به گزارش سایت خبری پُرسون، رسول سعیدیزاده، پژوهشگر و نویسنده، با تأکید بر اینکه ضعف فرهنگ گفتوگو و مهارتهای ارتباطی، یکی از عوامل تبدیل اختلافات روزمره به نزاع و خشونت اجتماعی است، خواستار آموزش و ترویج مهارت حل مسالمتآمیز اختلافات از خانواده و مدرسه شد.
رسول سعیدیزاده نوشت:
اختلاف، بخش جداییناپذیر زندگی اجتماعی است؛ انسانها با خواستهها، منافع، برداشتها و شخصیتهای متفاوت، طبیعی است که همیشه همنظر نباشند. اما امروزه جامعه ایرانی برای مدیریت اختلاف، به جای گفتوگو، به پرخاشگری و خشونت پناه میبرد. نگاهی به درگیریهای روزمره بین مردم نشان میدهد که بسیاری از نزاعهای سنگین، از یک مسئله بسیار کوچک مانند: جای پارک ماشین، یک سبقت، اختلاف مالی، مشاجره میان دو همسایه، سوءتفاهم در یک معامله یا حتی یک نگاه و جمله نامناسب، آغاز میشود.
آنچه یک اختلاف ساده را به بحران تبدیل میکند، لزوماً بزرگی موضوع نیست؛ بلکه ناتوانی در مهار خشم و گفتوگو با طرف مقابل است. یک بگومگوی ساده ممکن است در چند دقیقه به توهین و تهدید، سپس هل دادن و ضربوشتم و سرانجام مراجعه به پزشکی قانونی منجر شود. پس از آن نیز شکایت، تشکیل پرونده و رفتوآمد به دادگاه آغاز خواهد شد. اختلافی که میتوانست با چند دقیقه گفتوگوی آرام پایان یابد، اکنون هزینهای برای فرد، خانواده، دستگاه قضایی و در نهایت جامعه ایجاد کرده است.
اما این چرخه همیشه در پزشکی قانونی و دادگاه متوقف نمیشود. گاهی خشم لحظهای، احساس تحقیر، کینه و میل به انتقام، اختلاف را به خشونتی جبرانناپذیر و قتل ختم میشود. در این نقطه، دیگر هیچ حکم قضایی نمیتواند انسانی را به زندگی بازگرداند و هیچ مجازاتی نیز نمیتواند رنج خانوادههای درگیر را از میان ببرد. به همین دلیل، پیشگیری از خشونت اجتماعی باید بسیار پیشتر از ورود پرونده به دستگاه قضایی آغاز شود.
ریشه مسئله را نمیتوان فقط در مشکلات اقتصادی، فشارهای اجتماعی یا افزایش تنشهای زندگی شهری جستوجو کرد. بخشی از مشکل به فقر مهارتهای ارتباطی و ضعف فرهنگ گفتوگو بازمیگردد. ایرانیان اغلب برای سخن گفتن آموزش دیدهاند، نه برای شنیدن؛ همیشه برای دفاع از خود آماده هستیم، اما برای فهمیدن دیگری کمتر تمرین کردهایم. تحمل نظر مخالف، کنترل خشم، پذیرش اشتباه، عذرخواهی، مذاکره و میانجیگری مهارتهایی هستند که باید از کودکی آموخته شوند.
از این دیدگاه، فرهنگ گفتوگو صرفاً یک توصیه اخلاقی نیست؛ بخشی از امنیت اجتماعی جامعه است. جامعهای که شهروندانش بتوانند اختلافات خود را پیش از تبدیل شدن به خشونت مدیریت کنند، بار کمتری بر دوش پلیس، پزشکی قانونی و دادگاه خواهد گذاشت و مهمتر از آن، اعتماد و سرمایه اجتماعی بیشتری خواهد داشت. قانون البته جایگاه خود را دارد و در موارد تضییع حقوق یا تهدید امنیت افراد، مراجعه به نهادهای قانونی ضروری است؛ اما قانون نباید نخستین واکنش به هر اختلاف روزمره در میان مردم باشد.
راه اصلاح این معضل از خانواده و مدرسه آغاز میشود. آموزش گفتوگو، گوش دادن به مخاطب، کنترل خشم و حلّ مسالمتآمیز تعارض، باید بخش جدّی از تربیت اجتماعی باشد. رسانهها، نهادهای فرهنگی و آموزشی و حتی مدیریت شهری نیز میتوانند در ترویج این مهارتها نقش داشته باشند. جامعه بیش از آنکه به انسانهایی نیاز داشته باشد که در هر مشاجره برنده شوند، به شهروندانی نیاز دارد که بتوانند از یک بحران، بدون قربانی و خشونت عبور کنند.
بنابراین، متمدن بودن یک جامعه را نمیتوان با نبود اختلاف سنجید؛ اختلاف همیشه وجود خواهد داشت. معیار توسعهیافتگی و بلوغ اجتماعی، شیوه مواجهه با اختلاف است. اگر فریاد جای گفتوگو، تحقیر جای احترام و خشونت جای عقلانیت را بگیرد، فاصله یک مشاجره ساده تا پزشکی قانونی، دادگاه و حتی قتل، گاه فقط چند دقیقه است. شاید مهمترین اقدام برای کاهش این چرخه، آن باشد که پیش از نخستین ضربه، نخستین شکایت و نخستین ریختن خون، به خود و دیگری اندکی فرصت دهیم. کمی آرام شویم، سخن مخاطب را بشنویم و مقداری حرف بزنیم.
منبع: پُرسون