به گزارش سایت خبری پُرسون، ناصر کنعانی سخنگوی سابق وزارت امور خارجه در یادداشتی نوشت: دولت ایالات متحده آمریکا که طی چند دهه خود را حافظ و ضامن امنیت جهان و آبها و آبراههای بینالمللی و تنها الگوی لیبرال دموکراسی در سراسر جهان معرفی میکرد، اینک در عصر ترامپ و ترامپیسم چهره واقعی خود را به جهانیان نشان داد و برای سلطه بر جهان، وقیحانه و بیرحمانه بر دوست و دشمن خود در دور و نزدیک تیغ و شمشیر میکَشد.
این رویکرد آمریکا که فراتر از رویکرد شخصی و شخصیتی رئیس جمهور ماجراجوی آنست، نه یک کُنِش مقتدرانه، بلکه واکنشی منفعلانه به روند افول هژمونی و قدرت نفوذ و سلطه آمریکا بر روندها و معادلات جهانی است. در واقع انتخاب شعار ماگا(آمریکا را دوباره بزرگ میکنیم) توسط ترامپ و ترامپیستها، اعترافی صریح به همین افول و ضعف بیسابقه قدرت جهانی آمریکاست و اینکه ترامپ میخواهد آن را به جایگاه قبلی برگرداند.
ایالات متحده آمریکا به دلیل افول جایگاه اخلاقی و هژمونیک و ناتوانی خود در استقرار نظام تکقطبی در جهان پس از فروپاشی شوروی، نقاب دروغین صلحطلبی و ارزشهای لیبرال دموکراسی را از چهره خود برکشیده و ماهیت حقیقی خود را نمایان کرده است. این عبارت که در نامه اخیر ترامپ خطاب به نخستوزیر نروژ آمده، فراتر از عصبانیت او نسبت به عدم دریافت جایزه صلح نوبل، گویای رویکرد نوین بینالمللی آمریکا در سیاست خارجی و بینالملل است؛ حال که جایزه صلح نوبل به من تعلق نگرفت، دیگر خود را موظف نمیدانم که سیاست خود را فقط بر اساس صلح بنا کنم، بلکه منافع آمریکا را در اولویت قرار خواهم داد.
واکنش تهدیدآمیز رئیس جمهور آمریکا به پاسخ منفی ماکرون رئیسجمهور فرانسه برای مشارکت در "شورای به اصطلاح صلح غزه" نیز در همین راستا قابل تفسیر است؛ ترامپ مدعی است؛ «هیچکس به پاسخ منفی ماکرون به درخواست آمریکا برای پیوستن به شورای صلح غزه اهمیت نمیدهد، اگر تصمیم ماکرون این باشد، او(ماکرون) به زودی خارج از دفتر ریاست جمهوری خواهد بود. وقتی تعرفههای ۲۰۰ درصدی برای مشروبات الکلی فرانسه تعیین کردم، ماکرون با این موضوع موافقت خواهد کرد.»
گوترش دبیرکل سازمان ملل نیز اخیرا در اعترافی تلخ و قابل تأمل، در واکنش به اقدام ترامپ در ربایش رئیسجمهور ونزوئلا و همسرش و نیز تهدید او به اشغال گرینلند میگوید؛ «واشنگتن برای اعمال نفوذ و قدرت خود، گاهی از هنجارهای حقوق بینالملل نیز فراتر میرود. شورای امنیت دیگر نماینده جهان نیست و یک نهاد ناکارآمد است.»
سیاستهای هنجارشکن آمریکا جامعه جهانی را در برابر انتخابی سرنوشت ساز قرار داده است. آمریکا با عصیانگری علیه منشور ملل و حقوق بینالملل بعنوان میراث مشترک بشری و تنظیم کننده رفتارها و تعاملات اعضای سازمان ملل، صلح و امنیت بینالمللی را به بازی گرفته است. رئیسجمهور آمریکا با تهدید و ارعاب همگان و تَبختُر فرعونی خود میخواهد کره زمین و ساکنان آن را به تسلیم و کُرنش وادار کند.
شراکت آشکار، عینی و علنی واشنگتن با رژیم اسرائیل در نسلکُشی و کودککُشی فلسطینیان در نوار غزه، طراحی و اجرای مشترک تجاوز نظامی ۱۲ روزه علیه ایران بهمراه رژیم اسرائیل، اقدام نظامی علیه ونزوئلا و ربایش رئیس جمهور مادورو و همسرش، تهدید علیه کوبا، مکزیک، کلمبیا، دانمارک و گرینلند و روسیه و چین و دیگران، اثبات کرده است که آمریکا به سیطره فرعونی و فراقانونی علیه کل جهان و بشریت میاندیشد.
