احمدی نژاد با ابراز تعجب از فرصت سوزی ملی در صادرات گاز:

چرا ما باید ملاحظه روسیه را بکنیم، مگر او ملاحظه ما را می کند؟

رئیس دولت نهم و دهم گفت: چرا نباید هم آمریکا و هم روسیه و هم چین ضعیف شوند؟ چه کسی گفته است که اینها باید قوی باشند و چرا ما باید کمک کنیم که این ها قوی باشند؟ اینها چه گلی به سر دیگران زده اند که بخواهند به سر ما بزنند؟
تصویر چرا ما باید ملاحظه روسیه را بکنیم، مگر او ملاحظه ما را می کند؟

به گزارش پرسون، محمود احمدی نژاد عقب نشینی جریان سلطه در برابر حرکت کمالی جوامع انسانی را امری گریز ناپذیر دانست وگفت: پس از فروپاشی شوروی سابق، آمریکا بلادرنگ تروریسم را به عنوان قطب مقابل خود خلق کرد تا به بهانه مبارزه با آن، سلطه اش را بر دنیا حفظ کند. این درحالی است که همه جریانهای تروریستی دنیا، به سازمان اطلاعاتی آمریکا (سیا) وصل هستند.

وی انسجام داخلی در هیات حاکمه آمریکا و سیطره آنها بر مردم این کشور را مستلزم ایجاد و القاء یک جریان خشن بیرونی خواند و افزود: ۵۰ ایالت آمریکا اختلافات عمیقی با یکدیگر دارند که به سختی و با فرض یک دشمن بیرونی به هم سنجاق شده اند. اگر چنین دشمنی وجود خارجی نداشته باشد، این انسجام، دوام خود را از دست خواهد داد. این در حالی است که اقوام مختلف مردم ایران، هفت هزار سال درصلح و صفا در کنار هم زندگی کرده اند و تار و پودشان در هم تنیده شده است.

احمدی نژاد به بیان استمرار رشد ملت ها و تاثیر تعیین کننده آن در نفی نظام مدیریتی سلطه گران جهانی پرداخت و گفت: به رغم سیاست سرکوب ملت ها که طی سی سال گذشته و به بهانه مبارزه با تروریسم انجام شده است، ملت ها رشد کردند و بالا آمدند و مدیریت ظالمانه و مستکبرانه حاکم بر جهان را غیرقابل پذیرش دانستند، لذا سلطه گران جهانی به این نتیجه رسیدند که مدل کار خود را تغییر دهند. آنان دنیا را در دو سطح اداره می کنند. در یک سطح، افرادی مانند بایدن، پوتین، نیکسون، خروشچف و برژنف در جلوی صحنه ایفای نقش کرده و می کنند و در یک سطح بالاتر، طراحی ها به گونه ای انجام می شود که بازی های جلوی صحنه، بخشی از آن است.

وی به تفاهم صورت گرفته در جریان پشت صحنه آمریکا، روسیه و چین، برای ایجاد یک جهان سه قطبی اشاره کرد و گفت: حمله به اوکراین، گام اول تغییر در مناسبات جهانی و ایجاد یک نظم جدید بوده است. دولت آمریکا چند ماه پیش مبادرت به برگزاری کنفرانس دموکراسی با حضور ۱۰۱ کشور کرد. دقت در مطالب مطروحه در کنفرانس، بوضوح بیانگر وحشت آنها از جریان بیداری انسانی و حرکت عمومی انسانهاست. فقط در ایران نمی گویند که فضای مجازی بد است، بلکه در آنجا هم ابراز نگرانی کرده اند که چرا فضای مجازی، به مردم فرصت داده است تا حرف بزنند و نقش آفرینی کنند!

استاد دانشگاه علم و صنعت تبدیل شدن هر انسان به یک رسانه را از عوامل سرعت بخشیدن به رشد و کمال انسانها دانست و افزود: نظام سلطه از حضور فزاینده و موثر انسانها در فضای مجازی به وحشت افتاده و دست به سانسور زده است. با آنکه توئیتر و فیسبوک در دست خودشان است اما چون مردم از طریق آنها حرفهایی و سازهایی می زنند که با خواست آنها هماهنگ نیست، اظهار ناراحتی می کنند و مدعی هستند دموکراسی کنترل شده ای که تا کنون جریان انتقال ثروت جهانی را به مرکز سرمایه داری تضمین می کرده، جواب نداده و به انتهای راه خود رسیده است!

وی به اعتراف صریح بایدن در کنفرانس دموکراسی دایر بر ضرورت ایجاد یک نظم نوین و اتخاذ تصمیمات جدید اشاره کرد و افزود: شرکت کنندگان در این کنفرانس به اتفاق، از قرار گرفتن دنیا در آستانه تحولات بزرگ سخن به میان آوردند و هنری کیسینجر نیز اخیرا گفته است که خاورمیانه آبستن حوادث بزرگ است.

رئیس دولت نهم و دهم بر هماهنگی کامل اروپا و آمریکا با روسیه در جریان حمله به اوکراین تاکید کرد و افزود: سران آمریکا و اروپا قبل از حمله روسیه به اوکراین، بستر این حمله را در فضای رسانه ای آماده کردند اما آنها از دو جا یعنی خدا و عکس العمل گسترده ملت ها در جهان غافل ماندند. مردم اوکراین و رئیس جمهور این کشور کار خیلی عظیمی را در دفاع از کشور خود انجام دادند اما مهمتر از آن، حمایت ملت ها از اوکراین بود.

