فارن افرز:

بستن تنگه هرمز توسط ایران، نبض حیات سیاسی ترامپ را در دست گرفت

نشریه فارن افرز در تحلیلی نوشت که در بحبوحه بن‌بست دیپلماتیک و بی‌اعتمادی شدید ایران به آمریکا به دلیل نقض تعهدات، ترامپ تنها یک گزینه برای خروج از بحران خاورمیانه در اختیار دارد؛ گزینه‌ای که با اقدام ایران در بستن تنگه هرمز، نبض حیات سیاسی او را نشانه رفته است.
تصویر بستن تنگه هرمز توسط ایران، نبض حیات سیاسی ترامپ را در دست گرفت

به گزارش سایت خبری پُرسون، فارن افرز با انتشار یادداشتی مدعی شد: سه ماه پس از حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران که زمینه‌ساز جنگی فراگیر در خاورمیانه شد، ایالات متحده در بن‌بست استراتژیک گرفتار مانده و هیچ راه‌حل روشنی برای خروج از درگیری پیش رو در اختیار ندارد. محاصره‌های متقابل آمریکا و ایران، تنگه هرمز را به روی تقریبا تمام ترددهای دریایی بسته و حدود ۱۴ میلیون بشکه نفت در روز از بازارهای جهانی حذف شده است.

علی‌رغم هفته‌ها حملات هوایی، ایران همچنان پابرجا و در حال مقاومت است. مبادلات دیپلماتیک با میانجیگری پاکستان در جریان است و مقامات آمریکایی و ایرانی هر دو اشاره کرده‌اند که توافقی در دست اقدام است. اما مواضع آمریکا و ایران در جریتان رایزنی‌ها همچنان بسیار دور از هم است، به ویژه به این دلیل که ایالات متحده در طول مذاکرات صلح به حملات خود به اهداف نظامی ایران ادامه داده و اخیرا دو بندر جنوبی (به ادعای این نشریه) ایران را هدف قرار داده است.

تنها گزینه پیش روی ترامپ

فارن افرز در ادامه یادداشت خود آورد: تداوم این وضعیت غیرقابل تحمل است؛ با این حال، هر چقدر ترامپ برای پایان دادن به این بن‌بست به توافق نیاز دارد و خواهان آن است، تصمیماتش همچنان روند مذاکره را مختل می‌کند. برای رسیدن به توافق، ترامپ ابتدا باید خواسته‌های خود را با واقعیت استراتژیک که اکنون به نفع ایران است، تطبیق دهد. این بدان معناست که از مواضع حداکثری در مورد برنامه هسته‌ای ایران دست بردارد و امید به اعمال محدودیت بر توانایی‌های موشکی ایران یا حمایت از محور مقاومت را برای همیشه کنار بگذارد.

به نوشته این نشریه برای پایدار ماندن توافق، ترامپ همچنین باید با مشکلی که در ۱۸ ماه گذشته توسط اقدامات آمریکا ایجاد شده، دست و پنجه نرم کند: مراد ارائه تضمین است. فشار بر ایران جهت رسیدن به توافق، نیازمند گزاره‌ای فراتر از تهدیدهای نظامی است. این امر همچنین مستلزم متقاعد کردن ایران است، بازیگری که اعتمادی به واشنگتن ندارد. حمله به ایران در طول مذاکرات و استفاده از لفاظی‌های حداکثری آنلاین، مانند تهدید به نابودی «تمدن بزرگ»، ترامپ به اندازه‌ای تخم بی اعتمادی در روابط دو بازیگر پاشیده که امروز به راحتی قادر نیست با ارائه تعهدات حداقلی ایران به صلح وادارد.

با این حال روزنه‌ای باریک برای نیل به توافق همچنان وجود دارد، اما این امر مستلزم ارائه امتیازاتی از سوی آمریکا، هم در مورد تنگه هرمز و هم در حوزه پرونده هسته‌ای است. تضمین‌های معتبر و ضروری می‌تواند در اشکال مختلفی ارائه شود، از جمله تعریف فرآیند مرحله‌ای که وضعیت تنگه هرمز را از مذاکرات هسته‌ای جدا کرده و به ایران برای پیشرفت در هر یک از این مسائل یا استفاده از ضامن‌های شخص ثالث مانند آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) پاداش دهد.

