چرا دشمن از جنگ نظامی با ایران عقب نشست؟ پیروزی بازدارندگی و آغاز جنگ ترکیبی

تحلیل عمیق روندهای استراتژیک نشان می‌دهد که دشمن با محاسبه دقیق هزینه‌های غیرقابل جبران در صورت درگیری نظامی با ایران، به جنگ ترکیبی روی آورده است.
تصویر چرا دشمن از جنگ نظامی با ایران عقب نشست؟ پیروزی بازدارندگی و آغاز جنگ ترکیبی

به گزارش سایت خبری پُرسون، آیا واقعاً کشتی‌های جنگی آمریکا در خلیج فارس یا تحریم‌های تازه، نشانه‌ای از نزدیک شدن به جنگ هستند؟ تحلیل عمیق روندهای استراتژیک نشان می‌دهد که دشمن با محاسبه دقیق هزینه‌های غیرقابل جبران در صورت درگیری نظامی با ایران، عمداً مسیر جنگ سخت را کنار گذاشته و به جنگ ترکیبی روی آورده است؛ جنگی که در آن تحریم‌ها، فضای مجازی و ناآرامی‌های ساختگی، جایگزین گلوله و موشک شده‌اند. اما نکته کلیدی اینجاست: این تغییر تاکتیک، نه ضعف ایران، بلکه پیروزی استراتژیک بازدارندگی نظامی جمهوری اسلامی است.

در دنیای امروز که هر حرکت ناوگان آمریکا در اقیانوس هند یا هر تحریم جدید وزارت خزانه‌داری آمریکا، بازتابی انفجاری در رسانه‌ها می‌یابد، سؤال اساسی مطرح می‌شود: آیا این اقدامات، پیش‌درآمد جنگ سخت نظامی علیه ایران هستند؟ پاسخ بر اساس تحلیل شش روند کلان استراتژیک، یک خیر قاطع است. دشمنان ایران نه‌تنها به جنگ سخت روی نیاورده‌اند، بلکه با ترس از پیامدهای غیرقابل کنترل آن، مسیری جایگزین را انتخاب کرده‌اند که در آن قدرت نظامی ایران، دقیقاً همان چیزی است که آن‌ها را از جنگ باز داشته است.

جنگ ترکیبی جایگزین جنگ کلاسیک شده است

در گذشته، قدرت‌های استکباری با بمباران مستقیم به اهداف خود می‌رسیدند. امروز، با وجود توان موشکی و پهپادی ایران که حتی ناوگان غول‌پیکر آمریکا را در معرض خطر قرار می‌دهد، جنگ سخت به گزینه‌ای پرهزینه و پرریسک تبدیل شده است. به همین دلیل، دشمن به جنگ ترکیبی روی آورده؛ جنگی که در آن تحریم‌های اقتصادی، جنگ رسانه‌ای و تحریک ناآرامی‌های اجتماعی، جایگزین گلوله شده‌اند. حرکت ناوها به سمت خلیج فارس نیز نه برای جنگ، بلکه برای تقویت این روند روانی طراحی شده است.

تحریم‌ها جایگزین جنگ شده‌اند، نه مقدمه آن

تحریم‌های اقتصادی علیه ایران با دقت جراحی طراحی شده‌اند تا فشار را بر معیشت مردم وارد کنند، نه بر پادگان‌ها. این امر نشان می‌دهد که دشمن هنوز به کارآیی این ابزار ایمان دارد و نیازی به گام خطرناک جنگ نظامی نمی‌بیند. تشدید تحریم‌ها نشانه نیاز به جنگ نیست، بلکه نشانه اعتماد دشمن به اثربخشی ابزارهای غیرنظامی است.

فضای مجازی، میدان نبرد اصلی

نکته شگفت‌انگیز اینجاست: اگر هدف دشمن جنگ نظامی بود، اولویت اول، هدف قرار دادن پایگاه‌های موشکی یا سامانه‌های دفاعی ایران می‌بود. اما تمرکز اصلی بر تحریک نارضایتی‌های اجتماعی از طریق شبکه‌های مجازی است. این امر ثابت می‌کند که هدف، شکستن انسجام داخلی جامعه از درون است، نه نبرد نظامی از بیرون. فضای مجازی به میدان نبرد کم‌هزینه تبدیل شده که در آن یک پست تحریک‌آمیز، جایگزین هزاران گلوله شده است.

دشمن از عبور از خط قرمز بازدارندگی می‌ترسد

الگوی اقدامات خصمانه همواره در محدوده‌ای طراحی شده‌اند که از واکنش نظامی ایران جلوگیری کنند. این امر نشان‌دهنده محاسبه دقیق دشمن است: او می‌داند که عبور از خطوط قرمز ایران (مانند تجاوز به حریم هوایی یا حمله به زیرساخت‌های حساس) می‌تواند زنجیره‌ای از واکنش‌های غیرقابل پیش‌بینی را آغاز کند که حتی برای آمریکا هم کنترل‌ناپذیر خواهد بود.

بازدارندگی ایران

اینجاست که نقش تاریخی توان نظامی ایران آشکار می‌شود. سامانه‌های موشکی دقیق، ناوگان پهپادی پیشرفته و عمق استراتژیک در محور مقاومت، هزینه جنگ با ایران را برای دشمن به رقمی غیرقابل تحمل تبدیل کرده‌اند. این بازدارندگی معتبر، جنگ سخت را از یک گزینه عملیاتی به یک کابوس استراتژیک برای دشمن تبدیل کرده است. همین عامل است که امروز دشمن به جای جنگ، به تحریم و جنگ رسانه‌ای روی آورده است.

بر اساس نظر و تحلیل برخی آینده‌پژوهان، سناریوی غالب در افق قابل پیش‌بینی، جنگ سخت نظامی نیست، بلکه فشار چندلایه فرسایشی است که هدف آن تغییر رفتار از درون جامعه است. اما این تحلیل یک پیام امیدبخش دارد: تشدید فشارهای غیرنظامی، نه نشانه ضعف ایران، بلکه گواهی بر موفقیت بازدارندگی نظامی جمهوری اسلامی است. دشمن جنگ نمی‌خواهد چون می‌داند در آن صحنه، با قدرتی روبه‌رو خواهد شد که هزینه‌اش را نمی‌تواند بپردازد. این، پیروزی استراتژیک ایران در میدان محاسبات جهانی است؛ پیروزی‌ای که با تقویت یگانگی ملی و هوشیاری رسانه‌ای، می‌تواند هرگونه توطئه‌ای را بی‌اثر کند.

منبع: مهر

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

1160677

سازمان آگهی های پُرسون