پدر و مادر به سوگ نشسته‌اند؛ به سوگ پسری که نخواست زنده بماند. تنها یک جان داشت که آن را هم داد. گوشی هوشمند می‌خواست اما نداشت. یک گوشی که بتواند با آن برای خانم رضایی معلم کلاس پنجم مدرسه باهنر دیر استان بوشهر فیلم و عکس ارسال کند. پاسخ سوالات درسی را بدهد. خود را کشت و حالا همه او را در گوشی‌های هوشمند می‌بینند. این خبر دردناک را می‌خوانند و افسوس می‌خورند. اما این درد برای پدر و مادر سید محمد دردناک‌تر است برای پدر و مادر بی‌بضاعتی که ٣ پسر داشتند؛ یکی ناتوان و پسر دیگر خردسال است و محمدی که دیگر نیست.

درباره مردی که زیاد می دانست اما متواضع بود؛

سرباز گمنامِ گمنام

چند گزاره درباره آقای عبدالعلی رحیمی که خیلی‌زیاد می‌دانست ولی اصلا چیزی برای خود نمی‌خواست، مردی که کرونا در هفتمین دهه زندگی‌اش در همین شهریور ماه، او را از ما گرفت.