این نوع توافق ممکن است برای ترامپ ناخوشایند باشد، اما در این مرحله واشنگتن تنها با گزینه‌های بد روبه‌رو است. تداوم بن‌بست بر سر تنگه هرمز، تنها موقعیت چانه‌زنی آمریکا را تضعیف خواهد کرد، زیرا عواقب حذف نفت خلیج فارس از بازارهای جهانی تشدید و بدتر می‌شود. تشدید بیشتر درگیری‌های نظامی نیز بعید است مقاومت ایران را در هم بشکند.

در عوض، ایران احتمالا با هدف قرار دادن زیرساخت‌های نفتی خلیج فارس به کنش ماجراجویانه آمریکا واکنش نشان خواهد داد. پس از آغاز چنین تنشی، ترامپ همچنان به توافق نیاز خواهد داشت و مشکل تضمین‌های معتبر را دوباره در راس اولویت‌هایش تعریف خواهد کرد. ترامپ می‌تواند به سادگی کنار بکشد، حملات را متوقف کرده و منطقه را رها کند تا پیامدهای باقی‌مانده را به تنهایی حل کند. اما این گزینه نیز احتمالا برای رئیس‌جمهوری آمریکا امتیاز قابل توجهی به همراه ندارد.

کاهش قدرت چانه‌زنی آمریکا

وقتی ایالات متحده در ۲۸ فوریه، در میانه مذاکرات جاری با ایران، عملیات «خشم حماسی» را آغاز کرد، دولت ترامپ بر این باور بود که می‌تواند تهران را وادار کند تا به توافقی بهتر از آنچه روی میز بود تن بدهد. هرچند اهداف این عملیات از آن زمان تقریبا هر روز تغییر کرده‌اند، خواست بنیادین ترامپ تقریبا همان چیزی است که پیشتر بر آن تاکید داشت: توافقی هسته‌ای بهتر از «برنامه جامع اقدام مشترک» (برجام) که اکنون دیگر عملاً از میان رفته؛ همان توافق هسته‌ای میان ایران و دولت اوباما.

ترامپ اکنون با اولویت مهم‌تری روبه‌روست: بازگشایی تنگه هرمز، که ایران از آغاز جنگ آن را عملا بسته نگه داشته. با روند فعلی، واشنگتن در موقعیتی نیست که بتواند به توافقی برسد که هر یک از این دو هدف را برآورده کند.

این نشریه در ادامه آورد، امتیازهای هسته‌ای که ترامپ انتظار داشت با حمله اولیه به ایران به دست آورد، دور از دسترس است؛ دلیلش نیز ساده است: موضع چانه‌زنی آمریکا اکنون بدتر از قبل از جنگ شده. ایران مقاوم‌تر از آن چیزی است که رئیس‌جمهور انتظار داشت و امیدها به پیروزی سریع آمریکا، مشابه آنچه او در یورش مادورو در ونزوئلا به دست آورده، نقش بر آب گشته است. افزون بر این، جنگ نشان داده که توان موشکی و پهپادی ایران به این بازیگر اهرمی بزرگ داده تا عبور و مرور منابع حیاتی انرژی جهان را مختل و به تاسیسات نظامی آمریکا خساراتی جدی تحمل کند.

موضع اعلام‌شده دولت ترامپ این است که هر توافقی باید ایران را به توقف غنی‌سازی هسته‌ای، تحویل ذخیره باقی‌مانده اورانیوم با غنای بالا — احتمالا به ایالات متحده یا آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) — و بازگشایی تنگه هرمز بدون عوارض یا هزینه‌ها وادار کند. در مقابل، ایالات متحده محاصره بنادر ایران را لغو خواهد کرد. در این میان کاهش تحریم‌ها و آزادسازی دارایی‌های ایران تنها زمانی انجام خواهد شد که ایران به تعهدات هسته‌ای خود عمل کرده و تاسیسات هسته‌ای‌اش را از کار بیندازد.

