهگیری برسد.
وی افزود: یک نشست راهبردی زمانی میتواند اثرگذار باشد که پس از پایان آن، مجموعهای از اولویتهای مشخص، پروژههای قابل پیگیری و مسئولیتهای روشن برای بازیگران مختلف شکل گرفته باشد.
به گفته نیکنامی، هدف از گفتوگوی راهبردی صرفاً بیان چالشها نیست؛ باید بتواند مسیرهایی برای مواجهه با آنها نیز طراحی کند.
آینده تجارت ایران، مسئله انتخاب و طراحی است
نیکنامی در جمعبندی گفت: کشورها نمیتوانند همه متغیرهای محیط بینالمللی را کنترل کنند، اما میتوانند کیفیت انتخابهای خود را ارتقا دهند.
وی افزود: داده و فناوری قرار نیست عدمقطعیت را از بین ببرند؛ قرار است توان ما را برای مواجهه با عدمقطعیت افزایش دهند.
رئیس انجمن تأکید کرد: کشوری که اطلاعات بهتری دارد، سناریوهای بیشتری را بررسی کرده و شبکه متنوعتری از شرکا و مسیرها در اختیار دارد، در برابر تغییرات گزینههای بیشتری خواهد داشت.
وی گفت: بنابراین هوشمندسازی تجارت را باید بخشی از سیاست افزایش قدرت انتخاب اقتصادی کشور دانست.
نیکنامی افزود: ایران برای حضور مؤثرتر در اقتصاد منطقه و جهان، نیازمند آن است که از مدیریت صرف تجارت موجود عبور کند و به طراحی جایگاه آینده خود فکر کند.
وی اظهار کرد: این طراحی باید بر اساس ظرفیتهای واقعی کشور، تحولات محیط منطقهای و جهانی، توان بنگاههای ایرانی و زیرساختهایی که امکان توسعه آنها وجود دارد انجام شود.
از مدیریت روزمره به طراحی آینده
رئیس انجمن صنفی کارفرمایی فناوری دیجیتال و هوشمندسازی کشور در پایان تصریح کرد: مسئله اصلی تجارت خارجی ایران در سالهای آینده فقط افزایش صادرات نیست. مسئله این است که کشور بتواند جایگاه خود را در معماری در حال تغییر اقتصاد منطقه و جهان تعریف کند.
وی افزود: اگر قرار است ایران در شبکههای منطقهای و جهانی ارزش نقش مؤثرتری داشته باشد، باید میان تولید، بازار، لجستیک، انرژی، فناوری، داده، خدمات مالی، سرمایه انسانی و برند ارتباط ایجاد شود.
نیکنامی تأکید کرد: نمیتوان با الگوهای دیروز برای مسئلههای فردا پاسخ ساخت.
وی گفت: تجارت آینده نیازمند نگاه شبکهای، تصمیمگیری دادهمحور، سناریونویسی، تنوع هوشمند، زیرساخت تابآور و توجه جدی به داراییهای نامشهود است.
رئیس انجمن در جمعبندی نهایی اظهار کرد: مسیر آینده از تجارت سنتی به تجارت هوشمند، از معامله به شبکه ارزش، از تمرکز به تنوع، از صادرات محصول به ساخت حضور و برند، از واکنش به پیشبینی و از مدیریت بحران به معماری تابآوری میگذرد.
وی افزود: رقابت آینده فقط بر سر این نیست که چه کشوری منابع بیشتری دارد؛ رقابت بر سر این است که چه کشوری منابع، جغرافیا، انرژی، فناوری، داده، سرمایه انسانی و برندهای خود را هوشمندانهتر به شبکههای ارزش منطقهای و جهانی متصل میکند.
منبع: مجمع ملی دیپلماسی برند