به گزارش سایت خبری پُرسون، رسول سعیدی زاده نویسنده و پژوهشگر در یادداشتی، با بررسی تحولات امنیتی اخیر و افزایش تهدیدهای منطقهای، به موضوع کارآمدی دکترین دفاعی ایران و مفهوم بازدارندگی پرداخته است او دیدگاه خود را درباره ضرورت بازنگری در برخی رویکردهای راهبردی و بررسی گزینههای پیش روی ایران در چارچوب منافع و امنیت ملی مطرح میکند.
رسول سعیدی زاده نوشت:
در شرایطی که آسمان منطقه از غبار تهدیدهای نظامی و لفاظیهای آتشین پوشیده شده، جمهوری اسلامی ایران با یک پرسش سرنوشتساز مواجه است و آن اینکه چگونه میتوان از کیان و استقلال کشور در برابر تهدیدات فزاینده ای که به صراحت بر نابودی تمدن آن تأکید دارند، حراست کرد؟ پاسخ به این پرسش، نگاه ما را به دکترینهای دفاعی پیشین معطوف میسازد و ضرورت بازنگری در آنها را آشکار میکند.
تهدیدات اخیر مقامات آمریکایی، به ویژه اظهارات صریح رئیسجمهور این کشور مبنی بر هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی و نابودی تمدن ایران، دیگر در چارچوب یک رقابت راهبردی معمول قابل تحلیل نیست. این سخنان، ماهیتی فراتر از تهدیدات نظامی دارند و به مثابه اعلان خطری وجودی برای تمامیت ارضی و هویت ملی ایران تلقی میشوند. در چنین شرایطی، اتکا به صرف دیپلماسی یا شکایت به مراجع بینالمللی، که پیشتر نیز کارایی خود را در مهار این گونه تهدیدات نشان نداده، پاسخگوی نیازهای امنیتی کشور نخواهد بود.
دشمن با آگاهی از اینکه ایران در آستانه هستهای باقی مانده، دست به ابتکار عمل زده و با حملات متعدد، توازن قوا را به هم زده است. این تجربه تلخ، این حقیقت را آشکار میسازد که توان هستهای به تنهایی نمیتواند از کشوری در برابر تهاجم همهجانبه محافظت کند؛ آنچه میتواند معادلات را تغییر دهد، داشتن توانایی بازدارندگی مؤثر است.
بر این اساس، گزینههای متعددی برای ایجاد یک موازنه جدید به نفع ایران قابل بررسی است که در رأس آنها، تغییر دکترین هستهای و بررسی طرح خروج از معاهده انپیتی قرار دارد. این گزینهها که پیشتر نیز در مجلس شورای اسلامی برای بررسی آمادهسازی شدهاند، به معنای کنار گذاشتن تعهدات بینالمللی نیست، بلکه پاسخی مشروع به وضعیتی است که در آن، طرف مقابل با نقض آشکار قوانین بینالمللی، امنیت یک ملت را هدف قرار داده است. همانگونه که حقوقدانان بینالمللی تأکید دارند، تهدید وجودی یک ملت، هر نوع تلاشی را برای حفظ حق بقا، از جمله دستیابی به توانایی بازدارندگی هستهای، مجاز میکند.
علاوه بر این، گزینههای راهبردی دیگر همچون بستن تنگههای هرمز و بابالمندب نیز به عنوان اهرمهای فشاری قدرتمند، میتوانند در کنار تغییر دکترین هستهای، پیام روشنی به دشمنان ارسال کنند که ایران در دفاع از منافع حیاتی خود، از هیچ اقدامی فروگذار نخواهد کرد و هزینههای هرگونه ماجراجویی نظامی را به طرز بیسابقهای افزایش خواهد داد.
اگرچه مسیر پیش رو با چالشهای حقوقی و سیاسی همراه است، اما در شرایط کنونی که دشمنان از هیچ تهدیدی برای شکستن اراده ملی مردم ایران دریغ نمیورزند، تداوم وضع موجود و امتناع از بازنگری در دکترین دفاعی، میتواند به معنای پذیرش آسیبپذیری راهبردی باشد. تاریخ به ما آموخته است که ملتی که برای بقای خود میجنگد، از هر ابزاری برای تضمین آینده خود استفاده خواهد کرد. تغییر دکترین هستهای، اگر با تدبیر و در چارچوب منافع ملی صورت گیرد، میتواند فصل جدیدی از بازدارندگی را رقم زده و زمینهساز توسعه و شکوفایی کشور در سایه امنیت پایدار باشد. این، مسیری است که میتواند تهدید به نابودی را به فرصتی برای بازآفرینی قدرت تبدیل کند و آرامش را برای جامعه به ارمغان آورد.
منبع: پُرسون