از منظر ایران، این ترتیبات غیرقابل‌قبول است. در آغاز، مطالبات آمریکا با موازنه قوا سازگار نیست؛ موازنه‌ای که از زمان شروع جنگ به‌طور قاطع به سود ایران تغییر کرد. ایالات متحده ایران را شکست نداده، بنابراین نمی‌تواند شروط پیروزمندانه دیکته کند یا انتظار تسلیم کامل ایران را داشته باشد. ایران هم جنگ را نبرده، اما به‌حق خواهان توافق نهایی‌ است که بازتاب‌دهنده موقعیت چانه‌زنی قوی‌ترش باشد؛ از همین رو تهران امروز دو اهرم قدرتمند دارد: برنامه هسته‌ای و کنترل تنگه هرمز.

اگر مذاکره‌کنندگان آمریکایی نتوانستند پیش از جنگ در ژنو به اهداف حداکثری خود برسند، عجیب نیست که همان شروط امروز غیرقابل‌قبول باشند. از منظری دیگر انتظارات غیرواقع‌بینانه آمریکا تنها مشکل پیش رو نیست. مقام‌های رسمی ایران نمی‌توانند مطالبات آمریکا را بپذیرند، زیرا این مطالبات تنها با تهدیدهای قهری همراه‌اند و فاقد تضمین‌های معتبری هستند که به تهران اطمینان دهند آمریکا با حسن‌نیت مذاکره می‌کند و به سهم خود در هر توافقی پایبند خواهد ماند.

پس از آنکه دولت ترامپ بارها همتایان ایرانی را غافلگیر و چندین دور مذاکره را با حملات نظامی برهم زد، حرف ترامپ نزد رهبران ایران ارزشی اندک دارد. تهران حق دارد بیم داشته باشد که پس از آنکه تنگه هرمز را باز کرد و ذخیره هسته‌ای خود را تحویل داد، ایالات متحده به تعهدات خودش عمل نکرده یا بدتر از آن، حملات نظامی را از سربگیرد.

برای رسیدن به توافق، ترامپ باید بی‌اعتمادی‌ای را که اقدامات آمریکا ایجاد کرده، ترمیم کند یا دست‌کم آن را در محاسباتش لحاظ کند. این کار مستلزم ارائه امتیازهای پرهزینه توسط آمریکا خواهد بود تا ایران را قانع کند که توافق با ایالات متحده، منطقه را امن‌تر می‌کند نه ناامن‌تر. این امتیازات می‌توانند شامل پیش‌پرداخت پیشنهادی به ایران باشد؛ مثلا به برداشتن فوری محاصره آمریکا یا آزادسازی دارایی‌های ایران در بانک‌های خارجی در ازای بازگشایی هرمز. ایالات متحده همچنین می‌تواند در صورت موافقت تهران با تسلیم اورانیوم با غنای بالایش، کاهش محدود تحریم‌ها را از پیش پیشنهاد کند.

چالش شاهین‌های جنگ‌طلب

هر توافقی که دربردارنده امتیازدهی آمریکا باشد، بی‌تردید با مخالفت شدید سرسخت‌ترین حامیان جنگ در واشنگتن روبه‌رو خواهد شد؛ کسانی که همچنان شروطی غیرواقع‌بینانه و افراطی را مطالبه می‌کنند. با این حال، چنین توافقی عملا دست‌نیافتنی است و اگر ترامپ به‌دنبال خواست تندروها مصالحه را رد کند، باید با گزینه‌های باقی‌مانده‌اش روبه‌رو شود؛ گزینه‌هایی که هر یک خطرهایی به دنبال دارند، از فاجعه اقتصادی گرفته تا آسیب حیثیتی و سیاسی.

یکی از گزینه‌های بد این است که محاصره دریایی آمریکا ادامه یابد، به این امید که در نهایت ایران به پذیرش امتیازهای سنگین‌تر وادار شود. اما تحقق چنین خواسته‌ای دور از ذهن است و حتی ممکن است در گذر زمان اهرم فشار آمریکا را تضعیف کند. شش هفته محاصره، هرچند به ایران فشار اقتصادی وارد کرده، اما نتوانسته موضع چانه‌زنی تهران را به‌طور محسوس تغییر دهد.

با وجود کاهش درآمدهای نفتی، ایران هنوز به نوعی فروپاشی اقتصادی که ترامپ تصور می‌کرد یا می‌توانست این کشور را به تسلیم وادارد نزدیک نشده؛ به‌ویژه با توجه به اینکه تهران این درگیری را یک مساله وجودی می‌داند. هرچند ایران می‌تواند از بن‌بست فعلی عبور کند، هزینه‌های بن‌بست نامحدود بر سر هرمز برای ایالات متحده و اقتصاد جهانی ممکن است به‌زودی به‌شدت افزایش یابد.

