به گزارش سایت خبری پُرسون، از بناب؛ بهمناسبت روز جوان، مراسم گوناگونی از سوی نهادها و دستگاههای مختلف برگزار شد؛ اما در میان پیامهای تبریک و برنامههای جشن، مسئله بیکاری و مشکلات معیشتی جوانان همچنان بیپاسخ باقی مانده است.
کارشناسان اجتماعی معتقدند برگزاری اینگونه جشنها اگر بدون برنامهریزی برای حل ریشهای مشکلات اشتغال باشد، بیشتر جنبه نمادین داشته و در حالی که نرخ بیکاری در میان جوانان به یکی از دغدغههای جدی جامعه تبدیل شده است، برخی نهادها با برگزاری مراسم و جشنهایی به نام “روز جوان”، ظاهراً میکوشند چهرهای امیدبخش از وضعیت موجود ارائه دهند.
اما واقعیت تلخ این است که هزاران جوان تحصیلکرده هنوز در تأثیر چندانی بر بهبود وضعیت جوانان ندارد.
بر اساس آمارهای رسمی، بخش قابلتوجهی از جمعیت جوان کشور با چالش بیکاری و نبود فرصتهای شغلی پایدار روبهرو هستند. در چنین شرایطی،…
جستوجوی شغل مناسب سرگردانند و بسیاری از آنان ناچار به مهاجرت یا اشتغال در حوزههایی خارج از تخصص خود شدهاند.
مراسم روز جوان برگزار شد؛ اما بیکاری همچنان دغدغه اصلی نسل جوان
در این مراسم از دستاوردهای جوانان در زمینههای فرهنگی و ورزشی تجلیل شد، اما کارشناسان اجتماعی معتقدند که پرداختن به مشکلات اساسی، از جمله اشتغال، مسکن و امنیت شغلی جوانان، باید در اولویت سیاستگذاریها قرار گیرد.
منتقدان بر این باورند که برگزاری چنین برنامههایی بدون ارائه راهکارهای عملی برای اشتغال و حمایت از نسل جوان، بیش از آنکه پیام امید داشته باشد، نوعی بیتوجهی به مشکلات واقعی آنان است.
آیا بهتر نیست بهجای نمایشهای نمادین، بودجهها و انرژیها صرف ایجاد فرصتهای شغلی و حمایت از ایدههای جوانان شود؟
به گفته منتقدان، بزرگداشت روز جوان زمانی معنا پیدا میکند که در کنار مراسم نمادین، برنامههای عملی برای بهبود شرایط زندگی و تحقق مطالبات این قشر ارائه شود.
جشن برای جوانان بیکار؟ تناقضی تلخ در روز جوان
در حالی که آمار بیکاری در میان جوانان هر روز نگرانکنندهتر میشود، مسئولان با برگزاری مراسم و جشنهایی به نام “روز جوان” سعی دارند چهرهای امیدوارانه از وضعیت موجود نشان دهند. اما این نمایشهای پرزرقوبرق، واقعیت را پنهان نمیکند: جوانانِ خستهای که سالها درس خواندهاند و هنوز کاری برای آغاز زندگی ندارند.
آیا وقت آن نرسیده که به جای هزینهکردن برای تریبونها و تشریفات، بودجهها صرف حمایت از کارآفرینی، اشتغال پایدار و رفع موانع پیشروی نسل جوان شود؟
جوان ایرانی نیاز به لبخند مقطعی ندارد، بلکه به امید واقعی، حمایت عملی و آیندهای روشن نیازمند است.
در این برنامهها از تعدادی از جوانان فعال در عرصههای فرهنگی و ورزشی تقدیر به عمل آمد، اما کارشناسان معتقدند که پرداختن صرف به مراسم و تجلیلهای نمادین، نمیتواند پاسخگوی نیازها و دغدغههای واقعی نسل جوان باشد.
