روحانی:

امنیت مطلوب است اما امنیتی‌کردن کشور خطرناک است

حسن روحانی رئیس‌جمهور ایران در دوره‌های یازدهم و دوازدهم گفت: در همین ماجرای جنگ ۱۲ روزه پیشگیری و بازدارندگی آن به نظر من خیلی آسان بود. متأسفانه فرصت‌هایی بود که درست از آن‌ها استفاده نشد، حالا من نمی‌خواهم وارد این مسأله شوم، اگر در فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۰ به برجام برمی‌گشتیم و برجام عملیاتی می‌شد جنگ ۱۲ روزه دیگر معنی نداشت، اسنپ‌بک دیگر معنی نداشت، شرایط دیگری می‌بود، اسرائیلی‌ها و دشمنان ما در دنیا و آمریکایی‌ها موضوع هسته‌ای را متأسفانه امنیتی کردند.
تصویر امنیت مطلوب است اما امنیتی‌کردن کشور خطرناک است

به گزارش سایت خبری پُرسون، حسن روحانی رئیس‌جمهور ایران در دوره‌های یازدهم و دوازدهم، روز چهارشنبه ۵ آذر، در دیدار جمعی از وزیران و معاونان رئیس‌جمهور در دولت‌های یازدهم و دوازدهم، تأمین امنیت را مطلوب و امنیتی کردن جامعه را مضر خواند و گفت: امنیت، اطمینان و آرامش ایجاد می‌کند، ولی امنیتی شدن اطمینان را از بین می‌برد و مردم را نگران می‌کند. ما فضای امنیتی نمی‌خواهیم، ما فضای امن می‌خواهیم.

بنا بر روایت دفتر حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران در دوره‌های یازدهم و دوازدهم با بیان اینکه ۵ ماه بعد از جنگ ۱۲ روزه، همچنان متأسفانه در شرایط نه جنگ و نه صلحیم، تأکید کرد: باید همه تلاش کنیم تا شرایط «نه جنگ» را تقویت کنیم و برای این کار باید بازدارندگی‌های ما در بخش‌های مختلف ترمیم و تقویت شود و برای این کار الزاماتی نیاز است که همه باید تلاش کنیم برای دستیابی به آن تا بتوانیم هر چه سریع‌تر در برابر توطئه‌های دشمن بازدارندگی واقعی را به کشور برگردانیم.

دکتر روحانی افزود: باید قدرت اطلاعاتی را تقویت کنیم. سرویس‌های اطلاعاتی ما باید با سرویس کشورهای دیگر همکاری داشته باشند. مردم هم باید به دستگاه اطلاعاتی کمک کنند. در بخش فناوری اطلاعات هم خودمان را تقویت کنیم. راهش این است که فضای امنیتی را برداریم و نخبگان ایرانی را در هر کجای دنیا هستند، جذب کنیم.

او با اشاره به اینکه در سال ۷۸ بازدارندگی سیاسی مانع جنگ شد، گفت: متأسفانه الان در منطقه بازدارندگی گسترده نداریم و فضای کشورهای همسایه کاملاً در اختیار آمریکا و اسرائیل است.

رئیس‌جمهور ایران در دوره‌های یازدهم و دوازدهم با تأکید بر اینکه حفظ بازدارندگی توسط مردم بی‌نقص بوده است، گفت: اهداف اصلی دشمن این بود که یا این نظام را تغییر بدهند یا به تعبیر خودشان آن را سرنگون کنند، یا اینکه در ایران بتوانند تمامیت ارضی ما را خدشه‌دار و کشور را تجزیه کنند. درست است که هر دو مسأله وظیفه نیروهای مسلح و دستگاه‌های اطلاعاتی است، اما عمدتاً ملت سینه سپر کرد که دشمن ناموفق بود. اگر می‌خواهیم در برابر دشمن بازدارندگی خودمان را حفظ کنیم، مردم باید امیدوار باشند. ما به مردم می‌گوییم در کشور مشکلات داریم و باید مقاومت کنید ولی خودمان باید قدم اول را برداریم.