طبق گزارش آژانس بین‌المللی انرژی، ذخایر جهانی نفت که تاکنون از افزایش قیمت‌ها جلوگیری کرده‌اند، با سرعتی بی‌سابقه در حال کاهش هستند و بازارهای جهانی بیش از یک میلیارد بشکه از تولید نفت خلیج فارس را از دست داده‌اند. کارشناسان صنعت هشدار می‌دهند که اگر تنگه هرمز پس از ماه ژوئن بسته بماند، ذخایر جهانی نفت به سطوح بسیار بحرانی سقوط خواهد کرد و بازارها برای حفظ سیستم انرژی، قیمت‌ها را به‌سرعت افزایش خواهند داد و اقتصاد جهانی را فلج خواهند کرد. اگر اقتصاد آمریکا تا تابستان ناآرامی بیشتری نشان دهد، اعتبار ترامپ در کنار قدرت چانه زنی اش به‌سرعت کاهش خواهد یافت.

تنش نظامی گزینه‌ای ناخواسته دیگر است. ترامپ ممکن است امیدوار باشد که حملات هوایی به زیرساخت‌های انرژی ایران یا مجموعه‌ای از یورش‌های نیروهای ویژه بتواند تهران را به تسلیم وادارد، اما تحقق این گزینه دور از ذهن است. برای مثال، حملات به شبکه برق یا تاسیسات نفتی ایران، منجر به حملات تلافی‌جویانه ایران خواهد شد، گزینه‌ای که تولید نفت منطقه را متاثر کرده، موجب افزایش بی‌سابقه بهای نفت و پایان حیات سیاسی ترامپ خواهد شد.

در همین حال، عملیات زمینی در داخل ایران نیز می‌تواند منجر به تلفات بالای نیروهای آمریکایی شود و با توجه به دشواری عملیات در داخل ایران که هنوز از نظر نظامی توانمند است، احتمال شکست بالا است. در نهایت، نگرانی از ذخایر نظامی به‌شدت کاهش‌یافته آمریکا وجود دارد. یک کارزار نظامی جدید تنها پرسش‌ها درباره آمادگی آمریکا برای عملیات نظامی آینده، از جمله در اقیانوس آرام غربی، که همچنان اولویت آشکار پنتاگون است، را برجسته خواهد کرد.

این واقعیت که ترامپ تاکنون از ازسرگیری تمام‌عیار جنگ تا حد زیادی اجتناب کرده، نشان می‌دهد که او و مشاورانش، همراه با رهبران کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، ریسک بالا و بازدهی کم مورد انتظار را درک می‌کنند.

هنر «بله» گفتن

در مقایسه با گزینه‌های نامطلوب، یک توافق محدود که شامل ارائه برخی امتیازات واقعی از سوی آمریکا در ازای سازش‌های به‌همان اندازه مهم از سوی ایران باشد، بسیار قابل‌تحمل‌تر است. یک راه خروج عملی دارای چندین ویژگی خواهد بود: شرایط آن باید به ایران اجازه دهد تا درجه‌ای از بازدارندگی را که در طول جنگ به دست آورده حفظ کند؛ باید به‌گونه‌ای ساختار یابد که امنیت، منافع اقتصادی و دیپلماتیک ایران که بهتر از وضعیت فعلی است، تضمین شود؛ و می‌بایست در برابر تلاش‌های آمریکا یا اسرائیل برای زیر پا گذاشتن توافق یا تغییر آن در آینده، محافظ ایران باشد.

برای رسیدن به این نوع توافق، دولت ترامپ باید خواسته‌های خود از ایران متعادل کند. برای مثال، اگر واشنگتن از تهران بخواهد که به بازگشایی تنگه هرمز و عدم دریافت عوارض متعهد شود، باید فورا به محاصره دریایی پایان دهد. در ارتباط با برنامه هسته‌ای ایران نیز ایالات متحده باید تضمین‌های لازم را در اختیار تهران بگذارد. برای مثال، اگر ایران با توقف طولانی‌مدت غنی‌سازی هسته‌ای موافقت کند، می‌بایست کاهش تدریجی اما فوری تحریم‌ها را در برابر دریافت نماید.