منتقدان بر این باورند که برگزاری چنین مراسمی در حالی که بسیاری از جوانان تحصیلکرده در جستوجوی شغل و فرصت برابر هستند، بیشتر به نمایشهای شعاری شباهت دارد تا اقدامی در جهت حل مسائل اساسی این قشر.
به اعتقاد آنان، توسعه فرصتهای شغلی، حمایت از ایدههای نوآورانه، ثبات اقتصادی و فراهم کردن زمینههای مشارکت واقعی جوانان باید به اولویت نخست برنامهریزیهای دولت و نهادهای مسئول تبدیل شود.
جوانان به امید و انگیزه نیاز دارند، اما این امید با شعار و جشنهای نمادین ایجاد نمیشود؛ بلکه با اقدام عملی، برنامهریزی دقیق و اراده جدی برای رفع مشکلات شکل میگیرد.
روز جوان در تقاطع آرمانها و واقعیتها؛ تجلیل رسمی در برابر بحران بیکاری و مهاجرت نخبگان
مراسم و نشستهای متعددی با حضور مقامات رسمی برگزار شد تا از پتانسیلها و دستاوردهای این قشر تجلیل به عمل آید. با این حال، این فضای تجلیلآمیز به شکلی ناگزیر با آمارهای نگرانکننده از وضعیت اشتغال جوانان در تضاد قرار گرفته است. در حالی که مسئولان بر نقش محوری جوانان در آینده کشور تأکید میکنند، بخش بزرگی از این جمعیت فعال با چالشهای جدی اقتصادی دست و پنجه نرم میکنند.
آمار و واقعیت؛ سنگینی بار بیکاری بر دوش تحصیلکردگان
بررسیهای میدانی و گزارشهای اقتصادی نشان میدهد که نرخ بیکاری در میان جوانان تحصیلکرده همچنان در سطوح بالا باقی مانده است. هزاران نفر از فارغالتحصیلان دانشگاهی، به دلیل فقدان فرصتهای شغلی مرتبط با رشته تحصیلی خود، مجبور به پذیرش مشاغل غیرتخصصی و موقت شدهاند که این امر نه تنها منجر به هدر رفت سرمایههای انسانی کشور شده، بلکه رضایت شغلی و انگیزه عمومی را نیز کاهش داده است.
یکی از مهمترین پیامدهای این وضعیت، پدیده «فرار مغزها» است. بسیاری از جوانان مستعد و نوآور، با مشاهده فقدان چشمانداز شغلی مناسب در داخل، مهاجرت را به عنوان تنها راه برای دستیابی به استانداردهای زندگی و حرفهای مطلوب خود انتخاب میکنند. این خروج سرمایه انسانی، ضربهای سنگین به زیرساختهای توسعه بلندمدت کشور وارد میآورد.
نقد رویکرد نمادین در مقابل نیازهای عملی
در حالی که جشنها و سخنرانیها به خوبی برگزار میشوند، منتقدان معتقدند که تمرکز اصلی باید از «تجلیل کلامی» به «تسهیل عملی» تغییر یابد. هزینهکرد منابع قابل توجه برای برگزاری مراسمهای بزرگ، در شرایطی که بسیاری از جوانان برای شروع یک کسبوکار کوچک نیازمند حمایتهای مالی اندک یا رفع موانع بوروکراتیک هستند، رویکردی غیرمنطقی تلقی میشود.
احترام واقعی به جوانان نیازمند سیاستهای ساختاری است: کاهش بروکراسی اداری، ارائه وامهای هدفمند کارآفرینی، تسهیل فرآیند جذب در بخش خصوصی و دولتی بر مبنای شایستهسالاری، و اطمینان از ثبات اقتصادی که سرمایهگذاری بلندمدت را ممکن سازد.