دکتر روحانی با بیان اینکه تکرار نشدن جنگ دست ماست، اظهار داشت: دشمن می‌خواست سازمان دفاعی ما را آشفته کند اما موفق نشد. کاری که رهبری معظم انقلاب در همان ساعت‌های اولیه در ساماندهی فوری و سریع انجام داد، اقدام خیلی بزرگی بود. در جنگ ۱۲ روزه ما ایستادگی و مقاومت کردیم ولی ضربه هم دیدیم و مشکلات داشتیم. اما معنایش این نیست که دیگر تکرار نمی‌شود. تکرار نشدنش دست ماست، یعنی اگر ما در جامعه وحدت‌ و انسجام ملی‌مان را به خوبی حفظ کنیم، در آن شرایط ما می‌توانیم در برابر دشمن ایستادگی کنیم.

دکتر روحانی بزرگترین خیانت به رهبران را کم و زیاد جلوه دادن واقعیت‌ها دانست و گفت: باید بدانیم ما دشمنان قوی پنجه و خطرناکی داریم. اسرائیل جزو شرورترین و خبیث‌ترین رژیم‌هاست. آن طرف هم دشمن و خصمی داریم به نام آمریکا که کنار این رژیم ایستاده، فردی که امروز در آمریکا حاکم است معلوم است چه آدمی است، هر روز یک تصمیمی می‌گیرد و یک حرفی می‌زند. پس ما باید با دقت محاسبه کنیم و دشمنان را به همان اندازه که هستند قدرتمند ببینیم. ما باید در فناوری و فضای سایبری تلاش کنیم، داده‌ها و زیرساخت و مسیر ارتباطمان را به خوبی حفظ کنیم. باید در فناوری، حداقل از ایرانی‌هایی که در خارج از کشور هستند به خوبی استفاده کنیم. برای این کار باید فضا را امن و افراد لایق را جذب کنیم.

متن کامل اظهارات دکتر روحانی به این شرح است:

بسم‌ الله الرحمن الرحیم

شرایط کشور بعد از ۵ ماه که از جنگ ۱۲ روزه عبور کردیم، درباره نه جنگ و نه صلح که رهبری هم فرمودند که باید نسبت به آن کاری کنیم، کار چندانی تاکنون انجام نگرفته است. احساس امنیت در کشور وجود ندارد، حالا این که خود امنیت هست یا نیست یک مقوله دیگری است. زمانی که مردم احساس امنیت ندارند اصولاً اینکه رشد اقتصادی داشته باشیم، تورم را پایین بیاوریم، سرمایه‌گذاری کنیم، خیلی معنا و مفهومی ندارد، این احساس ناامنی، ناامنی روحی، ناامنی جامعه، ناامنی فکری، ناامنی ذهنی وجود دارد. از بحث حمله پیش‌دستانه که عبور کنیم، اساس امنیت ملی در همه کشورها، بحث بازدارندگی است. یعنی ما باید کاری کنیم که دشمن حمله را آغاز نکند، اگر هم حمله را آغاز کرد باید قدرت دفاعی آنچنان مؤثر باشد که در زمان کوتاهی بتوانیم جلوی خسارت‌ها را بگیریم و جنگ را پایان بدهیم.

در سال ۷۸ بازدارندگی سیاسی مانع جنگ شد

در بحث بازدارندگی یک قدم مهم در همه دنیا بازدارندگی سیاسی است؛ یعنی روابط ما با کشورها و دنیا به گونه‌ای باشد که آنکه ما را تهدید می‌کند، با قدرت دیپلماسی که اعمال می‌کنیم جلویش را بگیریم یا لااقل تهدید را عقب بیندازیم.