وی به همصدایی و همراهی سران آمریکا و اروپا برای اشغال اوکراین از سوی روسیه اشاره کرد و گفت: روسیه نتوانست به کل اوکراین دست پیدا کند و اینک به دنبال جدایی بخشی از خاک این کشور است، در همین حال مقامات آمریکایی و اروپایی که مدعی حمایت از اوکراین هستند، بر ضرورت کوتاه آمدن اوکراین و تن دادن به جدایی بخشی از خاک خود تاکید کرده اند و کیسینجر هم همین حرف را اما به صورت کادو پیچ تکرار کرده و گفته است که جنگ سخت است و اوکراین باید هزینه بدهد و کوتاه بیاید. قرار آنها این است که پوتین به تزار روسیه تبدیل شود و امپراتوری شوروی سابق را احیا کند و چین تایوان را بگیرد و آمریکا هم به سمت ایران بیاید.

قرار آنها این است که پوتین به تزار روسیه تبدیل شود و امپراتوری شوروی سابق را احیا کند و چین تایوان را بگیرد و آمریکا هم به سمت ایران بیاید

احمدی نژاد به مباحث پینگ پنگی آمریکا با چین برای فراهم ساختن فضای ذهنی جهان جهت حمله چین به تایوان اشاره کرد و افزود: معنای اشغال تایوان از سوی چین، این نیست که آمریکایی ها بعد از تایوان سراغ ایران می آیند، زیرا هم اکنون نیز انواع فشارها را از همه طرف علیه ایران وارد می کنند. اما سوال جدی این است که آیا آنها به اهداف خود خواهند رسید؟ من معتقدم که بازی جدید آنها به سرانجام نمی رسد. یعنی موج عظیم انسانی که در راه است، اجازه اجرای کامل این نقشه را نمی دهد، کما اینکه روسیه نیز قادر نبود نقشه خود را به طور کامل علیه اوکراین اجرا کند

وی افشای نقشه نظام سلطه و تلاش برای معرفی نظام جایگزین را ضروری خواند و گفت: من معتقدم که هم در داخل ایران و هم در سطح بین المللی از سرعت تغییرات عقب نیستیم. باید با معدل جامعه حرکت کنیم و من فکر می کنم که معدل این حرکت، خوب و قابل قبول است.

استاد دانشگاه علم و صنعت، دولت های چین و آمریکا را برای ادامه حاکمیت خود، نیازمند به وجود یکدیگر دانست و افزود: مگر این دو کشور می توانند ۶۵۰ میلیارد دلار از مبادلات تجاری خود را حذف کنند؟ اگر این اتفاق بیفتند هر دو زمین می خورند. چین با فقر و بدبختی و آمریکا هم با تورم مواجه خواهند شد. پس به یکدیگر احتیاج دارند و باید حافظ همدیگر باشند. اینها مکمل و در عین حال نیازمند به هم و به عبارتی یک موجود در دو قالب هستند. بعضی ها در داخل ایران با تحلیلی غلط، تصور می کنند که آمریکا دیگر منطقه ما را رها کرده و به سراغ شرق رفته است! آنها یا واقعا متوجه نیستند یا آنکه خودشان را به بی توجهی زده اند! آنها مناسبات جهان را نمی شناسند و فکر می کنند که اگر ما با چین یا روسیه همراهی کنیم، گشایشی حاصل خواهد شد!

وی به تصرف بازار نفت ایران از سوی روسیه در شرایط کنونی اشاره کرد و گفت: تعجب آور است که چرا مسئولان ایران، بازار گاز روسیه را از آن خود نکردند؟ بهترین فرصت بود که ما به اروپایی ها بگوییم اختلافاتمان سرجایش باقی است اما برای انتقال گاز، آماده همکاری هستیم. چرا بعد از ۴۰ سال از انقلاب ما باید ملاحظه روسیه را بکنیم؟ مگر او ملاحظه ما را می کند؟

احمدی نژاد ادعای انتقال قدرت از غرب به شرق را متاثر از یک تحلیل اشتباه دانست و با رد این فرضیه گفت: مگر ما باید حیات انقلاب خودمان را به جریانات قدرت در جهان گره بزنیم؟ اصلا فرض می کنیم که این حرف درست است و بین شرق و غرب یک اصطکاک جدی و واقعی وجود دارد، آیا ما باید از این فرصت برای منافع ملت ایران و اعتلای آرمانهای انسانی استفاده کنیم، یا آنکه کنار یک طرف این رقابت بایستیم؟ با نگاه سیاسی و حتی مکتبی، وظیفه داریم از فرصت ها استفاده کنیم. چرا نباید هم آمریکا و هم روسیه و هم چین ضعیف شوند؟ چه کسی گفته است که اینها باید قوی باشند و چرا ما باید کمک کنیم که این ها قوی باشند؟ اینها چه گلی به سر دیگران زده اند که بخواهند به سر ما بزنند؟

وی در پایان سخنانش بار دیگر تصریح کرد که در برابر تلاش سلطه گران جهانی برای ایجاد تغییرات در دنیا، ما نیز وظایفی برعهده داریم. در گام اول، باید این طرح را افشا کنیم و به آگاهی بخشی بپردازیم و در گام دوم نیز طرح جایگزین نظم موجود را که متضمن منافع ملت ها، صلح، آزادی، عدالت و رفاه برای همگان است، ارائه دهیم.

منبع: دولت بهار

402004