اولویت با ایجاد زیست شایسته
به نظر میرسد که فاصله معناداری بین تصویر مطلوب مقامات از نسل جوان و واقعیت معیشتی این قشر وجود دارد. روز جوان باید تبدیل به فرصتی برای تعهد مجدد به ایجاد «زیست شایسته» برای جوانان ایرانی شود؛ زیستی که در آن تخصص فردی به هدر نرود و تلاش برای ساختن آینده، با امید به حمایت ساختاری همراه باشد. تا زمانی که این موانع ساختاری برطرف نشوند، هرگونه جشن و تجلیل، بیش از آنکه تسکینی باشد، یادآور تضادهای حلنشده باقی خواهد ماند.
روز جوان؛ تجلیل رسمی در سایه بیعملی مسئولان و بحران بیکاری
تضاد میان ویترین جشن و واقعیت معیشت
همزمان با فرارسیدن روز جوان، دستگاههای اجرایی و نهادهای متولی فرهنگی، با صرف هزینههای قابل توجه، اقدام به برگزاری همایشها و مراسم باشکوهی نمودهاند که هدف ظاهری آن، تکریم و تجلیل از سرمایههای انسانی کشور است. اما این نمایشهای رسمی، در تضاد آشکار با آمارهای روزافزون بیکاری و معضل مهاجرت تحصیلی و شغلی جوانان قرار دارد. این شکاف، سؤال اساسی را در اذهان عمومی شکل میدهد: اولویت واقعی برنامهریزان کجاست؟
مسئولانی که به جای حل مسئله، بر تبلیغات متمرکز شدهاند
برگزاری همایشهای پرهزینه روز جوان، اغلب به ابزاری برای نمایش کارآمدی و دستاوردهای مقطعی مسئولان تبدیل شده است. منتقدان تأکید دارند که این رویکرد، یک الگوی رفتاری معیوب در مدیریت را بازتاب میدهد؛ رویکردی که در آن، هزینه تبلیغات و مدیریت تصویر بر هزینه اجرایی و زیرساختی ارجحیت دارد. تخصیص بودجههای هنگفت برای فضاسازی رسانهای و میزبانی مراسم، در مقایسه با ناتوانی در فعالسازی واحدهای تولیدی راکد یا تسهیل مسیر کارآفرینی برای جوانان، نشاندهنده اولویتبندی اشتباه است.
مسئولانی که برگزاری این مراسمها را در دستور کار قرار میدهند، باید پاسخگو باشند که چرا منابع محدود کشور صرف فعالیتهایی میشود که تأثیر ملموسی بر کاهش دغدغههای اصلی جوانان، یعنی اشتغال پایدار، مسکن و تضمین آینده، ندارد.
بحران بیکاری و هزینههای نادیده گرفتن تخصص
واقعیت این است که جوانان امروز نه به دنبال تقدیرنامه، بلکه به دنبال فرصت شغلی هستند که بتواند کرامت انسانی و تحصیلات آنها را پاسخگو باشد. ادامه این روند که منجر به انباشت فارغالتحصیلان جویای کار شده، نه تنها یک بحران اقتصادی، بلکه یک زنگ خطر اجتماعی است. فشاری که بر دوش خانوادهها و خود جوانان برای تأمین معیشت وارد میشود، به مراتب سنگینتر از هر تقدیرنامهای است که در یک سالن کنفرانس اهدا میشود.
به جای برگزاری نشستهایی که نتیجه آن تنها صدور بیانیههای عمومی است، لازم است مسئولان اجرایی مستقیماً به میدان آمده و فرآیندهای تسهیلگری کسبوکار را آغاز کنند. امید واقعی برای جوانان، نه در سخنرانیهای روز ملی، بلکه در تغییرات ملموس در ساختار اشتغالزایی کشور تعریف میشود.
عملیات به جای کلام
تکریم واقعی جوانان در گرو ایجاد بستری برای شکوفایی توانمندیهای آنهاست. این امر مستلزم تغییر رویکرد فوری مدیران ارشد است؛ رویکردی که در آن، اثربخشی اقدامات بر شکوه مراسم اولویت داشته باشد. آینده کشور بر پایه مشاغل واقعی و اقتصادی پویا بنا میشود، نه بر روی تبلیغات پرهزینه و فصلی.
منبع: پُرسون