به گزارش سایت خبری پُرسون، زهرا شیخ باقری، دانشجوی دکتری مدیریت رسانه و فعال رسانه، در یادداشتی اقدام اتحادیه اروپا در قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست گروههای تروریستی را تصمیمی سیاسی، جانبدارانه و مغایر با حقوق بینالملل دانسته است.
او با اشاره به نقش قانونی و میدانی سپاه در مقابله با تروریسم و تأمین امنیت منطقه، این اقدام را نشانه استانداردهای دوگانه غرب و بخشی از پروژه ایرانهراسی و تضعیف مقاومت ارزیابی میکند
زهرا شیخ باقری نوشت:
.اقدام اخیر اتحادیه اروپا در قرار دادن نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست گروههای موسوم به تروریستی، بیش از آنکه یک تصمیم حقوقی یا مبتنی بر واقعیتهای میدانی باشد، نشاندهنده یک رویکرد کاملاً سیاسی، جانبدارانه و متأثر از فشارهای بیرونی است. این تصمیم نهتنها با اصول حقوق بینالملل و قواعد شناختهشده روابط میان دولتها در تضاد قرار دارد، بلکه بیانگر استمرار سیاستهای دوگانه غرب در تعریف مفاهیمی همچون تروریسم، امنیت و حقوق بشر است.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نهادی رسمی، قانونی و برخاسته از متن قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است که مأموریت اصلی آن دفاع از استقلال، تمامیت ارضی و امنیت ملی کشور است. اطلاق عنوان «تروریستی» به چنین نهادی، عملاً به معنای نادیده گرفتن جایگاه حقوقی یک نیروی نظامی رسمی و زیر سؤال بردن اصل حاکمیت ملی کشورهاست؛ اقدامی که اگر به رویهای فراگیر تبدیل شود، میتواند نظم بینالمللی را با چالشهای جدی مواجه کند.
واقعیت میدانی منطقه غرب آسیا بهروشنی نشان میدهد که فلسفه وجودی و عملکرد عملیاتی سپاه پاسداران بر پایه مبارزه با تروریسم سازمانیافته و جلوگیری از گسترش ناامنی شکل گرفته است. نقش تعیینکننده این نهاد در مقابله با گروههای تکفیری بهویژه داعش در عراق و سوریه، حقیقتی انکارناپذیر است که حتی بسیاری از تحلیلگران غربی نیز به آن اذعان کردهاند. اگر امروز پایتختهای منطقه از سیطره گروههای تروریستی خارج شدهاند، بخش مهمی از این دستاورد مرهون حضور و فداکاری نیروهای مقاومت و در رأس آنها سپاه پاسداران است.
تناقض آشکار در رفتار اتحادیه اروپا زمانی برجستهتر میشود که همزمان با این اقدام، نسبت به اقدامات رژیم صهیونیستی در سرزمینهای اشغالی سکوت اختیار میکند یا حتی از آن حمایت سیاسی و تسلیحاتی به عمل میآورد. رژیمی که کارنامه آن مملو از کشتار غیرنظامیان، تخریب زیرساختها و نقض گسترده حقوق بشر است، از سوی مدعیان مبارزه با تروریسم مورد بازخواست جدی قرار نمیگیرد، اما نهادی که در خط مقدم مقابله با تروریسم بوده، هدف تحریم و برچسبزنی قرار میگیرد.
این رویکرد دوگانه نشان میدهد که مفهوم تروریسم در ادبیات سیاسی غرب، بیش از آنکه یک تعریف حقوقی و بیطرفانه باشد، ابزاری برای اعمال فشار بر بازیگران مستقل و مخالف سیاستهای سلطهجویانه است. بر همین اساس، تصمیم اتحادیه اروپا را باید بخشی از پروژه گستردهتر ایرانهراسی و مقاومتهراسی دانست؛ پروژهای که هدف آن تضعیف توان بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران و برهم زدن موازنه قدرت به نفع جریانهای بیثباتکننده منطقه است.
سپاه پاسداران علاوه بر نقشآفرینی در حوزه امنیتی و دفاعی، در عرصههای سازندگی، امدادرسانی و مدیریت بحران نیز حضوری مؤثر و ملموس داشته است. از مقابله با بلایای طبیعی گرفته تا مشارکت در پروژههای زیربنایی، این نهاد همواره در کنار مردم و برای مردم عمل کرده است. نادیده گرفتن این کارنامه گسترده، نشاندهنده بیاعتنایی عامدانه به واقعیتهای عینی است.
از منظر حقوق بینالملل، اقدام اتحادیه اروپا یک بدعت خطرناک به شمار میرود؛ چرا که قرار دادن نیروی نظامی رسمی یک کشور در فهرست گروههای تروریستی، مرز میان کنشگر دولتی و غیردولتی را مخدوش میکند و زمینهساز هرجومرج حقوقی در سطح جهانی میشود. چنین مسیری نه به تأمین امنیت کمک میکند و نه به کاهش تنشها، بلکه بر دامنه بیاعتمادی و تقابل میافزاید.
ملت ایران در طول دهههای گذشته نشان داده است که در برابر فشار و تهدید، مسیر استقلال و مقاومت را با صلابت ادامه میدهد. سپاه پاسداران نیز بهعنوان بخشی جداییناپذیر از ساختار دفاعی کشور، مأموریت خود در صیانت از امنیت ملی و مقابله با تهدیدات را با قدرت دنبال خواهد کرد.
در نهایت، انتظار میرود نخبگان، رسانههای مستقل و افکار عمومی جهان با نگاهی واقعبینانهتر به تحولات منطقه بنگرند و اجازه ندهند حقیقت قربانی فضاسازیهای سیاسی شود. تاریخ بهروشنی قضاوت خواهد کرد که کدام جریان در جبهه مبارزه با تروریسم ایستاده و کدامیک با استانداردهای دوگانه، به تداوم ناامنی و بیثباتی دامن زده است
منبع: اندیشه معاصر