جامعه جهانی میان دو انتخاب قرار دارد؛ ایستادگی و پرداخت هزینههای آن برای دفاع از نظم، صلح و امنیت بینالمللی و نیز حفاظت از شرافت انسانی و یا تسلیم و لگدمال شدن در زیر یکجانبهگرایی زورمدارانه آمریکا!
اروپا دهههای متمادی خود را متحد و همپیمان آمریکا تلقی میکرد، اما آمریکا اثبات کرد که اروپا را بعنوان شریک و متحد به رسمیت نمیشناسد و حداکثر نقش یک پیمانکار و کارگزار برای آن قائل است. علاوه بر بسیاری از باج خواهی ها و اهانتهای سابق، برنامه ریزی و عزم اخیر ترامپ برای تصاحب زورمدارانه گرینلند، اروپا را در برابر یک آزمون تاریخی قرار داده است. واگذاری گرینلند به آمریکا، واگذاری زمین نیست بلکه واگذاری عزت و اعتبار و استقلال اروپاست. آیا اروپا از حیثیت خود و شهروندانش دفاع خواهد کرد؟
اروپا میتواند باز هم به آمریکا باج دهد و رئیسجمهور فرانسه سخاوتمندانه به ترامپ پیشنهاد نماید تا گرینلند را فراموش کرده و به جای آن در مورد سوریه و ایران گفتگو و همکاری کنند! اما باید بدانند باج دادن به قلدرِ زورگو و زیاده طلب، شرّ آمریکا را از سر قاره سبز دور نخواهد کرد. اروپا چندین دهه است که کمر زرّین به خدمت آمریکا بسته است و مگر اروپا پیش از این سالها و بلکه دههها با آمریکا علیه ایران و روسیه و سوریه و یمن و لیبی و دیگر کشورها و ملتهای جهان همکاری نکرده است؟ اروپا چه پاداش شایستهای برای خوشخدمتی به آمریکا غیر از توهین و تحقیر گرفته است؟!
ایستادگی در برابر آمریکا و زورگوییهای آن، مصداق روشن پایبندی به شرافت و ارزشهای والای اخلاقی و انسانی و نیز احترام و التزام به دستاوردهای مشترک بشری در عرصه حقوق بینالملل و قواعد و مقررات آمره بینالمللی است.
جمهوری اسلامی ایران و ملت رشید آن رژیم آمریکا را به دلیل سیاستهای استکباری و ضدبشری آن نه فقط دشمن خود، بلکه دشمن بشریت قلمداد کرده و میکند. چه بسا پیش از این برخی دولتها و ملتها چنین نگاه و قضاوتی نسبت به آمریکا نداشتهاند، اما گذشت زمان، حقانیت موضع و ارزیابی ایران و ایرانیان در خصوص رژیم آمریکا را اثبات کرده است.
ملت ایران ۴۷ سال پیش دست رد به سینه استکبار جهانی زده و ایستادگی شرافتمندانه و عزتمندانه در برابر سیاستهای شیطانی آمریکا را به کُرنش و تسلیم در برابر این نظام مستکبر برگزیده است.
تهدید مجدد ترامپ به تجاوز نظامی علیه ایران پس از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و نیز مباشرت آمریکا در ایجاد آشوب و اقدامات تروریستی و داعشی اخیر در شهرها و روستاهای ایران، با قاطعیت رهبری معظم، ملت، دولت و نیروهای مسلح ایران ناکام و نافرجام ماند، هر چند آمریکا همچنان چنگ و دندان نشان میدهد. اینها هزینههایی است که ملت ایران برای استقلال و آزادی خویش و جمهوریت و اسلامیت نظام و انقلاب خود پرداخت کرده است.
و اما همه دولتها و ملتها باید درک کنند که صلح و امنیت بینالمللی در معرض تهدید جنگ طلبی، سلطهجویی و یکجانبهگرایی زورمدارانه آمریکاست. حفاظت از صلح و امنیت بینالمللی، نیازمند مقاومت در برابر آمریکا و جهانی شدن اندیشه و حرکت ضدآمریکایی است.
منبع: ایسنا