به گزارش سایت خبری پُرسون، زهرا شیخ باقری، دانشجوی دکتری مدیریت رسانه و فعال رسانه در یادداشتی نوشت: انسان از لحظه تولد، پیوندی ناگسستنی با سرزمینی پیدا میکند که در آن رشد مییابد. این پیوند تنها به مرزهای جغرافیایی محدود نمیشود، بلکه با خاطرهها، هویت فرهنگی، زبان، باورها و تاریخ یک ملت گره خورده است. شاید به همین دلیل است که در ادبیات و فرهنگ ملتها، وطن را به مادر تشبیه میکنند؛ مادری که انسان در دامان او پرورش یافته و بخش مهمی از هویت خود را از او گرفته است.
دوست داشتن وطن، احساسی تحمیلی یا صرفاً سیاسی نیست؛ بلکه ریشه در فطرت انسان دارد. انسان به طور طبیعی نسبت به جایی که در آن متولد شده، زندگی کرده و خاطره ساخته است، احساس تعلق پیدا میکند. از همین رو، دفاع از سرزمین و پاسداری از آن نیز در طول تاریخ به عنوان وظیفهای اخلاقی و انسانی تلقی شده است.
در آموزههای دینی نیز این پیوند مورد توجه قرار گرفته است. قرآن کریم با نکوهش کسانی که مردم را از سرزمین خود بیرون میرانند، به حق طبیعی انسان برای زندگی در وطن اشاره میکند. در آیات مختلف، اخراج انسانها از خانه و دیارشان به عنوان ظلمی بزرگ مطرح شده و از کسانی که از سرزمین خود رانده شدهاند، دفاع شده است. این نگاه نشان میدهد که حفظ سرزمین و حق زیستن در آن، از جمله حقوق مهم انسانی به شمار میآید.
همچنین در برخی آیات، مبارزه برای بازپسگیری خانه و سرزمین از دست متجاوزان، در شمار جهاد در راه خدا قرار گرفته است. این بیان قرآنی نشان میدهد که دفاع از وطن تنها یک واکنش طبیعی نیست، بلکه در منظومه ارزشی دین نیز جایگاه مهمی دارد.
در سنت اسلامی و روایات نیز موضوع دفاع از خانه و سرزمین مورد تأکید قرار گرفته است. از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که خداوند از کسی که مورد هجوم قرار گیرد و از خود دفاع نکند، ناخشنود است. چنین روایتی در حقیقت بیانگر این نکته است که بیتفاوتی در برابر تجاوز و تعدی به خانه و سرزمین، با روح مسئولیتپذیری انسانی سازگار نیست.
از سوی دیگر، در کلام امیرالمؤمنین علی(ع) نیز میتوان نشانههایی از همین نگاه را مشاهده کرد. آن حضرت در سخنی حکیمانه، علاقه انسان به مادر را امری طبیعی دانسته و آن را نکوهشناپذیر معرفی میکند. همین منطق درباره وطن نیز صدق میکند؛ زیرا انسان در دامان همان سرزمینی رشد کرده که زندگی و هویت او را شکل داده است. بنابراین دلبستگی به وطن، واکنشی طبیعی و قابل فهم است.
تاریخ ملتها نیز نشان میدهد که هرگاه سرزمینشان در معرض تهدید قرار گرفته، مردم با احساس مسئولیت و همبستگی از آن دفاع کردهاند. ملت ایران نیز در بزنگاههای حساس تاریخی بارها این حقیقت را به نمایش گذاشته است. از دورانهای سخت گرفته تا سالهای دفاع مقدس، مردم نشان دادهاند که در کنار همه اختلاف سلیقهها و دیدگاهها، در مسئله حفظ سرزمین و استقلال کشور متحد میشوند.
در سالهای جنگ تحمیلی، این همبستگی تنها در میدان نبرد خلاصه نمیشد. بسیاری از مردم در پشت جبههها نقشهایی ایفا کردند که اهمیت آن کمتر از حضور در خط مقدم نبود؛ از حمایتهای فرهنگی و روحیهبخش گرفته تا پایداری مردم شهرهایی که زیر آتش دشمن قرار داشتند و با وجود خطر، خانه و شهر خود را ترک نکردند.
چنین تجربههایی نشان میدهد که مفهوم وطن برای بسیاری از مردم، چیزی فراتر از یک محدوده جغرافیایی است. وطن بخشی از هویت جمعی یک ملت است؛ جایی که تاریخ، فرهنگ و خاطرههای مشترک در آن شکل گرفتهاند. به همین دلیل، دفاع از آن نیز صرفاً یک وظیفه سیاسی نیست، بلکه پاسداری از هویت و آینده یک جامعه محسوب میشود.
از این منظر، علاقه به وطن نه تنها امری طبیعی است، بلکه میتواند انگیزهای برای مسئولیتپذیری بیشتر در قبال سرزمین و جامعه باشد. مردمی که سرزمین خود را همچون خانه و مادر خویش میدانند، در برابر تهدیدها نیز با عزم و همبستگی بیشتری ایستادگی میکنند؛ زیرا میدانند پاسداری از وطن در حقیقت پاسداری از زندگی، هویت و آینده خودشان است.
منبع: اندیشه معاصر