قبلاً هم روزهایی داشتیم که احتمال می‌دادیم آمریکا به ایران حمله کند. در سال ۷۸ در زمان کلینتون، آمریکایی‌ها اتهام ماجرای انفجار در خُبر را طبق بررسی که FBI انجام داده بود می‌خواستند به ایران منتسب کنند و صریحاً اعلام کردند که ایران را باید مورد حمله موشکی قرار دهیم. در ایران مبنای ما این شد که در برابر حمله موشکی چگونه دفاع کنیم و چه اقدامی کنیم؟ می‌توانیم دفاع کنیم یا نه؟ پاسخ ما چه باشد؟ یک بخشی از بحث‌های شورای عالی امنیت ملی و دبیرخانه، در آن مقطع این بود. بلافاصله فعالیت سیاسی و دیپلماتیک را شروع کردیم، لذا از طرق مختلف برای عربستان پیغام دادیم. آنچه مهم بود این بود که عربستان چه چیزی را اعلام کند، چون انفجار خُبر در عربستان واقع شده بود. یک پایگاه آمریکایی مورد حمله قرار گرفته بود در چندسال قبل، یعنی سال ۷۵ که بررسی آن حدود ۳ سال طول کشیده بود.

بنا بر این شد که یک نفر نماینده تام‌الاختیار از ایران برود عربستان و با مقامات عربستان به یک تفاهم برسد. حالا آن زمان بنده را تعیین کردند به عنوان نماینده تام‌الاختیار از ایران. من رفتم عربستان، آن طرف هم آقای امیرعبدالله، نایف را به عنوان نماینده تام‌الاختیار در این موضوع انتخاب کرد. ما دو نفر شروع کردیم به مذاکره، بعدازظهر حدود دو ساعت مذاکره کردیم، بعد موقع نماز مغرب شد. سپس شام رسمی که آقای نایف ترتیب داده بود. بعد از شام ما از ساعت ۱۱ شب مذاکره را دومرتبه شروع کردیم، از ۱۱ شب تا ۵،۴ صبح یعنی تا موقع اذان صبح، مجموعاً ما بیش از ۷ ساعت در عصر و شب مذاکره کردیم و در نهایت به تفاهم رسیدیم.

در ۵ بندی که می‌خواستیم به تفاهم برسیم، در همه آن ۵ بند به تفاهم رسیدیم. این داستان مربوط به اردیبهشت سال ۷۸ یعنی ۷۸.۲.۱۸ است. در پایان مذاکرات آقای نایف رو کرد به دو نفر گفت شما بنشینید یک متن را برای تفاهم‌نامه امنیتی بنویسید و آن متن را بدهید به فلانی یعنی من و هر متنی که ایشان امضا کرد من آن را امضا خواهم کرد و پیش من نیاورید. خب این کار شد و تفاهم‌نامه امنیتی امضا شد. بعد آمدیم در فرودگاه جده. ایشان در فرودگاه در حضور خبرنگاران اعلام کرد در ماجرای خُبر همسایگان ما دخالتی نداشتند، این همان چیزی بود که ما می‌خواستیم عربستان اعلام کند.

بنابراین برای بازدارندگی فعالیت سیاسی حرکت مهمی است؛ بازدارندگی دیپلماتیک و سیاسی. موارد دیگری هم داریم که فرصت نیست آن را بگویم که آمریکایی‌ها آماده بودند برای جنگ علیه ایران و با فعالیت دیپلماتیک توانستیم جلوی جنگ را بگیریم.

تأمین امنیت خوب و امنیتی کردن معمولاً مضر است

در همین ماجرای جنگ ۱۲ روزه پیشگیری و بازدارندگی آن به نظر من خیلی آسان بود. متأسفانه فرصت‌هایی بود که درست از آن‌ها استفاده نشد، حالا من نمی‌خواهم وارد این مسأله شوم، اگر در فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۰ به برجام برمی‌گشتیم و برجام عملیاتی می‌شد جنگ ۱۲ روزه دیگر معنی نداشت، اسنپ‌بک دیگر معنی نداشت، شرایط دیگری می‌بود، اسرائیلی‌ها و دشمنان ما در دنیا و آمریکایی‌ها موضوع هسته‌ای را متأسفانه امنیتی کردند.

