به گزارش سایت خبری پُرسون، اروپا طرح وام نظامی ۱۶۸ میلیارد دلاری راهاندازی کرده، بزرگترین توافق تجاری تاریخ خود را با هند امضا کرده و در برابر تهدیدهای تعرفهای ترامپ جبهه گرفته است. اما یک مشکل بنیادین باقی است؛ این قاره همچنان در دفاع، انرژی و فناوری به آمریکا وابسته است و همین وابستگی، اعتبار پیشنهادی اروپا را نزد کشورهایی که به دنبال شریکی قابل اتکا هستند، فرسوده کرده است. اروپا برای پر کردن این شکاف، نه به سوگواری برای شریک از دست رفته، بلکه به بازسازی پیشنهاد خود بر پایه تواناییهای واقعیاش نیاز دارد.
راهبرد امنیت ملی دوره دوم ریاست جمهوری دونالد ترامپ بر این اساس است که روزگاری که آمریکا جهان را نگه دارد، به سر آمده است! این احساس در دو سال گذشته بخش بزرگی از سیاست خارجی این دولت بوده و رویکرد آن به اروپا نیز از این قاعده مستثنا نبوده است. در سال ۲۰۲۵، ایالات متحده کمک نظامی به اوکراین را متوقف کرد و در ماه مه امسال اعلام کرد که ۵۰۰۰ نیرو را از آلمان خارج میکند. دونالد ترامپ تهدید کرده است که گرینلند، سرزمین یک کشور همپیمان ناتو، را تصاحب خواهد کرد و وعده داده است که بر کشورهای عضو مخالف این اقدام تعرفه اعمال کند. هنگامی که ایالات متحده و اسرائیل در فوریه به ایران حمله کردند، نه با قدرتهای اروپایی مشورت کردند و نه به آنها هشدار دادند؛ اروپاییها رها شدند تا تقریبا تنها با پیامدهای اقتصادی جنگ روبهرو شوند.
اروپا در میان این هجوم دست روی دست نگذاشت. این قاره برای پر کردن شکافهای ناشی از قطع حمایت مالی ایالات متحده از اوکراین در سال ۲۰۲۵ وارد عمل شد. در ماجرای گرینلند، کشورهای اروپایی که با تعرفه روبهرو بودند، ترامپ را با تهدید اقدامات تجاری تلافیجویانه گسترده علیه ایالات متحده به عقبنشینی وادار کردند. اتحادیه اروپا یک طرح وام نظامی ۱۶۸ میلیارد دلاری راهاندازی کرده که کانادا اولین عضو غیراروپایی آن است. اوایل امسال، این اتحادیه بزرگترین توافق تجاری تاریخ خود را با هند نهایی کرد و توافقی را که مدتها به تعویق افتاده بود با بلوک اقتصادی آمریکای جنوبی موسوم به مرکوسور، امضا کرد.
البته که برخی از تلاشهای اروپا برای قطع اتکا به آمریکا این قاره را بیشتر به واشنگتن وابسته کرده است. برنامهریزی نظامی، فرماندهی، بازدارندگی هستهای و سیستمهای توانمندساز نظامی اروپا همچنان به تواناییهای آمریکا متکی است. افزایش هزینههای نظامی به خرید سلاحهای آمریکایی منجر شده و حتی تا سال ۲۰۲۵، ایالات متحده بیش از نیمی از واردات گاز طبیعی مایع اتحادیه اروپا را تامین میکرد. این وابستگی مداوم به نوبه خود اعتبار اروپا را نزد کشورهای دیگری که به دنبال روابط جدید امنیتی، فناوری و اقتصادی خود هستند، تضعیف کرده است. اما اکنون هرچه رابطه فراآتلانتیک ضعیفتر شود، اروپا بیشتر به بازارهای صادراتی، مواد خام، ظرفیت صنعتی نظامی و همبستگی سایر کشورها در برابر زورگویی نیاز پیدا میکند و کمتر میتواند آن کشورها را بر ارزش خود به عنوان شریک متقاعد کند. اروپا به پیشنهادی بهتر نیاز دارد که بر تواناییهای خودش استوار باشد، نه بر تواناییهای متحد دمدمیمزاجش آمریکا.
عقبنشینی آمریکا از کمک به اروپا و تهدید به خروج از ناتو ظهور یک بینظمی تهاجمیتر یعنی حق با زور است را تسریع کرده است که در آن نیازهای متفاوتی پیش آمدهاند. کشورها اکنون به دنبال مشارکتهای امنیتی برای تقویت تواناییهای نظامی خود، روابط تجاری پایدار برای محافظت در برابر جنگ اقتصادی و تامین مالی برای جبران کاهش کمکها و افزایش هزینههای استقراض دولتی هستند.
رابطه اروپا با ایالات متحده بر ارزشهای مشترک، اتکای متقابل و عمل متقابل بنا شده بود. این رابطه کشورهای اروپایی را قادر ساخت تا پس از جنگ جهانی دوم بر بازسازی اقتصادهای خود و ساختن نهادهایی برای جلوگیری از جنگهای آینده در این قاره تمرکز کنند. تنشهای دو سال گذشته نشان داده است که اروپا مزایای آن رابطه را بدیهی میدانست. امروزه، این قاره با تهدیدهای متفاوتی نسبت به ۸۰ سال پیش روبهروست و دیگر نمیتواند روی ایالات متحده حساب کند که به کمکش بیاید. اروپا به جای سوگواری از دست دادن شریک خود در واشنگتن، باید شرکای جدیدی بر پایه شناخت نوع متفاوتی از اتکای متقابل بیابد.
ساختن روابط جدید برای کاهش وابستگی اروپا به ایالات متحده به معنای کنار گذاشتن کامل واشنگتن نیست. هر دو طرف همچنان از همکاری امنیتی از طریق ناتو، تجارت و سرمایهگذاری مستمر و یک سیستم مالی بینالمللی یکپارچه سود خواهند برد. همکاری با ایالات متحده ارزشمند باقی خواهد ماند اما دیگر ضروری نخواهد بود. اروپا اگر بتواند از موضع قدرت مذاکره کند، با پشتیبانی مشارکتهای متنوعتر، معاملات بهتری از دولت ترامپ و جانشینانش خواهد گرفت.
منبع: ایسنا