به گزارش سایت خبری پُرسون، اگر گزارش خبرگزاری آکسیوس درباره درخواست محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان از دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا برای امتناع از تشدید تنشها با ایران و در ادامه لغو حملهای که در رسانههای آمریکایی از آن گفته شده بود، درست بوده باشد، این یعنی موضع ریاض همچنان ترجیح حل بحران از طریق توافق با تهران است، همچنین این یعنی عربستان موضع خود را به موضع رویارویی که بسیاری از تحلیلگران به ویژه پس از اعلام تشکیل ائتلاف دریایی از سوی ریاض علیه اقدامات صنعاء و نیز بمباران پایگاههای نیروهای حشد شعبی در عراق توسط آمریکا و عربستان، در شبکههای تلویزیونی تحت حمایت مالی کشورهای خلیج فارس از آن صحبت میکنند، تغییر نداده است.
به نوشته روزنامه الاخبار چاپ لبنان، رفتار سعودیها از این حکایت دارد که ریاض ردپای اسرائیل را در آمادهسازیها برای حمله به ایران حس کرده بود به ویژه که طبق تبلیغات رسانههای خود آمریکا قرار بود تلآویو در این حمله شریک باشد، علاوه بر این، قرار بود این حمله پس از دیدار ترامپ و بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل در کاخ سفید انجام شود با اینکه هفتههای قبل از این دیدار، رسانهها مدام از اختلافنظرها میان آنها مینوشتند.
در واقع هر چقدر هم که ترامپ در اظهاراتش دمدمی مزاج و غیرقابل پیشبینی به نظر برسد، مراکز قدرت متعددی بر تصمیمات او چه در داخل و چه در خارج از آمریکا تأثیر دارند، اگرچه اسرائیل قطعا همچنان نفوذ قدرتمندی دارد اما مخالفتهای فزاینده در درون دولت میتواند حتی تاثیرگذارتر هم باشد، عربستان نیز با ذخایر عظیم نفتی خود، در اعلام دستاوردهای ممکن و محال در هر حملهای به ایران، دست بسته نیست و مهمتر از همه اینکه برنامهریزان نظامی آمریکا به خوبی میدانند که در هر حمله جدیدی امکان دستیابی به معجزاتی که حملات قبلی در طول ماهها نتوانستهاند به آن دست یابند، وجود نخواهد داشت.
مداخله اسرائیل در این تنش به منزله بزرگترین خطر برای عربستان است چراکه در این صورت این حمله، آنچه را که ترامپ ماهها تهدید میکرد اما جرأت انجام آن را نداشت یعنی حمله به زیرساختهای انرژی و نفتی ایران عملی میکند و این امر ناگزیر منجر به تلافی ایران علیه اهداف مشابهی در خلیج فارس میشود و عربستان را درگیر جنگی میکند که پایان آن نامعلوم است.
ممکن است عربستان خواستههای آمریکا از جمله استمرار محاصره یمن یا تشکیل ائتلاف دریایی برای جلوگیری از شکستن آن توسط انصارالله را محقق کند و حتی ممکن است در بمباران پایگاههای عراقی شرکت کند اما نمیتواند یک جنگ کنترل نشده را که هیچ چیز را در خلیج فارس باقی نمیگذارد تاب بیاورد، با وجود اینکه ریاض توان تأثیرگذاری بر تصمیمات آمریکا را دارد به ویژه اگر ترامپ به دنبال حمایتی در برابر اسرائیل و متحدان قدرتمند آن در داخل آمریکا باشد اما همچنان شریک کوچکی است که باید از خواستههای آمریکا پیروی کند.
اکنون مشکل این است که بازی در خلیج فارس آشکارا در حال انجام است و مشخص شده که آتشبس به نفع ایران نیست: یا باید بحران به گونهای حل شود که آن را راضی کند، یا جنگ ادامه مییابد و کسانی که در وهله اول آن را آغاز کردهاند، بار اصلی هزینه را متحمل خواهند شد. همین امر در مورد متحدان تهران به ویژه در یمن نیز صدق میکند، آنها نمیتوانند ادامه محاصره آمریکا را که از سوی عربستان اعمال میشود، بپذیرند. آنها متوجه شدند در حالی که همه مشغول جنگهای خود هستند، میتوانند نفتکشهای عربستان را هدف قرار دهند تا ریاض را برای لغو محاصره تحت فشار بگذارند اما سوالی که هنوز پاسخ منطقی برای آن وجود ندارد، این است: آیا عربستان نمیتواند در مورد چگونگی برخورد با بحران یمن به آمریکا پشت کند و سیاستی در راستای منافع خود در پیش بگیرد؟
امتناع عربستان از لغو محاصره یمن نشان میدهد که سران آن خواسته یا ناخواسته به دوران اشتباهات بزرگی بازگشتهاند که در جنگ با یمن در سال ۲۰۱۵ مرتکب شده بودند، یمنیها هیچ تهدیدی برای امنیت عربستان یا خلیج فارس نیستند، آنها با وجود تحمل ۱۲ سال جنگ و محاصره، فقط چند بار آن هم به دلایلی که در همان زمان اعلام شد، عربستان را هدف قرار دادند، حتی برای تصمیم اخیر آنها یعنی محاصره دریایی علیه عربستان، دلایل متعددی مطرح شد، آنها اعلام کردند و هنوز هم روزانه اعلام میکنند که به محض لغو محاصره اعمال شده بر یمن از سوی عربستان، اقدامات خود علیه آن را متوقف خواهند کرد. حتی ایران نیز تهدیدی برای عربستان یا هیچ کشور دیگر خلیج فارس نیست، تنها چیزی که ایران به دنبالش است، بهبود جایگاه منطقهای خود و سرمایهگذاری منابعش است که حق آن است و آنچه درباره «صدور انقلاب و تشیع» مطرح میشود، یک دروغ بزرگ است، ایران سالها در سوریه حضور داشت و حتی اگر فرض کنیم که چنین قصدی داشته باز هم نتوانست تشیع را در این کشور ایجاد کند، در واقع، دوران تغییر مذهب دسته جمعی، قرنها پیش به پایان رسید.
علاوه بر این، ماهیت دولت عربستان با مسیری که آمریکا آن را به سمت آن سوق میدهد، سازگار نیست، عربستان در طول تاریخش برای گسترش نفوذ خود به نیروی نظامی تکیه نکرده و ارتشی نیز برای این منظور تشکیل نداده است، بلکه نفوذ خود را از ثروت نفتی، نقش اقتصادیاش در جهان و جایگاهش به عنوان سرزمین حرمین شریفین به دست آورده است، تمام آنچه ریاض به آن نیاز دارد، یک موضع مستقل است تا اقداماتش بر اساس منافع خودش باشد، استقلال میتواند از نظر مردم، محافظت و مصونیت بیشتری برای حاکمیت آن نسبت به محافظت آمریکا فراهم کند، به عبارت دیگر عربستان ملزم به دشمنی با آمریکا نیست بلکه تنها باید از تبدیل شدن به ابزاری در دست آمریکا اجتناب کند.
منبع: ایسنا