به گزارش سایت خبری پُرسون، محمد علی خالق نژاد فعال رسانهای و مطبوعاتی در یادداشتی به تبیین فلسفه آیین یلدا در آستانه دوره زیبای ایرانیان در شب چله پرداخته و آن را نقطه پیوند باورهای ایران باستان و تعالیم اسلامی میداند. او یلدا را نماد زایش نور، صلهرحم، شبزندهداری و برابری انسانها معرفی کرده و با نگاهی تطبیقی، شب یلدا را همسنگ مفاهیمی چون لیالی قدر و مناسک حج در فرهنگ اسلامی تفسیر میکند.
محمد علی خالق نژاد نوشت:
یلدا فخر بزرگ ایرانیان، بلندترین شب سال، شب تولد خورشید، شب زایش مهر، شب دراز عاشقان بیدل، گرامی باد!
"شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد
تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد."
پس از بلندترین شب سال که به بلندا و سیاهی زلف یار میماند، نوزادی در راه است؛ کوتاهترین و کوچکترین روز سال متولد میشود و روز به روز بزرگ و بزرگتر میشود تا آفتاب تموز که بلندترین روز است.
شب در فرهنگ و تمدن ایران و اسلام اجر و قرب خاصی دارد و یلدا بلندترین شبهاست؛ قدرش را بدانیم، که میفرماید:
"شبخیز که عاشقان به شب راز کنند
گرد در و بام دوست پرواز کنند."
یا حق تعالی به رسول خاتم میفرماید:
(یا أیها المزمل، قم اللیل إلا قلیلاً، نصفه أو انقص منه قلیلاً أو زد علیه و رتل القرآن ترتیلاً.)
"ای جامه به خود پیچیده، شب را زندهدار مگر اندکی؛ نیمی از آن، یا اندکی بکاه یا بیفزا، و قرآن را با تأمل و شمرده بخوان."
اگر بناست نیمی از شب به عبادت بگذرد، باز یلدا بزرگترین شبهاست و نزد عاشقان حضرت دوست، درازی شب نیکوست!
اما ایرانیان باستان، پیروان زرتشت، این شب عزیز را احیا و زنده میداشتند تا سپیدهفجر؛ آن را شب زایش مهر و خورشید، شب غلبه نور بر ظلمت و شب پیروزی اهورامزدا بر اهریمن دانستهاند.
آغاز شب را با چلهنشینی، ولیمه و مهمانی جشن میگیرند و صلهرحم میکنند که در فرهنگ اسلامی نیز صلهرحم دومین سفارش حق تعالی بعد از توحید است و موجب ازدیاد طول عمر و برکت عرض عمر است.
پیامبر (ص) فرمود:
(صلوا أرحامکم ولو بالسلام)
با خویشانتان پیوند برقرار کنید هرچند با یک سلام.
و امیر مؤمنان امام علی (ع) فرمود:
(صلوا أرحامکم ولو قطعوکم)
با خویشانتان پیوند برقرار کنید هرچند با شما قطع رابطه کرده باشند.
و قطع رحم (گسستن پیوند با خویشان) بزرگترین گناه پس از شرک میباشد. حق تعالی میفرماید:
(الَّذِینَ یَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِیثَاقِهِ وَیَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن یُوصَلَ وَیُفْسِدُونَ فِی الأَرْضِ أُولَـئِکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ.)
"کسانی که پیمان خدا را پس از بستن آن میشکنند و آنچه را که خدا به پیوستن آن فرمان داده میگسلند و در زمین فساد میکنند، زیانکارانند."
و چه زیبا در فرهنگ ما ایرانیان این تعالیم الهی استوار شده است. یکی از مراسم پیوند با خویشان، شب یلداست؛ بیتکلف گرد هم میآیند و آجیلی و اناری و هندوانهای در کنار هم نوش جان میکنند.
بعد از آن، تا زایش خور و دمیدن نور، تا شکست اهریمن و پیروزی مهر، به نیایش یزدان یکتا میپردازند؛ همان شبزندهداری که ما در لیالی قدر داریم، اگر قدرش را بدانیم!
فردای یلدا را تعطیل میکردند تا شبزندهداران و عابدان و زاهدان و راکعان و ساجدان شب استراحت کنند.
اما فردا روز عجیبی است؛ قرابتی باور نکردنی میان آیین ایران باستان و اسلام، میان روز خور، روز زایش هور، روز مهر و پاکی با مراسم حج ماست. چقدر زیباست؛ انگار این دو جام از یک چشمه پر شده است، یک طعم و یک مزه دارد. هر دو آیین توحیدی است.
فردای یلدا (خور روز)، روز برابری انسانهاست. همگان لباس یکسان و ساده بر تن میکردند؛ حتی پادشاه و امرا و لشگریان نیز چون همگان جامه به تن میکردند. کسی حق نداشت به دیگری دستور دهد یا فرمانی صادر کند. جنگ و جدل و دشنام و خونریزی و کشتن حیوانات و شکار حرام بود و هر بدی کوچکی در روز خور گناهی بزرگ بود.
همان مناسک حج ماست؛ آنگاه که جامه شهرت از تن بدر میکنیم و جامه ساده و یکسان احرام میپوشیم. دیگر شاه و گدا در احرام یکساناند. کسی حق ندارد دستور دهد؛ جنگ و جدال و فسق و فسوق و شکار و گزند رساندن حرام است. حتی نمیتوانی زخمهای یا خراشی بر خویش وارد کنی و بالاتر، نمیتوانی خود را ببینی (در آینه).
آری، یکسانی این مناسک و آیین چه زیباست، چون از یک جاست. من در آیین یکتاپرستان ایران باستان، همان خدایی را میبینم که در همه ادیان توحیدی میبینم و این گواهی است بر ریشه واحد همه ادیان الهی.
پس یلدا را که تولد خورشید و پیروزی مهر بر اهریمن است، گرامی بداریم؛ با پیوند خویشان آغاز و با نیایش یزدان و تلاوت قرآن به صبح رسانیم.
فردا زایش نور است، تولد خور است، میلاد هور است، تجلی مهر است، مرگ ظلمت است، پایان جهل و شکست اهریمن است. فردا عفریت پلیدی و دیو اهریمن بر خود میلرزد، اگر امشب در خانههایمان، در دلهایمان، در اندیشهمان نور را میهمانی کنیم تا با دل و اندیشه روشن با ظلمت شب وداع کنیم؛ اگر بخواهیم، میتوانیم.
منبع: پُرسون