پاک‌آیین از مظلومیت اصفهان نوشت؛ شهری که تاریخش آماج حمله شد

پدرام پاک‌آیین، روزنامه‌نگار نام آشنای کشورمان در یادداشتی با عنوان "مظلومیت اصفهان در جنگ رمضان" با توصیف مشاهدات خود از این شهر، حملات صورت‌گرفته را فراتر از یک عملیات نظامی دانست و نوشت که هدف این حملات، هویت، حافظه تاریخی و میراث تمدنی ایران بوده است. وی همچنین خواستار توجه ویژه دولت به بازسازی اصفهان، نه صرفاً به‌عنوان یک شهر، بلکه به‌مثابه گنجینه هویت تاریخی و فرهنگی ایران شد.
تصویر پاک‌آیین از مظلومیت اصفهان نوشت؛ شهری که تاریخش آماج حمله شد

به گزارش سایت خبری پُرسون، پدرام پاک‌آیین روزنامه‌نگار با سابقه و نام‌آشنا در حوزه رسانه، با روایت مشاهداتش از سفر خود به اصفهان، حملات صورت‌گرفته به این شهر را فراتر از یک اقدام نظامی دانسته و آن را تلاشی برای هدف قرار دادن هویت، حافظه تاریخی و میراث تمدنی ایران توصیف کرده است. او همچنین بر ضرورت توجه ویژه دولت به بازسازی اصفهان به‌عنوان نماد هویت ملی و فرهنگی کشور تأکید می‌کند.

پدرام پاک آیین نوشت:

جمعه گذشته راهی اصفهان شدم؛ اما این بار، اصفهان، آن هستی و مستی همیشگی را نداشت. مسجد و بازار، کاخ و میدان، هر یک راوی غربتی جانکاه بودند. کاشی‌های فیروزه‌ای زخم برداشته و عطر جادویی هل و زعفران از کوچه‌باغ‌هایش رخت بربسته بود.

بغضی سنگین گلویم را می فشرد؛ زیرا اصفهان را رنجور و مجروح می‌یافتم. گنجینه بی‌بدیل فرهنگ، هنر، حکمت و تاریخ، در سکوتی تلخ فرو رفته بود؛ شهری که هویت ایرانیِ مسلمان را در متن زندگی روزمره مجسم می‌کرد؛ شهری که با خشت و آینه، کاشی و کلمه، میدان و مناره، بازار و باغ، حافظه تاریخی ایران را بازمی‌آفرید؛ شهری که هر کوچه‌اش فصلی از کتاب ایران و هر ستون و ایوانش سطری از دفتر تمدن این سرزمین بود، اینک خود سر در گریبان غربت داشت.

آنچه در جنگ رمضان بر اصفهان رفت، صرفاً یک عملیات نظامی نبود. ده‌ها تن بمب و موشک بر شهری فرود آمد که با بیش از بیست‌ودو هزار اثر ملی، پس از مکه، از بزرگ‌ترین کانون‌های تمدنی جهان اسلام و از مهم‌ترین مراکز فرهنگ و هنر آسیا به شمار می‌رود.

در این حملات، حتی ساختمان استانداری اصفهان نیز ویران شد؛ تنها استانداری کشور که هدف حمله‌ای گسترده و مستقیم قرار می گرفت.

حجم خسارت‌های واردشده، از نظر مالی، حتی بیش از تهران برآورد می‌شد و این واقعیت، حقیقتی انکارناپذیر را آشکار می‌کرد: جنگ تحمیلی رمضان، تنها جنگی علیه خاک و تمامیت ارضی ایران نبود؛ بلکه نبردی علیه هویت، حافظه و معنای ایران به شمار می‌رفت. حمله آمریکا به اصفهان، شبیخونی به ریشه‌های هویت ملی و حافظه تاریخی ایرانیان بود؛ شبیخونی که وسعت ویرانگری آن را به دشواری می‌توان با یورش مغول و تاتار یا حتی تجاوز رژیم بعث عراق مقایسه کرد.

اصفهان، پس از ظهور اسلام و با برآمدن دولت صفوی، به جایگاهی رفیع دست یافت که هنوز بر فراز قله‌های تاریخ ایران می‌درخشد. صفویان، پس از قرن‌ها آشفتگی و پراکندگی، ایران را بار دیگر بر مدار وحدت، اقتدار و استقلال نشاندند و عصر صفوی را به روزگار نوزایی ایران بدل کردند؛ عصری که در آن دولت ملی احیا شد، استقلال سیاسی استقرار یافت و تشیع به یکی از ارکان هویت تاریخی ایران تبدیل شد.

از این منظر، حمله به دولتخانه صفوی در اصفهان را نباید صرفاً تعرض به مجموعه‌ای تاریخی دانست؛ این حمله، کنشی نمادین علیه نقطه‌ای از تاریخ ایران بود که ایرانیان از آن بار دیگر قد برافراشتند و به وحدت، اقتدار و استقلال دست یافتند. گویی دشمنان به‌درستی دریافته بودند که اصفهان، شهر حکمت، گفت‌وگو و سنت دیرپای تمدنی ایران، با قرائت عقلانی از اسلام، یکی از مهم‌ترین موانع در برابر خشونت، افراط‌گرایی و جمود تکفیری در منطقه جنوب غرب آسیاست.

در چنین شرایطی، شایسته است دولت چهاردهم، اصفهان را نه صرفاً در قامت یک شهر، بلکه به‌مثابه گنجخانه هویت تاریخی ایران و اسلام و یکی از بنیادی‌ترین کانون‌های فرهنگ، پیشرفت، معنویت و همبستگی ملی بنگرد. با چنین نگاهی، بازسازی اصفهان تنها به مرمت چند بنای تاریخی آسیب‌دیده محدود نمی‌شود؛ بلکه به احیای حافظه تاریخی یک ملت و سرمایه‌گذاری برای پاسداری از هویت ملی، انسجام اجتماعی و ارتقای سرمایه تمدنی ایران می‌انجامد. هر آجری که بر جای خود می‌نشیند، تنها بخشی از یک بنا را بازنمی‌سازد؛ بلکه پاره ای از حافظه و هویت ایران را استوار می کند.

منبع: پُرسون

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

1364803

مطالب مرتبط

سازمان آگهی های پُرسون