به گزارش سایت خبری پُرسون، فرشید الازمنی نوده، استاد دانشگاه و عضو حزب مؤتلفه اسلامی، در یادداشت با نگاهی سراسر احساس، به توصیف اندوه ناشی از شهادت و فقدان رهبر شهید آیتالله سید علی خامنهای پرداخته است. او ضمن ترسیم جایگاه رهبری در روزهای سخت، شهادت را نقطه اوج حیات مجاهدانه دانسته و از ماندگاری نام، اندیشه و راه رهبر شهید در حافظه تاریخی و عاطفی ملت سخن گفته است.
فرشید الازمنی نوده نوشت:
گاهی تاریخ، مردانی را در دامان خود میپروراند که رفتنشان، تنها خاموش شدن یک انسان نیست؛ فرو افتادن ستونی است که سالها سقف امید یک ملت را بر دوش کشیده بود. خبر شهادت حضرت آیتالله سید علی خامنهای، نه فقط خبری تلخ، که زخمی عمیق بر جان میلیونها انسان آزاده و دلداده بود؛ زخمی که با گذر زمان نیز به آسانی التیام نخواهد یافت.
چه دشوار است نوشتن از کسی که سالها حضورش، آرامش خاطر مردمی بود که در میانه طوفانهای سهمگین، نگاهشان به افق تدبیر و صلابت او گره خورده بود. امروز، آن قامت استوار دیگر در میان ما نیست؛ اما عظمت مردان الهی را با نبودنشان نمیتوان سنجید. آنان میروند، اما راهشان در حافظه تاریخ، در ایمان ملتها و در وجدان آزادگان باقی میماند.
شهادت، آرزوی دیرین مردان خداست؛ آنان که عمر خویش را نه برای آسایش خویش، که برای آرمان، عزت و سربلندی امت صرف میکنند. و چه برازنده بود که پایان زندگی مجاهدی که سالیان متمادی در خط مقدم دفاع از آرمانهای خود ایستاد، به زیور شهادت آراسته شود. این پایان نبود؛ آغاز جاودانگی مردی بود که نامش با مقاومت، استقامت و ایستادگی درهم تنیده است.
امروز، هر کوچهای که بوی ایران میدهد، غمی خاموش در سینه دارد. هر پرچمی که بر فراز این سرزمین میرقصد، گویی نیمهافراشته دلهاست. سکوت، معنای دیگری یافته است؛ سکوتی که از فریاد فقدان حکایت میکند. جای خالی او را نه خطابهای پر میکند، نه تصویری و نه خاطرهای. بعضی انسانها آنقدر بزرگاند که نبودنشان، حضوری دائمی میشود؛ حضوری در حسرتها، در اشکها و در روایت نسلهایی که از آنان خواهند گفت.
رهبران بزرگ، تنها فرمان نمیدهند؛ آنان به ملت خویش امید، هویت و اعتماد میبخشند. اگرچه جسمشان از میان میرود، اما اندیشه، منش و آرمانشان در رگهای تاریخ جاری میماند. امروز، ما در سوگ مردی نشستهایم که دههها با صلابت زیست و سرانجام، آنگونه که خود آرزو داشت، جام شهادت نوشید و به یاران شهیدش پیوست.
در این اندوه سترگ، واژهها ناتوانتر از آنند که عمق داغ را روایت کنند. قلم میشکند، اشک پیش از کلمات بر صفحه مینشیند و دل، هنوز باور نمیکند که دیگر آن صدای آشنا، آن نگاه مطمئن و آن قامت استوار در میان ما نیست. اما ایمان داریم که مردان خدا هرگز نمیمیرند؛ آنان از خاک به افق میروند و از زمان به جاودانگی.
ای سیدِ صبور روزهای سخت...
ای مردی که سالیان دراز، تکیهگاه دلهای بیشمار بودی...
اکنون اگرچه دیدهها از دیدنت محروم شدهاند، اما نامت در حافظه تاریخ، در دل دوستداران و در صفحات مقاومت، زنده خواهد ماند.
سلام بر تو، آن روز که در راه باورهایت زیستی؛
سلام بر تو، آن روز که با خون خویش، مُهر شهادت بر کارنامه عمرت نهادی؛
و سلام بر تو، آن روز که در پیشگاه پروردگار، سربلند و سرافراز، به دیدار معبود شتافتی.
منبع: پُرسون
نظرات شما ( 140 نظر )