برای اطمینان دادن به ایران در مورد امنیتش در برابر حملات ادعایی آینده در صورت پایبندی به توافق، واشنگتن همچنین باید در مورد قابلیت‌های موشکی و اورانیوم با غنای بالای ایران، امتیازاتی بدهد. ایران باید اجازه داشته باشد زرادخانه متعارف موشکی و زیرساخت‌های خود را بدون محدودیت حفظ کند، به دو دلیل.

محروم کردن اجباری ایران از موشک‌هایش گزینه‌ای واقع‌بینانه نیست؛ طبق گزارش سازمان اطلاعات آمریکا، حدود ۷۰ درصد از ذخایر و پرتابگرهای موشکی ایران از جنگ جان سالم به در برده‌اند و ایران می‌تواند به‌سرعت با کمک روسیه و چین زرادخانه‌اش را بازسازی کند. باقی گذاشتن توانایی‌های اصلی ایران، سیگنال قوی ارسال خواهد کرد که ایالات متحده قصد ندارد دوباره به ایران حمله کند. موشک‌ها قابلیت تنبیه نقض هر توافقی را به ایران می‌دهند.

فارن افرز در بخش دیگری از این یادداشت آورد: مساله اورانیوم با غنای بالای ایران پیچیده‌تر است، اما بستر برای ارائه تضمین‌های معتبر وجود دارد. به‌جای صادرات ذخیره ایران به ایالات متحده، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی می‌تواند مسئولیت خنثی سازی مواد غنی‌شده را بر عهده بگیرد، بخشی از آن را در محل رقیق کند و بقیه را خارج از ایران نگهداری نماید. در این میان ضمانت‌نامه‌ای مبنی بر اینکه ایران در صورت مواجهه با تجاوز آمریکا یا اسرائیل در آینده، حق دسترسی به این مواد را خواهد داشت، قادر است به‌عنوان تضمین امنیتی عمل کند.

ترامپ همچنین باید به تهران اطمینان دهد که می‌تواند اسرائیل را از حمله به ایران در آینده بازدارد. با توجه به نقش حیاتی که به نظر می‌رسد بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در تشویق ترامپ برای حمله به ایران ایفا کرده، این وظیفه دشوار است. نیروهای نظامی اسرائیل برای دفاع موشکی و سایر سیستم‌های حیاتی به شدت به ایالات متحده متکی‌اند، به این معنی که اسرائیل بدون حمایت ایالات متحده قدرت نظامی برای جنگ با ایران را ندارد. برای رفع تردیدهای ایران در مورد تمایل ایالات متحده برای مهار اسرائیل، واشنگتن ممکن است با محدود کردن فروش نظامی و خودداری از حمایت نظامی از اسرائیل در صورت اقدام تهاجمی این بازیگر در آینده، موافقت کند. همچنین واشنگتن می‌تواند به ایران اجازه دهد در صورت حمله ایالات متحده یا اسرائیل به خاک خود، از تنگه عوارض دریافت کند.

این نوع توافق برای بسیاری از مقامات آمریکایی که عادت دارند فقط توافق‌های مطلوب را با محدودیت‌های کم بر اقدامات ایالات متحده بپذیرند، ناخوشایند خواهد بود. اما پس از شروع یک جنگ نسنجیده و بدون استراتژی خروج، این کم‌خطرترین – و تنها گزینه عملی – ترامپ برای متوقف کردن درد ناشی از زخمی است که در دوره دوم ریاست جمهوری‌اش به زخمی چرکین تبدیل شده است.

توافقی که تنگه هرمز را بازگشایی کند و در ازای تضمین امنیت و بهبود اقتصادی، برخی امتیازات هسته‌ای ایران را به دست آورد، برای ایالات متحده هزینه خواهد داشت. اما اگر با موفقیت انجام شود، چنین توافقی می‌تواند پایه و اساس خاورمیانه‌‌ای باثبات‌تر را با دخالت کمتر ایالات متحده در درازمدت بنا کند.

منبع: تجارت نیوز

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

1290177

سازمان آگهی های پُرسون