همانقدر که امنیت محبوب و مطلوب ما است، امنیتی کردن به ضرر ماست. امنیت خیلی خوب است. تأمین امنیت خیلی خوب است. امنیتی کردن معمولاً مضر است. در دانشگاه تأمین امنیت خیلی خوب است، ولی دانشگاه امنیتی معنی ندارد. تأمین امنیت جامعه خیلی خوب است، امنیتی کردن جامعه غلط است. تأمین امنیت فضای اقتصادی خیلی خوب است، اقتصاد را امنیتی کردن نادرست است. امنیت فرهنگ خیلی خوب است. امنیتی کردن فرهنگ غلط است. وقتی «ی» پسوند امنیت می‌شود، بلایی سرش می‌آورد که درست معکوس می‌شود. امنیت اطمینان درست می‌کند، آرامش درست می‌کند، ولی امنیتی شدن نگرانی درست می‌کند و اطمینان را از بین می‌برد و مردم را نگران می‌کند. اگر بخواهیم مسائل فرهنگی را از طریق امنیتی حل کنیم، شدنی نیست. وقتی یکسری مسائل فرهنگی و اجتماعی را امنیتی می‌کنند، چیزی به دست نمی‌آید، همراهش ناامنی به وجود می‌آید.

برجام برای ما امنیت هسته‌ای به وجود آورد

به هرحال، آن‌ها دنبال این بودند که موضوع فناوری هسته‌ای ایران را امنیتی کنند و امنیتی هم کردند. اینکه پرونده ما از آژانس و وین به نیویورک و شورای امنیت رفت و به فصل ۷ رفت و قطعنامه‌ها علیه ما صادر شد یعنی هسته‌ای را امنیتی کردند. برجام خاصیتش چه بود؟ در کنار صدها خاصیت که من الان نمی‌خواهم آن‌ها را توضیح بدهم، اولین خاصیت برجام این بود که امنیت هسته‌ای برای ما به وجود آورد، به جای اینکه هسته‌ای امنیتی باشد. برای فناوری هسته‌ای امنیت درست کرد. اگر برجام می‌بود جنگ ۱۲ روزه نداشتیم. کسی بهانه نداشت که بخواهد به ما حمله کند، بهانه‌ها از دشمنان سلب می‌شد. حالا البته ممکن است کسی بگوید به دلیل دیگر، با بهانه دیگر ممکن بود حمله کنند ولی فعلاً با این بهانه به ما حمله کردند. در سال ۱۴۰۰ برجام نشد، چرا نشد؟ حالا فعلاً من کاری به بحث آن ندارم. متأسفانه در دولت سیزدهم هم نتوانستند؛ تا رسیدیم به اینجا و این مسأله پیش آمد.

متأسفانه در منطقه بازدارندگی گسترده نداریم

در بحث بازدارندگی، یک بازدارندگی گسترده هم داریم که مربوط می‌شود به بازدارندگی منطقه‌ای. معمولاً می‌گویند بازدارندگی گسترده، که کشورهای دیگر هم به نحوی تأثیرگذارند. مثلاً اگر در منطقه ما، عراق یک کشوری بود که الان دارای توانمندی مستقل دفاعی بود، شرایط فرق می‌کرد. از ۲۰۰۳ آمریکایی‌ها آمدند در عراق و هنوز هم عراق به استقلال کامل و نهایی نرسیده است. تا چند سال قبل که حتی درآمد نفتی عراق هم دست آن‌ها بود، یعنی نفت می‌فروختند، پول نفت می‌رفت در حسابی در سازمان ملل، حالا یک مقداری از آن شرایط فاصله گرفته‌اند. ولی امروز فضای عراق دست کیست؟ دست عراق که نیست. فضای سوریه الان دست کیست؟ حالا آن زمانی هم که اسد بود، تازه آن وقت هم فضای امنی در آنجا نبود؛ الان که دیگر معلوم است، فضای لبنان دست کیست؟ فضای اردن دست کیست؟ یعنی اسرائیل تا مرز ما، در فضا و آسمان بی‌دفاع و آزاد حرکت می‌کند.

