به گزارش سایت خبری پُرسون، روزنامه جوان نوشت: یکی از خطاهای بزرگ در هر رقابت راهبردی، آن است که طرف مقابل را از فشار زمان رها کنیم و فرصت بازسازی محاسبات به او دهیم. اگر این منطق را بر شرایط امریکا تطبیق دهیم، به یک نتیجه روشن میرسیم. بزرگترین هدیهای که اکنون میتوان به ترامپ داد، خریدن زمان برای او تا پس از انتخابات میاندورهای امریکاست.
اهمیت این گزاره در آن است که برخی تصور میکنند هرچه زمان بگذرد، دست ایران برای چانهزنی بازتر خواهد شد. اما در سیاست بینالملل، گذر زمان همیشه به سود طرف صبور نیست؛ گاهی زمان، مهمترین سرمایه رقیب است. سؤال اصلی این نیست که بعد از انتخابات چه رخ خواهد داد؛ سؤال این است که ترامپ امروز چه محدودیتهایی دارد که ممکن است فردا از میان بروند؟ پاسخ به همین سؤال، منطق این یادداشت را شکل میدهد.
امروز کاخ سفید ناگزیر است تصمیمات مهم خود را از دریچه انتخابات نیز ببیند. افزایش قیمت انرژی، تورم، نوسان بازارهای مالی، احتمال افزایش تلفات نظامی، نگرانی افکار عمومی از ورود امریکا به یک جنگ پرهزینه، و تلاش دموکراتها برای تبدیل هر بحرانی به مسئله انتخاباتی، عواملی هستند که آزادی عمل ترامپ را محدود میکنند. به بیان دیگر، ترامپ امروز فقط با یک رقیب خارجی مواجه نیست؛ او همزمان با فشار افکار عمومی، رقابت حزبی و محاسبات انتخاباتی نیز دستوپنجه نرم میکند. همین قیود، مهمترین اهرم فشار بر تصمیمگیری اوست.
اما این وضعیت دائمی نیست. اگر جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای موفق شوند کنترل مجلس نمایندگان، سنا یا حتی یکی از این دو را حفظ کنند، ترامپ وارد مرحلهای خواهد شد که قواعد بازی تغییر میکند. او دیگر نه دغدغه انتخاب مجدد دارد، نه امکان نامزدی برای دورهای دیگر، و نه ناچار است تصمیمهای خود را با معیارهای انتخاباتی بسنجد. طبیعی است که در چنین شرایطی، هزینه سیاسی بسیاری از تصمیمهای پرریسک کاهش مییابد. افزایش قیمت نفت، تبعات اقتصادی یک بحران امنیتی یا حتی نارضایتی بخشی از افکار عمومی، دیگر همان اثر بازدارنده امروز را نخواهد داشت.
در کنار این واقعیت، ترکیب کنگره نیز اهمیت تعیینکنندهای دارد. تا زمانی که دموکراتها کنترل همزمان هر دو مجلس را در اختیار نگیرند، ظرفیت آنان برای اعمال فشار مؤثر بر ترامپ محدود باقی میماند. بنابراین، حفظ اکثریت توسط جمهوریخواهان فقط یک پیروزی حزبی نیست؛ بلکه به معنای تداوم فضای مساعدتری برای تصمیمگیری رئیسجمهور نیز خواهد بود.
عامل دیگری که نباید از نظر دور داشت، شخصیت سیاسی ترامپ است. تجربه نشان داده است که او بیش از آنکه خود را متعهد به ملاحظات بلندمدت حزب جمهوریخواه بداند، در پی تثبیت جایگاه و میراث سیاسی خویش است. از این منظر، حتی اگر تشدید یک بحران خارجی به زیان نامزد جمهوریخواهان در انتخابات ۲۰۲۸ تمام شود، نمیتوان با اطمینان گفت که این ملاحظه در تصمیمگیری او نقش بازدارنده خواهد داشت. ترامپ بدون دغدغه هزینه انتخاباتی، معمولاً آمادگی بیشتری برای ریسکهای بزرگ دارد.
ممکن است این پرسش مطرح شود که اگر جمهوریخواهان انتخابات را ببازند، آیا این تحلیل همچنان معتبر خواهد بود؟ پاسخ، برخلاف تصور رایج، مثبت است. حتی در صورت از دست رفتن اکثریت کنگره، ترامپ از سوم نوامبر تا سوم ژانویه وارد دورهای میشود که در ادبیات سیاسی امریکا «اردک لنگ» نامیده میشود؛ دورهای که نتیجه انتخابات مشخص شده، اما کنگره جدید هنوز مستقر نشده است. در این فاصله، رئیسجمهور همچنان از تمامی اختیارات قانونی خود برخوردار است، در حالی که ظرفیت سیاسی کنگره برای اعمال فشار و نظارت مؤثر به حداقل میرسد. به همین دلیل، این دوره یکی از آزادترین مقاطع تصمیمگیری برای رئیسجمهور امریکا است.
در واقع، تفاوت دو سناریو بیش از آنکه در نتیجه باشد، در مسیر تحقق آن است. اگر جمهوریخواهان پیروز شوند، ترامپ با پشتوانه سیاسی بیشتر و هزینه انتخاباتی کمتر وارد دو سال پایانی ریاستجمهوری خواهد شد. اگر هم شکست بخورند، او در فاصله انتقال قدرت کنگره، از فرصت حقوقی و سیاسی کمنظیری برای اتخاذ تصمیمهای حساس برخوردار خواهد بود. در هر دو حالت، بخش مهمی از محدودیتهایی که امروز رفتار کاخ سفید را مهار میکند، تضعیف یا حذف خواهد شد.
این تصور که تعویق اقدام مؤثر تا پس از انتخابات، الزاماً قدرت چانهزنی بیشتری ایجاد میکند، محل تأمل جدی است. قدرت، تنها به ابزار وابسته نیست؛ به زمان استفاده از ابزار نیز وابسته است. همانگونه که بهرهبرداری زودهنگام میتواند فرصتها را از بین ببرد، تأخیر بیش از اندازه نیز ممکن است اهرمهای فشار را بسوزاند. شکافهای سیاسی امریکا، حساسیت افکار عمومی، رقابتهای انتخاباتی و نگرانی دولت از پیامدهای اقتصادی و اجتماعی بحرانها، فرصتهایی هستند که تاریخ انقضا دارند.
بنابراین، اگر قرار است از محدودیتهای سیاسی ترامپ، شکافهای داخلی امریکا و ملاحظات انتخاباتی برای افزایش هزینه تصمیمهای او استفاده شود، این پنجره فرصت پیش از انتخابات معنا پیدا میکند، نه پس از آن. در سیاست بینالملل، گاه اشتباه راهبردی نه در «نوع تصمیم»، بلکه در «زمان تصمیم» نهفته است. قدرتی که در زمان مناسب به کار گرفته نشود، بخشی از اثر خود را از دست میدهد؛ اما زمانی که بیهزینه به رقیب واگذار شود، خود به بخشی از قدرت دشمن تبدیل خواهد شد.
منبع: جوان