شناسه خبر: 398480
دوشنبه 2 خرداد 1401 15:29
پدر مخالف بازیگریام بود اما…
به گزارش سایت خبری پرسون، نام منوچهر نوذری -همچنان و با گذشت سالها از درگذشتش- با به میان آمدن نام فرزندش در ذهنها تداعی میشود، هر چند که ایرج به تنهایی چهره شناختهشدهای در بین اهالی سینما، تلویزیون، اجرا و ورزش است. ایرج نوذری در همان دوران کودکی با استودیوی دوبله و گویندگی آشنا و پایش به این حرفه باز شد، اما در هنگام ورود به عرصه هنر به شدت با مخالفت پدرش روبهرو شد و به گفته خودش حتی پدرش به دوستانش سفارش میکرد که به او نقش ندهند. به بهانه شرکت ایرج نوذری در شبهای مافیا با او -که سخت هم تن به مصاحبه میدهد- همکلام شد.
قبل از حضور در مسابقه، شبهای مافیا را دنبال میکردید و با نحوه بازی آن آشنا بودید؟
خیر، قبل از بازی کارگردان «شبهای مافیا» سعید ابوطالب تعاملاتی داشت که هر فردی میتوانست به طور دلبخواه شرکت کند که من در ۴ روز ۲ دست تمرین داشتم.
نه به هیچ عنوان، یعنی کاملاً به صورت اتفاقی و رندومی بود و میتوانم بگویم هیچ مورد خاصی مشاهده نشد و به صورت اتفاقی نقشها تقسیم میشد.
فیلمبرداری به این صورت بود که کاملاً بدون قطعی و یکسره انجام میشد و حتی بازی را قطع نمیکردند، فقط قسمت سوم اندکی حاشیهبرانگیز بود که پخش شد.
برعکس نقشهای منفی که بازی کردهام، خیلی خندان و شوخطبع هستم و اندکی برایم سخت بود که مافیا باشم و شهروند بودن را بیشتر میپسندم.
ساخت این گونه برنامهها و مسابقات را مخاطبان تعیین میکنند و فکر میکنم «شبهای مافیا» جزو پربینندهها باشد و تولید این گونه برنامهها برای مخاطب موثر و مفید است.
بله، آن را از دوران کودکی به دلیل علاقهام شروع کردم و ادامه دادم. گرند مستر کونگ فو هستم.
هنر و ورزش مکمل هم هستند. شاید برای مخاطبان جالب باشد که بگویم بیشتر بدلکاریهایی را که در نقشهایم ایجاب میکند، خودم انجام میدهم و هنر و ورزش کاملاً میتوانند مکمل هم باشند و به نوعی نیاز یکدیگر هستند.
من به ۸ زبان به صورت حرفهای مسلط هستم و با چندین لهجه مختلف صحبت میکنم. فوق لیسانس زبانشناسی از اسپانیا دارم. خیلی از عزیزان تصور میکنند من در هند درس خواندهام اما اینگونه نیست و علاقهام به آموزش زبان از دوران کودکی شکل گرفته است.
درباره حضور پدرم بگویم که کاملاً مخالف ورود من به عرصه بازیگری بود، چون روحیه من و این صنعت را میشناخت و برخلاف این که مخاطبان عزیز تصور میکنند شاید پدرم مشوق من برای ورود به این عرصه بود یا حتی جایی کاری برایم انجام داد، باید با قاطعیت بگویم که این گونه نبود. حتی پدرم به دلیل مخالفتی که داشت سفارش میکرد که از من در آثار استفاده نکنند و اولین بار است که این را بیان میکنم.
پدرم یک استاد بود و اگر روزانه حتی یک کلمه از وی چیزی یاد گرفته باشم، الان میتوانم بگویم که از یک دانشگاه دانش آموخته شده ام. اگر پدرم را در یک جای تاریک هم میانداختی خودش را با شرایط وفق میداد و این درس بزرگی بود که من از وی در کنار صبر و بردباری، یاد گرفتم. من از سال ۵۴ در دوبله و رادیو نقش کودک را میگفتم و اولین فعالیت هنریام فیلم سینمایی «قهرمان» بود و با سریال «کلانتر»، مسابقه «ستاره ها» و «مسافری از هند» به چشم آمدم.