می‌گویند اسرائیل چقدر فاصله دارد با ایران، امروز دیگر بحث فاصله نیست، در مسیر هر وقت لازم باشد با تانکر هوایی سوخت لازم را می‌گیرد و دیگر مشکل مسافت وجود ندارد، هواپیما بلند می‌شود و نزدیک ایران بنزین‌گیری می‌کند، مشکلی که ندارد، آسمان تا ایران برای دشمن کاملاً امن شده است. متأسفانه الان ما بازدارندگی گسترده نداریم، یعنی کشورهای همسایه ما عراق، سوریه، لبنان، اردن، همه این‌ها، فضایشان متأسفانه کاملاً در اختیار آمریکا و اسرائیل است. معنی‌اش اینست که اگر ما بتوانیم به منطقه کمک کنیم، کمک به خودمان هم هست. اگر بتوانیم به استقلال کشورهای منطقه کمک کنیم، کمک به خودمان است. یعنی یک منطقه امن، یک منطقه قوی و توانمند که همه کشورها مستقل باشند، روابط ما یک روابط درست باشد، البته باید روابطی باشد که همسایگان کاملاً با دولت ایران نزدیک شوند و در کنار هم باشند، منافعشان را مشترک ببینند، خطرات را مشترک ببینند.

دشمن موفق نشد سازمان دفاعی ما را آشفته کند

به هرحال اسرائیل و آمریکا هر دو به ما حمله کردند، ولی به آن اهداف اصلی‌شان نرسیدند. بازدارندگی ما آنجایی که دست نیروهای مسلح ما بوده، مربوط به دستگاه امنیتی ما بوده، متأسفانه نقص و اشکال داشتیم ولی آنجایی که بازدارندگی توسط ملت بوده، بی‌نقص بوده است. بازدارندگی نظامی داریم که اگر هواپیمای دشمن به مرز ما نزدیک شد رادار ما بتواند ببیند، پدافند ما بتواند ضربه بزند. جنگنده ما بتواند در هوا با آن‌ها مقابله کند. بازدارندگی فناوری هم باید داشته باشیم، باید بتوانیم اختلال الکترونیکی لازم را ایجاد کنیم. جنگال اهمیت دارد و وابسته به این است که فناوری ما در چه حد باشد، چقدر ما در فناوری قدرتمند هستیم. دشمن ما چقدر در فناوری پیشرفته است. حالا در همه این‌ها، مشکلاتی داشتیم، اما اهداف اصلی دشمن، اهدافی بود که عمدتاً مردم و ملت بازدارنده اصلی بودند.

اهداف اصلی دشمن چه بود؟ اهداف اصلی دشمن این بود که یا این نظام را تغییر بدهند یا به تعبیر خودشان این نظام را سرنگون کنند، یا اینکه در ایران بتوانند تمامیت ارضی ما را خدشه‌دار و کشور را تجزیه کنند. درست است که هر دو مسأله وظیفه نیروهای مسلح و دستگاه‌های اطلاعاتی است، اما عمدتاً ملت سینه سپر کرد که دشمن ناموفق بود. دشمن در هسته‌ای می‌خواست به ما ضربه بزند، که مقداری به ما ضربه زد، البته نتوانست به هدف صد درصدی که می‌خواست برسد، اما ضربه زد. در بحث موشکی می‌خواست به ما ضربه بزند. صد درصد نتوانست اما به ما ضربه زد. می‌خواست سازمان دفاعی ما را آشفته کند و آشفتگی ایجاد کند، این را موفق نشد.

چرا فرماندهان را در اولین لحظه مورد هدف قرار دادند؟ زدن فرماندهان در لحظه اول برای ایجاد آشفتگی بود. چون نفر بعدی نمی‌داند چه کار باید بکند؟ اصلاً برنامه قبلی چه بوده؟ این فرمانده بوده که برنامه‌ریزی و کار و تلاش کرده و الان نیست. ولی در اینجا ناموفق بودند یعنی کاری که رهبری معظم انقلاب انجام داد در ساماندهی فوری و سریع، در همان ساعت‌های اولیه، ساماندهی برگشت. این اقدام خیلی بزرگی بود. لذا در آشفتگی ناموفق بود.

