به گزارش سایت خبری پُرسون، علیرضا لرک- مدیر فروش شرکت طراحی سایت رایان در یادداشتی نوشت: ۶5 روز است که اینترنت، این شاهرگ حیاتی کسبوکارهای دیجیتال، یا قطع است یا به زحمت نفس میکشد. برای خیلیها شاید این فقط یک خبر باشد، یک تیتر کوتاه در میان انبوهی از اخبار؛ اما برای ما که در دل این فضا کار میکنیم، هر روزش یک بحران واقعی است، یک فرسایش بیصداست که در پی آن تعطیلی و تعدیل و بیکاری به همراه دارد.
ما طراح سایت هستم. شغلمان همیشه با «آنلاین بودن» معنا داشته؛ با دسترسی، با سرعت، با ارتباط. اما این ۶5 روز، هر سه از ما گرفته شده است.
اولین ضربه، اعتماد مشتریان بود. مشتریای که برایش سایت طراحی کردهای، انتظار دارد سایتش بالا باشد، در دسترس باشد، کار کند. اما وقتی دسترسی به سرورهای خارجی مختل میشود، وقتی DNSها پاسخ نمیدهند، وقتی حتی یک آپدیت ساده وردپرس تبدیل به یک پروژه چندساعته میشود، توضیح دادن این شرایط به مشتریای که فقط نتیجه را میبیند، تقریباً غیرممکن است. او نمیپرسد «اینترنت ملی است یا نه؟»، میپرسد: «چرا سایت من باز نمیشود؟»
و اینجاست که تو میمانی و یک پاسخ تکراری که دیگر حتی برای خودت هم قانعکننده نیست: «اختلال سراسریه...»
مشکل فقط قطعی نیست؛ بیثباتی است. اینترنتی که یک ساعت هست و دو ساعت نیست، بدتر از اینترنتی است که کلاً قطع باشد. برنامهریزی را از تو میگیرد. پروژهای که باید در سه روز تحویل میدادی، یک هفته طول میکشد، نه بهخاطر پیچیدگی کار، بلکه بهخاطر جنگیدن با یک زیرساخت ناپایدار.
از طرف دیگر، ابزارهایی که به آنها وابستهای، یکییکی از دسترس خارج میشوند. از سرویسهای CDN گرفته تا گیتهاب، از APIهای خارجی تا حتی سادهترین کتابخانههایی که از خارج لود میشوند. هر پروژه تبدیل میشود به یک دور زدن جدید، یک راهحل موقت، یک وصله دیگر بر یک سیستم که هر روز بیشتر از قبل فرسوده میشود.
اما شاید سختترین بخش ماجرا، فشار روانی آن باشد. اینکه هر روز با استرس بیدار شوی که «امروز اینترنت چطور است؟»
اینکه قبل از شروع کار، اول VPN را چک کنی، بعد سرورها را، بعد وضعیت شبکه را و یا اینکه منتظر پیامک فعال شدن اینترنت پرویی باشی که با قیمت آنچنانی قرار است به تو تعلق گیرد، آن هم با حجم محدود!
اینکه بیشتر وقتت بهجای طراحی و خلاقیت، صرف «وصل شدن» شود.
ما قرار بود بسازیم، خلق کنیم، رشد دهیم. اما حالا بیشتر شبیه تعمیرکارانی هستیم که مدام در حال نگه داشتن یک سیستم نیمهجان هستند.
در این میان، مشتریان هم قربانیاند. کسبوکارهایی که به امید حضور در فضای آنلاین سرمایهگذاری کردهاند، حالا با سایتی مواجهاند که یا دیده نمیشود یا درست کار نمیکند و در نهایت، این چرخه معیوب، هم ما را فرسوده میکند و هم آنها را بیاعتماد.
۶5 روز شاید روی کاغذ عدد بزرگی نباشد، اما برای ما، ۶5 روز عقبماندگی است، ۶5 روز از دست دادن فرصت، ۶5 روز تلاش برای بقا بهجای پیشرفت.
این فقط یک اختلال نیست؛ این وقفهای است در مسیر یک نسل از کسبوکارها که قرار بود آینده اقتصاد را بسازند و سوالی که هر روز بیشتر تکرار میشود این است:در شرایطی که «اتصال» دیگر بدیهی نیست، آیا هنوز میتوان به «دیجیتال بودن» امیدوار ماند؟
منبع: پُرسون