چون کلانتر در ۳ فصل و ۳ سال مختلف ساخته شد، شب و روزش خاطره است و این که خیلی دوست داشتم ادامهدار شود چون پر مخاطب بود.
برایم فرقی نمیکند و معتقدم بازیگر باید نقش سیاه، خاکستری و حتی قهرمان را به نحو احسن بازی کند تا قدرت خود را نشان دهد.
ایرج نوذری بعد از دورهای پرکاری ناگهان کم کار شد، دلیلاش چه بود؟ نقشی پیشنهاد داده نمیشد یا نقشهای پیشنهادی چنگی به دل نمیزدند و نمیپذیرفتید؟
سالها پر کار بودم اما متاسفانه به دلیل موضوعی که دوست ندارم اشارهای به آن کنم، میتوانم بگویم ۶ سال خانهنشینی کردم، با این که تنها راه معاش من فعالیت در سینما، رادیو و تلویزیون بود. بعد از این ۶ سال پیشنهاد بازی داشتم اما چنگی به دل نمیزد. مخاطب خیلی برایم اهمیت دارد و بعد مالی آن را در این عرصه نادیده گرفتم، همیشه احترام به مخاطب برایم ارزشمند بوده و حتی در سختترین شرایط اگر پیشنهادی ارائه میشد که چنگی به دل نمیزد، آن را رد کرده ام.
از سال ۷۹ با «کلانتر» و «مسافری از هند» و سال ۸۲ مسابقه «ستارهها» بود و تا اواسط دهه ۹۰ فوق العاده پر کار بودم و میتوانم بگویم که حتی بزرگ شدن دخترانم، دلناز و دلربا، را ندیدم.
در پاسخ به این پرسش بگویم که سرگرد امیری در سریال «کلانتر» را بیشتر دوست دارم چون وظیفه خود را به نحو احسن انجام میداد و صبور و دلسوز بود.
متاسفانه نه یک بار، نه ۲ بار بلکه ۳ بار این اتفاق برایم افتاده است. البته یک بار به کما رفتم اما بعد از چند روز از بیمارستان مرخص شدم. شایعات متاسفانه به خاطر لایک و جذب فالوور همیشه بوده و صفحات زرد بر این گونه شایعات دامن میزنند و فقط میتوانم بگویم برایشان متاسف هستم. بیشتر این شایعات به خانواده و دوستان نزدیکم آزار میرساند، مدیر برنامهام در شایعه آخر در ۴۸ ساعت به ۴۰۰ تماس پاسخ داد و اینقدر خسته شده بود که تلفن را روی پیغام گیر گذاشته بود که زندهام.
سینما، تلویزیون و رادیو انتها ندارد، یعنی بازیگری نهایتی ندارد، بیشتر کارها و اصناف این گونه هستند و هنر انتهایی ندارد و تا آخرین روز باید یاد بگیریم و بر دانشمان بیفزاییم.
چون فیلیموشات هستید و زیر مجموعه فیلیمو، خدمت مخاطبان عرض کنم انتقادی که مخاطبان در خصوص «شبهای مافیا» داشتند این بود که نوذری میخواهد یاد داشتن زبانش را به رخ بکشد، خیر، اینگونه نبوده، عزیزان تهیه و تولید «شبهای مافیا» از من خواستند در برخی موقعیتها به چند زبان صحبت کنم و هیچ وقت این گونه آدمی نبودهام که بخواهم سواد یا دانشی را به رخ عزیزانم بکشم. مصاحبه را میخواهم با شعری به پایان برسانم؛ «روزی که تو آمدی به دنیا عریان/ جمعی به تو خندان و تو بودی گریان/ کاری بکنای دوست که وقت رفتن/ جمعی به تو گریان و تو باشی خندان»