برای حل مشکلات خودمان باید قدم اول را برداریم

البته هدف اصلی ما اینست که تمامیت ارضی این کشور، انسجام ملی، امنیت ملی، منافع ملی، مصالح ملی، ارزش‌های دینی و ملی ما هم حفظ شود، اهداف اساسی ما این‌هاست. اگر می‌خواهیم این اهداف اساسی را به خوبی حفظ کنیم، همچنان باید در خط مقدم مردم سینه سپر کنند. نباید فکر کنیم که در آن ۱۲ روز مردم ایستادند پس اگر ۱۲ روز دیگری اتفاق بیفتد باز هم مردم می‌ایستند. باید کار و تلاش کنیم تا مردم احساس رضایت کنند، هر مقدار مردم نسبت به مشروعیت و مقبولیت نظام، باور بیشتری داشته باشند، محکم‌تر می‌ایستند. هر بخشی از مشروعیت و مقبولیت ما اگر زیر علامت سؤال قرار بگیرد آن ایستادگی ضعیف می‌شود.

درست است ما به مردم می‌گوییم در کشور مشکلات داریم و باید مقاومت کنید ولی خودمان باید قدم اول را برداریم. خودمان که می‌گوییم یعنی همه، یعنی دولت، حاکمیت، همه علاقه‌مندان به نظام. ما به مردم می‌گوییم در آب صرفه‌جویی کنید، این حرف درست است، منتهی اول باید خودمان قدم برداریم، باید به مردم بگوییم که آبیاری قطره‌ای ما این مقدار بود و در این دولت توانستیم این مقدار اضافه کنیم. تعداد سدهای ما این مقدار بود، توانستیم این مقدار هم اضافه کنیم. شما هم بیایید این کار را کنید.

در دولت تدبیر و امید، آمار زمین‌هایی که در آن آبیاری مدرن اجرا شد، تا اول دولت ما ۳.۱ میلیون هکتار بوده، آخر دولت ما ۵.۲ میلیون هکتار یعنی ۲ برابر شد. این کار بزرگی بود در صرفه‌جویی آب. اینکه می‌گوییم عمده مصرف آب در کشاورزی است درست است ولی باید چه کار کنیم؟ کشاورزی را تعطیل کنیم؟ کشاورزی را که نمی‌شود تعطیل کرد. باید در بذر، نوع کشت، نوع آبیاری حواس ما جمع باشد، در کانال‌کشی و زه‌کشی حواس ما جمع باشد، همه این کارها را باید انجام بدهیم که مشکل حل شود.

در سدسازی باید تلاش کنیم. ما در دولت یازدهم و دوازدهم مجموعاً ۵۷ سد ساختیم. در دولت سیزدهم هم ۵ سد ساخته شد. ما وقتی به مردم می‌گوییم در مصرف آب صرفه جویی کنید، خود ما هم باید بتوانیم یک کار عمده‌ای انجام بدهیم، تا فاضلاب را تصفیه کنیم و در کشاورزی استفاده کنیم. در ۸ سال، ما ۹۶ تصفیه‌خانه فاضلاب ساختیم. دولت بعدی هم حدود ۲۰ تا ساخت. بنابراین ما باید قدم برداریم بعد به مردم بگوییم شما هم صرفه‌جویی کنید. یعنی همزمان با اقدامات لازم عملی، کار فرهنگی هم بکنیم و از مردم درخواست کنیم برای کمک. اول باید خودمان انجام بدهیم، سپس به مردم بگوییم ما مشکلات داریم شما به ما کمک کنید.

مثلاً در بحث تورم، از سال ۹۳ تا ۹۹ تورم جمعی ما ۵.۱۴۲ درصد بود. متوسط حقوق کارمندان و کارگران ۱۴۲ درصد اضافه شد. یعنی درست به مقدار تورم، حقوق را اضافه کردیم، بازنشسته‌ها که وضع‌شان خیلی بهتر شد، حداقل و متوسط حقوق بازنشسته‌ها در سال ۹۹ نسبت به ۹۲، چهار برابر شد. حداقل حقوق کارکنان و بازنشستگان ۴۹۰ هزار تومان بود، شد یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان. متوسط حقوق بازنشستگان از ۸۹۹ هزار تومان، ۳ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان شد. بنابراین باید یک قدم برداریم، سپس از مردم بخواهیم که آن‌ها هم یک قدم بردارند.

منبع: خبرآنلاین

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

1095232

سازمان آگهی های پُرسون